![]() |
چخوف، راننده ناشی پیش بینی نشدنی
خلیج همیشه عربی آقای مهندس با دو صندلی لهستانی سالگرد درگذشت گل آقا کادوی عروسی تست شاگرد شوفری از دست نوشته های یک سیب کال طالع بینی رند عالم سوز تنز و کاریکاطور در لبشخند ویژه نامۀ طنز خردنامه
به بهانۀ نمایشگاه کتاب:کتاب ها و آدم ها
مگر تو خودت ذهن نداری؟! مرگ خوب است،ولی نه برای همسایه بهار در انشای نویسندگان بهار دلنشین و بحران صلاحیت رای می دهم اعتراضات کوبنده به اندیشه های معلوم الحال شما یک میانسال شده اید اگر القائات اسکیزوفرنیایی و مجله زنان جداسازی جنسیتی کتابهای درسی
May 2008
April 2008 March 2008 February 2008 January 2008 December 2007 November 2007 October 2007 September 2007 August 2007 July 2007 June 2007 May 2007 April 2007 March 2007 February 2007 January 2007 December 2006 November 2006 October 2006 September 2006 August 2006 April 2006 March 2006 February 2006 January 2006 December 2005 November 2005 October 2005 September 2005 August 2005 July 2005 June 2005 May 2005 April 2005 March 2005 February 2005 January 2005 December 2004 November 2004 October 2004 September 2004 August 2004 July 2004 June 2004 January 2004 December 2003 November 2003 October 2003 September 2003
info at bbgoal.com rouyasadr at yahoo.com |
|
|
نظرات (9)
متن فوق العاده ای بود! عنوانش منو یاد کلیپ مستر بین می اندازه! جایی که یه تابلو گوسفند جلوی خودش می گیره و تعداد گوسفند های طول و عرض تابلو رو می شمره و با ماشین حساب در هم ضرب می کنه! در نتیجه در جا خوابش می گیره!!! آخرین نوشته ای که از شما خونده بودم همونی بود که تو ویژه نامه طنز دو هفته قبل شرق پنج شنبه خوندم اون هم فوق العاده بود.موفق و بهروز باشین خانوم صدر!
Posted by آفساید | August 16, 2006 11:08 PM
الهی فدات شم بی بی گل جان . با هم همسایه ایم که !
Posted by ویدا | August 17, 2006 8:34 AM
راستی ! دلم میخواد بدونید که هر بار که به وبلاگم سر میزنید کلی انرژی مثبت برام میفرستید (:
Posted by ویدا | August 17, 2006 8:39 AM
ساعت 25 كه ميشود دنيا ديگر تحملش سخت مي شود ! سكوت پر از هياهو و اضطراب بي مثال آنگاهي را فقط با چشم بستن از هر چه ديدني و پركشيدن از جسم است كه ميشود تحمل كرد !
Posted by رويا | August 17, 2006 9:45 AM
و من تنها شبهايي كه ساعت 25 را تجربه ميكنم شبهاي تنگ امتحان است كه 25 كه سهل است تاساعت 30 لحظه لحظه اش را با تمام وجود حس مي كنم ! ( والبته يكبار هم اين لحظه ها انقدر سهمگين از من عبور كرد كه راس ساعت امتحان در گوشه نامانوسي از خوابگاه به خواب عميقي فر رفتم كه اسباب شرمندگي هر دانشجوست فراهم كردم و شدم تا مدتها مثال بي مثالي اين جماعت مترصد !)
Posted by رويا | August 17, 2006 9:58 AM
یک جایی خواندم : اگر خوابتان نگرفت ، گوسفند نشمارید . چون جنس پشم گوسفندها سما را بیخواب تر می کن ! جل الخالق ! بهتر است به به آب و آبشار و دشت و گل وبلبل و اینطور چیز ها فکر کنید . عجب !!!
Posted by عبدالله مقدمی | August 18, 2006 1:34 AM
سلام
واقعا کار سختیه...شمردن تمام گوسفندان عالم...چون هر ثانیه به تعدادشون افزوده میشه ...آخه کسی به اونها نمیگه:هرگز نشه فراموش دو تا بچه کافیه!!! تازه به عدم جلوگیری از رشد جمعیت هم تشویق می شن!!!
راستی مگه هواپیما راه میره؟؟؟ یا مثلا مانتوی تنگ صدا داره ... ؟!!
Posted by ارژنگ حاتمی | August 19, 2006 11:29 AM
جالب بود. اما بیشتر به فاز 1 ساعت 27 می خورد! مثلا C2... با صدای بالهای رایحه دل انگیزی که بر بال باد سوار شده و به سمت شرق حرکت میکند. چون فاز 3 اونقدرها صدای نشستن هواپیما را نمی شنود.
Posted by جوتی | August 19, 2006 4:48 PM
بهتر نبود بجای شمردن تعدادگوسفندگان ،تعداددست وپایشان را می شمردی وبعد به چهار تقسیم می کردی ویا پریدن آنهااز جوی آب را بر می شمردی ؟
Posted by غلامرضا خان | August 19, 2006 10:16 PM