زنان،طنز،جنسیت و غیره!
January 15, 2006 | یکشنبه، 25 دیماه 1384

نقد جریان طنز پورنوگراف در وبلاگستان توسط نقطه ته خط و نقدخورشید خانوم بر پاره ای از بخشهای زن ستیزانه!نقد ایشان را می شود از چند زاویه نگاه کرد:یکی اصل قضیه و دیگری نوع برخورد این دو دوست عزیز با مساله. چون قضیه اساسا به طنز و نقش زنان در آن –بخصوص در وبلاگستان-برمی گردد ،ما هم لازم دانستیم خودمان را قاطی کنیم!
1 – زنان، از مهمترین سوژه های طنز در تاریخ ادبیات کشورمان بوده اند و مباحث جنسی(با محوریت زنان) یکی از عمده ترین مضامین و موضوعات آثار شوخ طبعانه ( اعم از طنز،فکاهه،لطیفه،هجو و غیره) بوده است.برخی این امر را ناشی از غرور لطمه دیده مردانه می دانند.مردان(جز مقطع کوتاهی از مادرسالاری)همواره بر زنان مسلط بوده اند ولی با این وجود خود را از نظر جنسی محتاج زن احساس می کرده اند.این احتیاج، به فقدان حس برتری کامل مردان انجامیده و این غرور لطمه دیده ،در آثار طنز ساخته مردان متجلی شده است(ر.ک به کتاب تاریخ طنز در ادبیات فارسی،حسن جوادی،انتشارات کاروان،ص 247)به این استدلال،می شود عوامل دیگری را نیز افزود:طنز،ذاتا تابوشکن و هنجار گریز است و جنسیت،یکی از تابوهای ریشه دار در عرف و شرع ماست که بازی با آن در آثار طنز،گذر از خط قرمزهای عرفی و مذهبی تلقی می شود ومی تواند دریافتی از عصیان بر علیه آنچه هست را به ذهن مخاطب منتقل کند.
2 – طنز در تاریخ ادبیات کشورمان همواره چهره ای مردانه داشته است. بندرت با زنان طنزنویس مواجه شده ایم .حتی در دوره معاصر هم که طنز،رسانه ای و اجتماعی شده است معادله،خیلی تغییر نکرده است.این امر اولا ریشه تاریخی دارد:همانطورکه دربالا اشاره شد،فضای ناسالم طنز و طنازی،به زنان اجازه فعالیت در این حیطه را نداده است.دوما ریشه در معادلات قدرت در نظامهای سیاسی و اجتماعی دارد:طنز به عنوان اجتماعی ترین گونه ادبی،با سیاست همیشه به صورت مستقیم درگیر بوده و از آنجا که سیاست وسیله کسب قدرت است و قدرت همواره امری مردانه بشمار می آمده،طنز،بیشتر عرصه تاخت و تاز مردان بوده،تا زنان...و دلیل سوم آن که ویژگیهای طنز (مثل فاصله گرفتن با موضوع و با بیرحمی به ارزیابی نشستن و امثاله)به نظرم بیشتر قدرت تطابق با فضای ذهنی و زبانی مردانه را دارد.در مجموع،نتیجه سه عامل فوق آن شده که طنز،بیشتر عرصه حرکت مردان باشد تا زنان.
3 – سلطه"زبان مردانه"بر طنز،آنچنان سنگین بوده است که اکثر زنانی که طنز نوشته اند،با زبان مردانه و حتی زاویه نگاه مردانه نوشته اند.چه در زمینه سیاسی،چه اجتماعی،چه خانوادگی و چه حتی جنسی.مهمترین مصداق این امر،آثار زنان همکار "توفیق"و "کاریکاتور"،دو نشریه مهم طنز دهه های 40 و 50 است.گرچه چهره هایی در میان زنان داشته ایم که زبان و نگاه زنانه در طنز داشته اند (بی بی فاطمه استر آبادی،فروغ فرخزاد،مهشید امیرشاهی و ...)ولی این امر نتوانسته جریان طنز را از استیلای زبان مردانه رها کند و به آفرینش جریانی از زنانه نویسی در طنز منجر شود.
4 – جنسی نویسی در طنز،قدمتی به دیرپایی حیات بشریت دارد!از انجا که این مهم(!)معمولا به دوش مردان بوده است و زنان در این میان مفعول بوده اند و نه فاعل،ورود زنان در مباحث اینچنینی،خرق عادت تلقی می شود و تاسف یا تعجب برانگیز بودنش از همین جا آب می خورد..من نمی دانم نقطه ته خط عزیز کدام وبلاگها یا مطالب طنز زنان مورد نظرشان است،ولی تا آنجا که من با چنین مطالبی از نویسندگان زن در وبلاگستان برخورد کرده ام،نوشته های آنها،الگوبرداری از زبان و نگاه مسلط مردانه در طنز بوده است .از این رو فکر نمی کنم مستهجن نویسی مرز بندی جنسیتی را برتابد. اگر نادرست باشد،زن و مرد ندارد.لطفا میان اینطور طنزها را پرده نکشید!
5 – وجود چنین پدیده ای را در وبلاگستان پیامد خیلی از مسائل می شود دانست .عقده گشائیهای جنسی،می تواند بخشی از آن باشد ولی تمام آن نیست. می توان به آن،دلایل متعددی از جمله شرایط خاص سیاسی و اجتماعی و فکری جامعه امروز و نسل جوان را اضافه کرد.همچنین درک نادرست از طنز و ویژگیهای آن را به عنوان مهمترین عامل ذکر کرد.زنان همینقدر از برآیند مولفه های فوق متاثرند که مردان.تک عاملی کردن رویکرد زنان به این مساله می تواند نادیده گرفتن عوامل دیگر را در پی داشته باشد.
6 – ساده گرفتن طنز و سهل انگاری در ارائه آن، سطح سلیقه مخاطب را پایبن می آورد و در بلند مدت،می تواند خطر بروز گونه ای از ابتذال را در طنز مکتوب جامعه به همراه داشته باشد .این درست، ولی برخی دوستان وبلاگ نویس در دفاع از این نظر،خود نقض غرض می کنند.با این حال فکر می کنم در برخورد با تحلیل و نظر دیگران باید کمی منصف تر و انتقاد پذیرتر بود.برآشفتن معمولا کارساز نیست. نقطه ته خط ،در مجموع، حرف درستی زده است و اگر اشکالی باشد در لحن نوشتار اوست.