info at bbgoal.com
rouyasadr at yahoo.com


Enter Your Email
 





عهدنامه پالایش طنز ایرانی و شکستن شاخ غول!
November 11, 2006

1 - طنز ایرانی،عهدنامه کم داشت که آن هم خوشبختانه به همت دوستان باذوق هوادار پالایش طنز ایرانی،زمینه اش فراهم شد.منبعد مطابق عهدنامه فوق الذکر،طنازان گرامی لطف کرده و از بازگوکردن و انتشار لطیفه های توهین آمیز به اقوام و مردم مناطق ایران(سایر نقاط جهان تا اطلاع ثانوی بلامانع می باشد)خودداری نموده و به کسانی که این عمل شنیع را انجام می دهند،تذکر دهند.هرگونه تبدیل طنزهای مذکور به طنزهایی که توهین آمیز نباشند،پذیرفته شده،متخلفان باصندوقهای صدقات طرفند.ما هم ضمن تشکر از دوستانی که از طریق لینک،ما رادر جریان این حرکت فرهنگی قرار دادند،موارد زیر را متذکر می شویم:
الف – باید فکری هم برای آثار کلاسیک ادبیات فارسی و طنزهای بزرگانی چون عبید زاکانی بکنیم.او حتی به همشهریهایش نیز( قزوینی ها)رحم نکرده است!اگر قرار بود نامبرده هم مشمول جریمه صدقه بشود،می شود حکایت آن بابایی که 2000تومان انداخت توی صندوق صدقات،آنوقت به همه می گفت:شما بفرمایید،بنده حساب کرده ام!
ب – ازنظر واضعین عهد نامه مذکور، اگر ساحت مقدس طنز ایرانی از لطیفه های قومیتی پاک شود،مراحل پالایش با موفقیت طی شده است.توهین های جنسیتی،بکارگیری واژگان رکیک در طنز،توهین به صاحبان برخی مشاغل(مثلا پزشکان)،توهین به بخشهایی از جامعه(مثلا ناتوانان جسمی،حرکتی،ذهنی و....)مشمول پالایش فوق الذکر نبوده،دوستان می توانند هر چه می خواهد دل تنگشان بگویند و بنویسند.
کوتاه سخن آن که ترسیم باید و نباید و نوشتن عهد نامه و پالایش نامه و خط قرمز نامه هم از آن حرفهاست....نظر من را که بخواهید،طنز هیچ حد و مرزی را نمی شناسد.ارزش گذاری یک اثر طنز،مثل هر اثر ادبی دیگری،به قوت و قدرت اثر،از زاویه نگاه زیبایی شناسانه به آن ارتباط دارد.طنز،در هم شکننده نگاه معمول و آشنا به دنیای درون و پیرامون است.یک اثر طنز،اگر بتواند مخاطب را در این نگاه نو(ولو فقط در قالب یا دایره واژگان)شریک سازد،می توان آن را دارای ارزش دانست و به بررسی عمق و غنای آن نشست.همان طور که در ادبیات داستانی،مثلا طرح یک مساله جنسی،می توانددر فاصله میان یک اثر پورونوگراف بی ارزش یا یک اثر ادبی حرکت کند،در طنز نیز چنین قاعده ای ساری و جاری است.
یک اثر طنز،می تواند یک موضوع پیش پا افتاده را ارتقای ادبی ببخشد و بر عکس،یک مفهوم عالی انسانی را به ابتذال بکشاند(البته دیگر در این صورت طنز به شمار نمی آید.)
مخلص کلام این که جان مادرتان،به حساب طنز،پول به صندوقهای صدقات حواله نکنید، طنز کم جان امروز ما،کارش از صدقه گذشته است ودیگر دود کردن اسپند هم از چشم بد دورش نمی کند!از سرش دست بردارید!همین...



نظرات (11)

مین گوجه ای:

سلام
ای بی بی نازنین
چگویم که ناگفتنم بهتر است
روحانیون در خلوت و در جمع دوستانه رکیک ترین و شنیع ترین کلملت و اقوال را برای شوخی و مزاح و طنز استفاده میکنند کافی است که کمی با این عزیزان همدم شوی انوقت طنز واقعی و روحیه حقیقی این ملت ایران را میبینی
نمیدانم چه کسی بفکر پالایش لفتاده است
هرچه است روحانی نیست چون روحانیون مزاح را ازصفات مومن میدانند و لبخند آوردن بر روی لب برادر دینی را از محاسن یک مومن
خوب بگذریم
لابد میخوان مثل جنتلمن های انگلیسی فقط در مقابل طنز خیلی لطیف تبسمی کنیم باشه
من که جون میدم واسه اینکه همه چیزمون جنتلمنی بشه
آدم جدی

اوه! ماي گاد! چه تي‌تيش‌هاي جيگري بودند اينا كه چنين فقره بذري را مكتوب كرده‌اند. الهي من فداشون.
ترجمه‌ش مي‌شه: اليوم گفتن هرگونه جوك حرام؟ در حكم محاربه؟!
(بهشون از همين‌جا مي‌گم اگه حال عهد دارن، قرار بذارن واسه وقتي كه دلشون قيلي‌ويلي مي‌ره فيلم هم‌بستري دو جوان را از گوشه ميدان انقلاااااااااااااااااااااب ابتياع كنند چو بيد بر سر ايمان خويش بلرزند.)

سلام آبجي.
مرامنامه براي هر فعاليتي لازم است و براي طنز از نان شب هم واجب تر.
اما چه ميشود كرد با اين روزگار بي مرام كه نميگذارد ما تا آخرش با اين مرام نامه همراه بمونيم.
اي مصبتو شكر روزگار!

خسرو:

من با این سبک شما که به جای حمایت می کنیم یا محکوم می کنیم استدلال کرده اید موافقم . با این حال به نظر من جای بحث های آزاد بیشترو عمیق تر و با شرکت افراد بیشتر خالی است. در عین حال همه مشکلات با بحث حل نمی شود.

با سلام و احترام
مطلب شما در انجمن طنز درج شد البته با اجازه.
نکات خوبی فرموديد خوب می شه اين تعهد نامه را کامل تر کرد. به نظر می رسد که بنا گذاشتن عهدنامه ای از این دست نه تنها منافاتی با خلاقيت در فضای طنز ندارد بلکه می تواند به بالندگی ان کمک کند

اینم یه مطلب جدید واسه خانوما

منم يه عهدنامه نوشتم ... بيايد امضاش كنيد!

salam.man ham mesle shoma tanz nevis hastam.man baram kheyli mohemme ke shoma tashrif biarin va dastanhaye mano bekhunid.agar nazaretun ra dar morede oonha bedin kheyli mamnoon misham.adress site khodam ra ham dadam.dar zemn ba golagha ham kar mikonam va aghaye zar anduz mano mishnasand.dar vije nameye ruze zan ham dar site hamkari dashtam.pas lotf konid va hatman javab bedin.ba tashakkor

سلام آبجي.
ممنون از آمدنت و يادداشتي كه گذاشتي.
خير از جوونيت ببيني. انشاءالله

سلام
شاید بی مورد باشد نوشتن این مطلب در اینجا ولی می خواستم یه پیشنهاد کوچولو بدم!
نظرت راجع به نوشتن وصیت نامه چیه؟
نترسیاااااا! کاریت ندارم! فقط یک پیشنهاد بود! یک سری به اینجاها بزن!
http://www.khatibzadeh.com/blog/index.php?/archives/25-unknown.html
http://www.khatibzadeh.com/blog/index.php?/archives/28-!.html

من هم با نظر شما موافقم چون تنها جایی که آدم می تواند دو تا فوش درست و حسابی بدهد همین طنز است البته باید یادمان باشد به کسی فوش بدهیم که فوش خورش خوب باشد