![]() |
چخوف، راننده ناشی پیش بینی نشدنی
خلیج همیشه عربی آقای مهندس با دو صندلی لهستانی سالگرد درگذشت گل آقا کادوی عروسی تست شاگرد شوفری از دست نوشته های یک سیب کال طالع بینی رند عالم سوز تنز و کاریکاطور در لبشخند ویژه نامۀ طنز خردنامه
وزیر ارشاد و سلامت نگاری
به بهانۀ نمایشگاه کتاب:کتاب ها و آدم ها مگر تو خودت ذهن نداری؟! مرگ خوب است،ولی نه برای همسایه بهار در انشای نویسندگان بهار دلنشین و بحران صلاحیت رای می دهم اعتراضات کوبنده به اندیشه های معلوم الحال شما یک میانسال شده اید اگر القائات اسکیزوفرنیایی و مجله زنان
May 2008
April 2008 March 2008 February 2008 January 2008 December 2007 November 2007 October 2007 September 2007 August 2007 July 2007 June 2007 May 2007 April 2007 March 2007 February 2007 January 2007 December 2006 November 2006 October 2006 September 2006 August 2006 April 2006 March 2006 February 2006 January 2006 December 2005 November 2005 October 2005 September 2005 August 2005 July 2005 June 2005 May 2005 April 2005 March 2005 February 2005 January 2005 December 2004 November 2004 October 2004 September 2004 August 2004 July 2004 June 2004 January 2004 December 2003 November 2003 October 2003 September 2003
info at bbgoal.com
rouyasadr at yahoo.com |
|
|
نظرات (11)
و هنوز اوشان پوزخند می زند.آقا نخند دیگه.
Posted by نارنگی فروش | April 7, 2005 8:17 PM
... ناطق در خاتمه افزود : "بنده پیشنهاد می کنم برای اینکه از این به بعد مشکلی از این دست و سایر دستها پیش نیاید ؛ خواهران خبرنگار تمام سوالاتشان را بر روی کاغذ نوشته و به نمایندگان مورد نظر بدهند و از هرگونه مواجهه مستقیم با برادران نماینده پرهیز کنند ، ولی از آنجاییکه من با تمام نمایندگان فرق دارم ؛ سوالات مربوطه را می توانند به صورت رو در رو با من در میان بگذارند"!
Posted by علیرضا | April 7, 2005 8:25 PM
اتفاقا گفته توي اتاق هاي كميسون هم مي شه سوال رو ازم پرسيد ولي به شرطي كه من و خبرنگار تنها باشيم.
Posted by م.خندان | April 8, 2005 3:03 AM
1. دلم کباب شد وقتی دیدم که یک میلیون ششصد هزار تومان در دو قسط پرداخت شده. شما چه فکر می کنید؟ مگر نماینده مجلس آدم نیست؟ مگر شب عید نداره؟ تازه قیمت نفت هم که اینقدر بالا رفته؟ حالا این همه پول را چی کارش کنیم؟
2. حالا این مادیات دنیا به کنار. ولی اون خواهر یه جوری سوال می کنه که ....من که دیگه طاقتش را ندارم.
Posted by سینه چاک | April 8, 2005 3:13 AM
ناطق همچنین افزود: برادرها و خواهرها اگرچه غیرت انقلابی شان به جوش امده اما لطفا در حین جوش هم اصل مترقی تفکیک را رعایت کنند تا خدای ناکرده خواهری خواسته یا ناخواسته متهم به طنازی نگردد.
Posted by جلال سمیعی | April 8, 2005 11:59 PM
صحیح است! احسنت!
Posted by میخ | April 14, 2005 12:30 PM
بي بي گل سخنانش نغز است...طنزش برنده
Posted by mostafa | April 15, 2005 3:46 PM
چه می ترسد از راستی و دوست داشته شدن٬ سنگدل برگزیننده ی دروغ ها...
Posted by حسام | April 16, 2005 1:24 PM
اومدیم نبودید!!.....
Posted by علیرضا | April 16, 2005 11:31 PM
عرض شود که از آن برادر محترمی که در گوشه پوزخند میزد بسی خوشمان آمد!.
Posted by Misagh | April 18, 2005 11:06 PM
Take your time to check out some helpful info dedicated to play texas holdem play texas holdem http://www.evilplots.com/ http://www.evilplots.com/ ... Thanks!!!
Posted by texas holdem tournament | July 22, 2005 3:45 PM