![]() |
اولین و تنها مرد مدافع حقوق زنان
این ستون آزاد است مینیمال های پانته آ نامه هایی از مریخ زندگی دوزار می ارزه کمیسیون موارد خاص گزارش حامد حبیبی از جایزه روزی روزگاری اینم بقیه پولت پیام در شعر تفکیک جنسیتی اعضا
جزئیات تازه ای از توطئۀ نافرجام مدیر ادارۀ ارزن پاک کنی ماندانائو افشا شد
دل ِ سرگشتۀ توپ،فراپیش ِ زمین ِ جان! سوغاتی زوایای مختلف نوع روابط! کیوسک وزیر ارشاد و سلامت نگاری به بهانۀ نمایشگاه کتاب:کتاب ها و آدم ها مگر تو خودت ذهن نداری؟! مرگ خوب است،ولی نه برای همسایه بهار در انشای نویسندگان
July 2008
June 2008 May 2008 April 2008 March 2008 February 2008 January 2008 December 2007 November 2007 October 2007 September 2007 August 2007 July 2007 June 2007 May 2007 April 2007 March 2007 February 2007 January 2007 December 2006 November 2006 October 2006 September 2006 August 2006 April 2006 March 2006 February 2006 January 2006 December 2005 November 2005 October 2005 September 2005 August 2005 July 2005 June 2005 May 2005 April 2005 March 2005 February 2005 January 2005 December 2004 November 2004 October 2004 September 2004 August 2004 July 2004 June 2004 January 2004 December 2003 November 2003 October 2003 September 2003
info at bbgoal.com
rouyasadr at yahoo.com |
|
|
نظرات (7)
سلام رویا جان.خوبی؟خوشحالم که دوباره پیدات کردم.گم شده بودم آخه!!!خیلی جالب می نویسی.همیشه.بازم بنویس....میام سراغت تو هم خواستی سری به اتاقم بزن.قربونت بای
Posted by سارا بلداجی | September 30, 2006 12:08 AM
سلام بی بی
خیلی توکوک ملو درام میزنی و داری از طنز در میری بیا آخر عمری مارو تنها نگذار تو باقی مونده نسل دایناسورهای طنز نویسی داری یواش یواش بره میشی عیبه زشته فردا حرف در میارن خوب پوزشون را زدیم و کوسپندشون کردیم
ننویس بوی مهر
بنویس ترافیک بوی دود بنزین نپخته
ساعت کار عوض شده و مردم سر در گم
بانکهای ساعت 9 شده
مدارس خالی از احساس درس خواندن برای چه چیزی
و عمری که داره میسوزه به هیچ
اصلا من به کی بگم که نمیخوام به بهشت زورکی برم و میخوام مثل این کشورهی جهنمی که دنیای خوبی دارن زندگی کنم
بی بی بخدا مردم
اگه یک کلانتری درست حسابی میشناسی بگو برم از دست خودم عارض بشم
دوستت دارم
Posted by فشنگ جنگی | September 30, 2006 9:24 AM
پر دلهره بود ... دلهری ای که آخرش هم نفهمیدم چرا ... و برای چی در من بود؟!(روز اول مدرسه) ... اما خوشحالم که دیگه مدرسه نمی رم!!!
Posted by ارژنگ حاتمی | September 30, 2006 1:46 PM
از نظر من بوي گندي ست هر چه هم بزرگتر مي شوم گند تر و گند تر مي شود
مطلب آخري كه نوشتم را جع به همين «فاجعه ي اول مهر است»
پاينده باشيد
Posted by آرش شعباني | October 1, 2006 12:13 AM
توي مهري كه در مرور شماست
همه افتضاحها زيباست...
Posted by مرتضا | October 1, 2006 10:52 AM
سلام.خوشحالم که با وبتون آشنا شدم.همیشه زدگیتان ÷ر مهر و صفا باد
Posted by سفرنا مه دوردنیا | October 1, 2006 12:41 PM
سلام !
به به منم كه تو اين پست بودم !(نسيم صبح)
ميگم حالا من نديدم يا شما ننوشته بودي بوي كتاب نو مداد تازه تراشيده شده كه هر بار از دور به مشام ميرسه آدمو حالي به حالي مي كنه؟!
Posted by رويا | October 2, 2006 1:31 PM