
مدتهاست پرنده خیالم از ناحیه بال دچار نقص فنی شده است ... به هیچ ضرب و زوری نمی تواند پرواز کند .
مدتهاست پرنده خیالم از ترس سوانح هوایی،سفرهای زمینی را ترجیح می دهد و به خوردن برنجها و نانهای جلوی باغچه ها و طاقچه ها دلخوش است.
مدتهاست هیچ چیز مرا یاد هیچ چیز نمی اندازد...همه چیزهمان است که هست...درخت همان درخت است و برگ همان برگ و آشغال همان آشغال و کوه همان کوه...من آدم شده ام و این،خیلی غم انگیز است!...