October 2026
September 2026
February 2026
January 2026
December 2025
September 2025
August 2025
July 2025
June 2025
May 2025
April 2025
March 2025
February 2025
January 2025
December 2024
November 2024
September 2024
August 2024
July 2024
June 2024
May 2024
April 2024
March 2024
February 2024
January 2024
December 2023
November 2023
October 2023
September 2023
August 2023
July 2023
June 2023
May 2023
April 2023
March 2023
February 2023
January 2023
December 2022
November 2022
October 2022
September 2022
August 2022
July 2022
June 2022
May 2022
April 2022
March 2022
February 2022
January 2022
December 2021
November 2021
September 2021
August 2021
July 2021
June 2021
May 2021
March 2021
February 2021
January 2021
December 2020
November 2020
October 2020
September 2020
August 2020
July 2020
June 2020
May 2020
April 2020
March 2020
January 2020
December 2019
November 2019
September 2019
August 2019
April 2019
March 2019
February 2019
January 2019
December 2018
October 2018
September 2018
August 2018
July 2018
June 2018
April 2018
March 2018
January 2018
December 2017
October 2017
September 2017
August 2017
July 2017
May 2017
April 2017
March 2017
February 2017
January 2017
December 2016
November 2016
October 2016
September 2016
July 2016
June 2016
May 2016
April 2016
March 2016
February 2016
January 2016
December 2015
September 2015
July 2015
June 2015
May 2015
April 2015
March 2015
January 2015
December 2014
October 2014
September 2014
August 2014
June 2014
May 2014
April 2014
February 2014
December 2013
November 2013
October 2013
September 2013
August 2013
July 2013
May 2013
April 2013
March 2013
February 2013
January 2013
December 2012
November 2012
October 2012
September 2012
August 2012
June 2012
May 2012
March 2012
January 2012
December 2011
July 2011
June 2011
May 2011
April 2011
March 2011
February 2011
January 2011
December 2010
October 2010
September 2010
August 2010
July 2010
June 2010
May 2010
March 2010
February 2010
January 2010
December 2009
November 2009
October 2009
September 2009
August 2009
July 2009
June 2009
May 2009
April 2009
March 2009
February 2009
January 2009
December 2008
November 2008
October 2008
September 2008
August 2008
July 2008
June 2008
May 2008
April 2008
March 2008
February 2008
January 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
April 2006
March 2006
February 2006
January 2006
December 2005
November 2005
October 2005
September 2005
August 2005
July 2005
June 2005
May 2005
April 2005
March 2005
February 2005
January 2005
December 2004
November 2004
October 2004
September 2004
August 2004
July 2004
June 2004
January 2004
December 2003
November 2003
October 2003
September 2003
                
info at bbgoal.com
rouyasadr at yahoo.com


Enter Your Email
 





دور دور کردن پیاده‌ها ممنوع
October 10, 2026

سرهنگ علی رفیعی رئیس اداره نظارت بر اماکن درباره محدوده خیابان‌های سنایی و ایرانشهر گفته: «متأسفانه این محدوده به محلی برای دوردور و تجمع تبدیل‌شده است. من خودم در محل حضور پیدا می‌کنم و می‌بینم بعضی افراد حتی نمی‌دانند برای چه به آنجا آمده‌اند. از ابتدای خیابان حرکت می‌کنند تا انتهای پارک و دوباره برمی‌گردند. وقتی از آن‌ها می‌پرسیم برای چه به اینجا آمده‌اید و چه‌کاری دارید خودشان هم پاسخ مشخصی ندارند.»

به‌زودی در همین راستا، اخبار تکمیلی:

*به‌زودی عملیات ضربتی «جمع‌آوری پیاده‌های بی‌هدف در سطح محله‌های سنایی و ایرانشهر» در ادارۀ نظارت بر اماکن نیروی انتظامی اجرا می‌شود.

*بر اساس عملیات فوق هرگونه دوردور عابران پیاده از ابتدای خیابان تا انتهای پارک و بالعکس نیازمند ارائۀ دلایل متقن و محکمه‌پسند می‌باشد.

*دوردور پیاده‌ها در خیابان‌های فوق مستلزم دریافت مجوز روزانۀ «طرح ترافیک پیاده‌ها در سنایی و ایرانشهر» است.

*متقاضیان باید در «سامانۀ پیاده‌روی لازم در سنایی و ایرانشهر و کسب مجوز» (سپلشک sepeleshk.ir) ثبت‌نام کنند و به دریافت و نصب مجوز روزانه «طرح ترافیک پیاده‌ها» روی پیشانی اقدام نمایند.

*دور دور کنندگان بی مجوز به سزای پیاده‌روی‌های ننگین خود خواهند رسید.


خوشبختی و بدبختی
October 6, 2026

-خوشبختی چیست؟
-اینکه ما شاخ نظام سلطه را شکسته‌ایم.

-بدبختی چیست؟
-همین خوشبختی‌ای که در تمام دنیا فقط ما از آن برخورداریم!


چند می‌گیری دروغ بگویی؟
September 20, 2026

دستگاهی را به افرادی وصل می‌کنند. از آن‌ها می‌خواهند جمله‌ای را بگویند تا اگر اشتباه باشد دستگاه زنگ بزند

یک سیاستمدار: دستگاه با شنیدن عبارت: «حقیقتش را بگویم» زنگ می‌زند.

یک نسل زد: دستگاه با شنیدن:«هر چی شما بگین» زنگ می‌زند.

یک مسئول اجرایی: دستگاه با شنیدن:«فکر همه جاشو کردیم» زنگ می‌زند.

یک مسئول اقتصادی: دستگاه با شنیدن: «به مردم اطمینان می‌دهیم» زنگ می‌زند.

یک مسئول سیاست خارجی: دستگاه با شنیدن: «در گفتگوها به نتایج خوبی رسیدیم» زنگ می‌زند.

یک مسئول قضایی: دستگاه با شنیدن: «بر اساس اعترافات متهم» زنگ می‌زند.

یک رهبرخودخواندۀ اپوزیسیون: دستگاه با شنیدن «عزیزانم، کمک در راه...» دستگاه هی تکان می‌خورد و زنگ می‌زند.

یک نهیلیست: دستگاه با شنیدن: «من اعتقاددارم که...» زنگ می‌زند.

یک رفرمیست: دستگاه با شنیدن: «تجربه نشان می‌دهد که اصلاحات تنها راه حل...» چرتش می‌گیرد و اصلاً حواسش نیست که باید زنگ بزند!

یک مجری اخبار تلویزیون دولتی: دستگاه همین‌جوری مدام زنگ می‌زند!

...و بالاخره یک مسئول خیلی بالا: دستگاه با شنیدن: «سرنوشت و زندگی مردم برای من خیلی مهم است» هنگ می‌کند، از کار می‌افتد و اصلاً زنگ هم نمی‌زند!...


رقص مردگان در خیابان انهدام
September 5, 2026

%D9%85%D8%AC%D8%A7%D8%A8%DB%8C.jpg

به بهانۀ درگذشت زنده‌یاد، جواد مجابی
نشریۀ نگاه نو در آخرین شماره سال 1404 از همکارانش خواست بهترین کتابی را که طی سال خوانده‌اند به صورت کوتاه معرفی کنند. حاصل پاسخ من به این درخواست، معرفی رمان شب ملخ بود که در فاصله میان دو جنگ و کشتار هولناک دیماه، روزآمد و حس کردنی می‌نمود:

اگر بخواهم از اثر طنزآمیز متفاوتی که در سال جاری منتشرشده است نام ببرم، یک عنوان در ذهنم برجسته می‌شود و بر آثار دیگر سایه می‌اندازد: شب ملخ نوشتۀ جواد مجابی
کتاب با تصویر روزهای موشک‌باران تهران در جنگ هشت‌ساله آغاز می‌شود؛ سه انفجار در محل‌های پزشکی قانونی، گورستان شهر و یک نقطه نامشخص اتفاق می‌افتد، ماجرا در یک فضای آخرالزمانی پیش می‌رود و پیامدهای هولناک انفجارها و هم‌نشینی زندگان و مردگان با زبانی سینمایی توسط یک راوی بازگو می‌شود و در کنار صحنه‌های دیگری از جنگ و پیامدهای آن می‌نشیند تا همه در کنار هم گرد مرگی را که بر شهر و بر سرزمین پاشیده‌ شده است به نمایش بگذارند.
اما هنر مجابی این است که عنصر طنز را با این فضای عجیب‌ و هولناک عجین کرده و آن را در ساختار رمان تنیده است. این طنز به‌روشنی در تمامی اثر به چشم می‌آید و گاه چنان بر فضای آن حاکم می‌شود که رمان را یکسره به سمت‌وسوی طنز می‌کشاند. کتاب عناصر آثار پست‌مدرن را در خود دارد. ترکیب قالب‌های نگارشی مختلف از گزارش روزنامه‌ای و روایت داستانی گرفته تا یادداشت نویسی و شعر، درهم‌ریختگی زمان و مکان، تغییر زاویۀ دید، بینامتنیت، ساختار تکه‌تکه اثر (که حس غریب شهر ویران‌ را در ذهن می‌نشاند) از آن جمله است. استفاده از این شگردها در اثر با طنز همراه است؛ توگویی بازگویی عمق فاجعه جز با زبان طنز ممکن نیست!
گرفتنِ فاصلۀ انتقادی از سوژه، اقتضای آفرینش طنز است. مجابی در شب ملخ بافاصله به جنگ نگاه می‌کند، این امر امکان درگیری عاطفی و شعاری با آن را از او می‌گیرد، کمک می‌کند که ابعاد فاجعه‌بار جنگ را ببیند و رها از کلیشه‌ها، به روایت پیامدهایش بنشیند. کتاب، زبان و نگاهی کنایی دارد و مجابی از طنز بالاترین بهره را برای انتقال این نگاه و زبان برده است تا در سایۀ روایت جنگ به هراس‌ها و ناامنی‌ها و خرافاتی که در رفتار فردی و اجتماعی ما لانه کرده است بپردازد. در کتاب عبارات کلیشه‌ای در جای خود نمی‌نشینند و هجو می‌شوند. مثلاً بعد از «انفجار هولناک»، گزارش می‌شود که: «هواپیماهای دشمن پس‌ازاین عمل مذبوحانه در تاریکی شب متواری شدند» یا درجاهایی دیگر، طنز عبارتی حالتی کنایی به خودش می‌گیرد. در گردهمایی شهر، «چند کلاه‌بردار محترم» هم شرکت دارند؛ یا در بروشور اجرای نمایشی به نام «پایتخت مجروح»، روی کلمۀ مجروح را خط می‌زنند و می‌نویسند: «پیروز». اما این طنز در عبارت نمی‌ماند و در موقعیت‌ها هم جاری می‌شود. تضاد، تناقض، بزرگنمایی و کوچک نمایی، شگردهایی است که با استفاده از آن مجابی به آفرینش موقعیت‌های طنزآمیز در اثر می‌پردازد. در رمان، شخصیت‌های تاریخی به میدان می‌آیند، افراسیاب به پاسبان رشوه می‌‌دهد و سعدی و شاعر نوسرا باهم بگومگو می‌کنند. البته نوع طنز رمان، بیشتر از نوع گروتسک است و طنزهای موقعیت از دل شرایط فاجعه‌بار بیرون می‌آیند. مثلاً رهبر ارکستر تالار رودکی، تپانچۀ کمری را بجای چوب رهبری گرفته و با آن در طول اجرا به اعضای بی‌انضباط گروه شلیک می‌کند.
با استناد به معرفی‌نامۀ چندسطری ابتدای کتاب، شاید بتوان ازنظر مجابی، مضمون اصلی اثر را شوخی با مرگ دانست ولی رمان از آن فراتر می‌رود. او بارها گفته که طنز را نگاهی تردید انگیز به وضعیت بشری می‌داند و مضمون آثار طنزش را وضعیت بشری قرار می‌دهد. شب ملخ، بازتاب این نگاه عمیق است. این است که برای مخاطب امروز لمس شدنی است و در آینۀ آن وضعیت اکنون خود را می‌بیند؛ چندان‌که شاید باور نکند انتشار اولیۀ کتاب مربوط به سال 1369 است که بعد از دو هفته جمع‌آوری و ممنوع شده و در سال جاری ویرایش جدید آن‌که عنوان: «چاپ اول» را روی پیشانی دارد توسط نشر وزن دنیا انتشاریافته است!


اگر امروز دهخدا زنده بود
February 26, 2026

(گفتگو با خبرگزاری ایبنا، به مناسبت هفتادمین سالگرد خاموشی علی اکبر دهخدا)
-دهخدا با ابداع ستون «چرند و پرند» چه خلائی را در ادبیات مشروطه حس کرد که پیش از آن با شعر کلاسیک و یا مقالات جدی پر نمی‌شد؟
-خلأ بازتاب زبان و نگاه مشروطیت در طنز. مشروطه حرکتی دموکراتیک بود و زبان مغلق و خاصه پسند و با مخاطب محدود ادبی آن روزگار جوابگوی نیاز زمانه و بازتاب نگاه و زبان مردم نبود. دهخدا با درک این نیاز در آثار چرند و پرند زبان و دغدغه‌های مردم را انعکاس داد. در حقیقت زبان مردم را اعتبار ادبی بخشید و طنز را مردمی کرد که حرکتی نو و سنت‌شکن در ادبیات فارسی
بشمار می‌آید

-تنوع تیپ‌سازی در آثار دهخدا (مانند خادم‌باشی، دخو و آزاد خان) چه کمکی به نفوذ طنز او در میان طبقات مختلف جامعه می‌کرد؟
- تیپ‌سازی یکی از شگردهای آشنای طنز است که به نویسنده امکان بیشتری برای نزدیک شدن به موضوع می‌دهد و همچنین دست او را برای وارد ساختن زبان و ادبیات و نگاه شخصیت موردنظر باز می‌کند. درنتیجه چه‌بسا مخاطب خودش و شخصیت‌های دوروبرش را در آینه طنز ببیند، با آن همذات پنداری کند و این امر بر اثرگذاری طنز می‌افزاید. چندان‌که در چرند و پرند هم همین امر را می‌بینیم.

-مرز میان نقد تند سیاسی و حفظ اخلاق ادبی در آثار دهخدا کجاست و او چگونه از سقوط به ورطه هتاکی پیشگیری می‌کرد؟
-دهخدا از واژگان و عباراتی که خلاف اخلاق عمومی تصور می‌شد پرهیز داشت و همچنین آثارش کمتر به هجو می‌گرایید. فاصله گرفتن از سوژه، در موضع فراتر نشستن و بازی کردن با آن و درنیفتادن به ورطه عصبیت باعث می‌شود که نویسنده از هجو و هتاکی فاصله بگیرد و از زبان و قالب حساب‌شده‌تری استفاده کند. این ویژگی را در آثار او می‌بینیم. درآمیختن این ویژگی با تسلط بر ادب فارسی و استفاده از امکانات زبان فارسی و استفاده از صناعات ادبی اعم از ابهام و ایهام و کنایه و تجاهل‌العارف او را قادر ساخت که بدون استفاده از پرخاش و ادبیات هتاکانه حق مطلب را ادا کند و درعین‌حال آثاری قوی و ماندگار بیافریند. البته چرند و پرند دو دوره داشت. ابتدا در تهران منتشر می‌شد و بعد از استبداد صغیر تا چند شماره در سویس انتشار می‌یافت. دهخدا درچرند و پرندهای ایوردون سویس زخم‌خورده از شکست آرمان‌های مشروطه نگاهی به‌مراتب تلخ‌تر و گزنده‌تر از نوشته‌های پیشینش دارد. گاهی نوعی هجو هم در این بخش از نوشته‌هایش دیده می‌شود ولی عفت کلام را حفظ می‌کند و از: «گاو وزیر داخله، وزیر داخلۀ گاوهاست» فراتر نمی‌رود!

-آیا روح طناز و نکته‌سنج دهخدا در میان فیش‌های لغت‌نامه و امثال‌وحکم هم حضور دارد یا آنجا با شخصیتی کاملاً متفاوت روبرو هستیم؟

-خلق اثر پژوهشی اقتضای خود را دارد و با نگارش طنز متفاوت است. طبیعی است که دهخدا هنگام نگارش این دو اثر در مقام پژوهشگر بر منابع پژوهشی تکیه دارد و در بند آفرینش اثر ادبی نیست و نباید هم باشد. اگر امثال‌وحکم فرازهای طنز فراوان دارد و از منابع مهم در پژوهش‌های طنز بشمار می‌آید به خاطر آن است که شوخ‌طبعی و طنز در ادبیات عامیانه ما جاری است. البته چنین نیز می‌توان گفت که تسلط دهخدا به زبان و ادب فارسی و ادبیات عامیانه و شناخت او از طنز باعث شده که با دقت بیشتری به انعکاس زوایای شوخ طبعانه فرهنگ ایرانی بپردازد.

-ردپای سبک طنزنویسی دهخدا را در آثار طنزنویسان بزرگ پس از او (مانند نشریه توفیق یا طنزنویسان معاصر) چگونه ارزیابی می‌کنید؟

-دهخدا به‌حق پدر طنز معاصر فارسی است و طنز پس از چرند و پرند متأثر از سبک اوست. مهم‌ترینش واردکردن زبان مردم در طنز است. رد پای شگردهای او در ساختار اثر مثلاً مقدمه‌چینی، استفاده از ضرب‌المثل‌ها به‌عنوان مقدمه، دیالوگ، شکسته‌نویسی، عامیانه نویسی، حاشیه روی و استفاده از انواع صناعات ادبی اعم از تجاهل‌العارف، ایهام، بازی با واژگان و... به‌روشنی در آثار طنزنویسان پس از او دیده می‌شود. قالب‌های آثارش نیز توسط طنزنویسان پس از او استفاده شده است. دهخدا انجمن صوراسرافیل تشکیل داده و در «انجمن موقتی» شخصیت‌هایی را (دمدمی، خرمگس، سگ حسن دله و...) گرده هم آورده. عین همین شگرد را در آسمون ریسمون ایرج پزشکزاد در مجله فردوسی می‌بینیم که شورایعالی مرکب از دانشجو عزیزالله خان، رژیستور ممدخان و... تشکیل داده و از رهگذر دیالوگ میان آن‌ها طنز را پیش برده. همچنین شخصیت‌سازی کیومرث صابری در آبدارخانه گل‌آقا (با گرد هم آوردن شاغلام، ممصادق و...) که در همان چهارچوب است.

-نگاه دهخدا به مسائل زنان و بازتاب شخصیت زن در طنزهای او با توجه به بافت سنتی دوران مشروطه، چگونه تحلیل می‌شود؟

- نگاه او درد شناسانه است. به اقتضای بافت خانوادگی، فکری و فرهنگی جامعۀ آن روز به‌نقد باورهای خرافی، جهل و بی‌سوادی زنان عصر خود در مقام مقایسه با زنان اروپایی می‌پردازد و درعین‌حال به اجحاف‌هایی که نسبت به زنان در زندگی فردی و اجتماعی می‌شود می‌پردازد؛ بنابراین زن در آثارش زنی است بی‌سواد و جاهل و خرافی که در زندگی خانوادگی هم دستش به‌جایی بند نیست و قانون هم از او حمایت نمی‌کند. صیغه، چندهمسری و مواردی از این قبیل دستمایه تصویر بی‌پناهی و آسیب‌پذیری عاطفی و روانی زنان در محیط خانواده است. بنابراین نگاهی همدلانه با زنان دارد و درعین‌حال از نقد شرایط فکری و فرهنگی زنان نیز غافل نیست.

-استفاده دهخدا از فرم‌های غیرمعمول مثل نامه، خواب‌نامه یا اعلان چقدر در گیرایی مطالب او در نشریه صوراسرافیل مؤثر بود؟

بسیاری از قالب‌های ابداعی دهخدا مثل همین قالب‌هایی که نام بردید برگرفته از فرهنگ مردم و یا آمیخته با زندگی مردم بود. ازاین‌جهت برای مخاطب، ملموس و محسوس بود و این امر بر نفوذ نوشته‌هایش میان طیف‌های مختلف خوانندگان می‌افزود. مهم است که مخاطب قالبی روزآمد را انتخاب کند.

-دغدغه اصلی دهخدا در طنزنویسی را بیشتر اصلاح ساختار قدرت (سیاست) می‌دانید یا اصلاح رفتارهای فرهنگی و خرافات (اجتماع)؟

-به نظرم این دو قابل‌تفکیک نیستند. طنز چرند و پرند ارمغان رویکرد دموکراتیک مشروطه‌خواهی است و تعمیق اندیشه‌های مشروطه جز در سایه تحول فرهنگی و فکری در ذهن ایرانی ممکن نبود. پس او وقتی به اصلاح ساختار قدرت اشاره داشت بی‌شک ریشه‌های فرهنگی آن را هم در جامعه ایرانی می‌دید؛ بنابراین در آثارش از سویی استبداد و ارتجاع را نشانه می‌رود و از سوی دیگر تحجر، قشری نگری و عوام‌زدگی را.

-اگر امروز دهخدا زنده بود، به نظر شما بیشترین تمرکز او در نوشتن یک چرند و پرند مدرن بر کدام بخش از زیست اجتماعی و یا سیاسی ما می‌بود؟

-اگر امروز دهخدا زنده بود، می‌رفت دنبال تکمیل لغت‌نامه! همان‌طور که در سال 1301 در پاسخ به رعدی آذرخشی که به او گفته بود چرا دیگر طنز از نوع چرند و پرند نمی‌نویسید گفته بود: «آن آزادی دوره مشروطیت صغیر را که به برکت آن صوراسرافیل نوشته می‌شد و آن شور و شوق مردم را به من بدهید تا من دوباره به آن سبک و سیاق چیز بنویسم.» خلاصه اینکه طنزنویسی، ذهن رها و فضای آزاد می‌خواهد.