
.در تصویر،ابعاد هولناکی از فرسودگی امکانات نمایشگاه بین المللی کتاب را در محل سابق آن ملاحظه می کنید
تغییر و چند پاره کردن محل نمایشگاه کتاب، افزایش سفرهای درون شهری علاقمندان به کتاب و کتابخوانی را به همراه دارد،وبنابراین به بسط و گسترش فرهنگ کتابخوانی منجر می شود.علاوه بر این، پایان دادن به بحران زیست محیطی و اقتصادی و اجتماعی و ترافیکی تهران و بزرگراه چمران ،جز با فروپاشی دیوار اجتماعی و فرهنگی نمایشگاه کتاب در این نقطه میسر نیست.
سال گذشته، وقتی رییس جمهور هنگام افتتاح نمایشگاه کتاب در محل دائمی نمایشگاهها گفت:"اگر سال دیگر نمایشگاه در این محل برگزار شود،یا من نخواهم بود یا آقای وزیر ارشاد"(نقل به مضمون)، فرسودگی امکانات نمایشگاه، تا مدتها ذهن مسئولان مربوطه را به خود مشغول کرد:کافی است به یاد بیاوریم کالباسهای غیر بهداشتی نمایشگاه را و فرسودگی تجهیزات سالنها را و ترافیک تهران را بخصوص در بزرگراه همت .در این میان،اولین گامها برداشته شد:جماعت کتابخوان،شایسته است با تردد در سطح شهر،به تعمیق فرهنگ کتابخوانی بپردازند .چه چیزی برای تبلیغ کتاب،کارسازتر از مشاهده یک هفته ای کسانی که بسته های کتاب در دست،هن هن کنان در سطح شهر به دنبال وسیله نقلیه می دوند؟زمانی اهمیت این اقدام بیشتر نمایان می شود که به یاد بیاوریم مصلی در مرکز شهر است و ترافیکی به مراتب بیشتر از محل دائمی نمایشگاهها ایجاد می کنند و به همین دلیل نمایشگاه کتاب در آن بیشتر به چشم می آید.
اما این پایان ماجرا نبود:چند پاره کردن نمایشگاه،به منزله یک اقدام تکمیلی،بی شک می تواندتحرکات جدیدی را در عرصه فرهنگی ایجاد کند،چرا که موجب جابجاییهای کاملا جدیدی در سطح شهر می شود که بی شک کمبود وسایل نقلیه عمومی،بر ابعاد و دامنه این تحرکات فرهنگی می افزاید.به یاد بیاوریم تاثیر این پراکنش نامتعادل را بر دلایل استراتژیکی که تشکیل نمایشگاه کتاب را درمحل دائمی نمایشگاههاغیر ممکن می سازد:دلایلی چون:فرسودگی تجهیزات و نامناسب بودن بافت معماری نمایشگاه که آن را برای نمایش هر چیزی اعم از مبلمان و اتومبیل و ماشین آلات و اسباب بازی و شیرینی و شکلات و نرم افزار ها و سخت افزارهای رایانه ای و غیره ممکن می سازد ولی نمایش کتاب در آن متاسفانه پیش بینی نشده است.این،در حالی است که در هر نقطه دیگری از شهر تهران از پارک ارم و مصلی گرفته تا بهشت زهرا و خیابان ناصرخسرو،این پیش بینی صورت گرفته است.
در این میان،راهکارهایی برای پیاده کردن استراتژی چند پارگی نمایشگاه کتاب پیشنهاد شده است:می توان فروش کتابهای قطع پالتویی یا کتابهای زیر 100 برگ را به ارتفاعات توچال منتقل کرد و کتابهای قطع وزیری را در ترمینال اتوبوس میدان انقلاب برد تا خریداران دچار آسیب در ناحیه کمر و زانو نشوند."چند پارگی موضوعی "،یکی دیگر از راهکارهاست: بر این اساس،می توان بخش داستان و رمان را به خیابا ن"دربند"منتقل کرد و خیابان ناصرخسرو را به کتابهای با موضوع فارماکولوژی اختصاص داد.
در عین حال،نباید از نظر دور داشت که سالهای سال است نمایشگاه کتاب در محل دائمی نمایشگاهها برگزار شده و هر سال مردم و ناشران با مشکلات عدیده ای روبرو بوده اند. استقبال ناشران از تغییر نمایشگاه کتاب و پیامهای تبریک و تشکر مردم از مسئولین،در همین راستا می تواند ارزیابی شود: آمار ناشرانی که امسال درخواست غرفه کرده اند،به نسبت سالهای گذشته،یک میلیارد و چهارصد و پنجاه و یک هزار و دویست و سی و چهار درصد افزایش داشته است .اما واقعات دیگری نیز وجود دارد:برخی از مدارک ناشران مذکور، ناقص ارسال شده و از این رو،بناچار نمایشگاه در سطح محدودتری برگزار می شود و 60-70 در صد ناشران ،در نمایشگاه،علیرغم میل باطنی شرکت نخواهند داشت.
در این میان،کارشناسان مسایل زیست محیطی و بهداشتی و حمل و نقل،شیب تهران را از نظر دور نمی دارند:تغییر محل نمایشگاه ازبزرگراه چمران به مصلی که یک نقطه مرکزی شهر تهران است،باعث می شود که ترافیک تهران،از شمال به مرکز سر خورده و به مرور از جنوب شهر خارج شود.بی شک این،کم دستاوردی نیست...

خیل عظیم مردم همیشه در صحنه،در حال حمایت از تغییر محل نمایشگاه کتاب:نمایشگاه را به استادیوم آزادی یا بهشت زهرا منتقل کنید.
نظرات (5)
مطلب طنز جالبي بود. ولي خيلي غمناك! دلم گرفت.
Posted by فرزام | April 14, 2007 8:07 AM
خیلی جالب بود.من که امسال با این وضع حس نمایشگاه ندارم.
Posted by Aries Pisces | April 18, 2007 10:21 AM
[گل] به نام حضرت دوست [گل]
داستان مينيمال: "چيزي شبيه معجزه "
دخترک يا همان پروانه پر سوخته ...نه شاکر بود نه شکيبا
و غافل از اينکه "او "داشت عاشقانه و زيرکانه با ريسمان رنج پروانه را به سوي خود سوق مي داد ...بلاخره پروانه آنقدر رفت تا نزديک " او " شد.
وقتي او را ( با چشم دل) ديد عاشق شيدا و بيقرار "او " شد
و ديگر همه حوائجش را فراموش کرد وجز او (خدا) هيچ نخواست !
ناگهان اتفاقي افتاد :
درست همان زمان که هيچ نخواست ! به همه حوائجش رسيد....
......
خداوند همه مصائب رو سر راهمون قرار داد که بگه :
[گل] " فقط منو دوست داشته باش و به چيزي که ميراست دل نبند ." [گل]
سلام خواهر خوبم ...پس با توجه به این مشکلات نمایشگاه کتاب در تهرانب اید قدر نمایشگاه کتاب مشهد رو بدونیم ...راستی خیلی وقته به محمل محقر ما تشریف نیاوردین .
چشم به راهتون هستیم
Posted by fereshtehyemehr | April 18, 2007 8:27 PM
سلام
Posted by صادق | April 23, 2007 1:13 PM
خیلی خوب بود!
امیدوارم امسال مردم نرن نمایشگاه تا مسئولین بفهمن چقد احمقن!
یاد خستگی های پاهامون سال های پیش به خیر.
Posted by سروش | May 3, 2007 12:50 PM