• یکی فکرش را آزاد گذاشت،به هرج و مرج طلبی محکوم شد.
• یکی فکرش هزار جا رفت،به فساد و بی بند و باری متهم شد.
• یکی فکرش با سرعت غیر مجاز حرکت می کرد،مجوز حرکتش باطل شد.
• یکی فکرش روشن بود،به جرم اتلاف انرژی جریمه شد.
• یکی فکرش را محدود کرد،محدوده مسئولیتهای دولتیش گسترده شد.
• یکی فکرش را نوکرد،به جرم ساخت و ساز غیر مجاز نقره داغ شد.
• یکی فکرش جلوتر از زمان حرکت می کرد،از گردونه تاریخ خارج شد.
• یکی فکرش را غربال کرد،محیط زیست آلوده شد!
• یکی فکرش خسته شد،گفت:این هم شد طنز؟!و رفت یک وبلاگ دیگر!...
نظرات (20)
يكي فكرش را خاموش كرد و گفت: هرگز نشه فراموش، فكر اضافي خاموش!!
Posted by رند عالم سوز | September 9, 2007 2:58 PM
سلام.
ميگم چطوره كه اصلاً فكر نكنيم؟!!!!!!!!!!!!!!!! تا متّهم نشيم.
Posted by زهرا | September 9, 2007 6:12 PM
یکی عجله داشت با کفش نماز خوند ...از کتاب مارمولکهای باوجدان خودمان !
Posted by زهرا دری | September 9, 2007 7:19 PM
سلام . یکی هم شعر سهراب خواند و زیر باران رفت . فکرش با h2o و اکسیژن واکنش داد و زنگ زد .
Posted by محمد آقابیگی ( آیرون و آرلوکن ) | September 9, 2007 7:54 PM
يکی فکرش قديمی بود،فکر فرسودشو گرفتن يه نوشو دادن.
Posted by ابن الوقت | September 10, 2007 1:09 PM
سلام عزیز
.......به روزم......
با:
1- آخر بازی
آخرین خبرها در مورد اشتراک مجله «همین فردا بود»
و دریافت رایگان شماره اول آن
2- در ستایش چاقو
مطلبی در مدح حماقت های عاشقانه
3- تولدی دیگر
خبر ایجاد کارگاه ادبی «سایه ها» در استان تهران
و شرایط و نحوه حضور علاقمندان
4- خبرهای داغ فرهنگی
آدرس چند جشنواره توپ
با جوایز توپ تر!
5- مریم جعفری شاعر یا نویسنده؟!
ماجرای یک تشابه اسمی و گزارشی از دزدی یک نویسنده مطرح
6- سیاه بازی با جلوه های ویژه
یا
آیا رونالدینیو یک غزل پست مدرن است؟!!
7- یک شعر تازه
شعری طولانی اما...
پس
صمیمانه پشت این فاصله های لعنتی منتظرم...
Posted by سید مهدی موسوی | September 10, 2007 8:05 PM
سلام
خسته نباشید
سایت زیبای شما را گاهی مطاله می کنم و لذت می برم
موفق باشید
راستی ممنون که به سایت پسر کوچولوم ارشیا سر زدید و در باره شعر هاش نظر دادید
خیلی خوشحال شد
Posted by ف.خ | September 10, 2007 8:40 PM
راستی یادم رفت بگم
یکی فکرش را فریاد زد
خفه اش کردند
Posted by ف.خ | September 10, 2007 8:44 PM
يكي هم من كه معطل مرگ فكر و همه وجودشه!
Posted by saman | September 10, 2007 9:18 PM
يکي فکر مي کرد که فکر کردن رو چه جوري فکر کنه که فکر کرد اين چه فکريه و ...!
Posted by طاها | September 11, 2007 3:12 PM
به عصر آدينه سر بزنید.
www.asreadine.ir
لينک ما را اضافه کنيد
ممنون
Posted by asreadine | September 11, 2007 8:15 PM
سلام استاد ممنون كه به من سر زديد تازه ياد گرفتم كه اينجا چيزي بنويسم(نمي گم نظر چون در سطحش نيستم!)سايه شما بر سر تمام طنز نويسان خانوم مستدام
Posted by نسين عرب اميري | September 12, 2007 4:28 PM
فکر است که حال را خوب یا خراب می کند ....
سلام بی بی بی نظیر ...عالی بود خواهرم
Posted by فرشته مهر | September 12, 2007 10:43 PM
آدرس کلبه محقرمو فراموش کردم بنویسم .
Posted by فرشته مهر | September 12, 2007 10:46 PM
با سلام وخسته نباشید
یکی فکرش به جایی نمی رسید.چها پایه گذاشت زیرش.
یکی هر هفته ناخن ها ،موها وفکرش را کوتاه میکند.
یکی فکر میکرد با فکر کردن میشه به جایی رسید ، سر از تیمارستان در آورد.
متشکرم وبا چند کاریکلماتور منتظر نظرات ارزشمند شما هستم.
Posted by روح الله کرهانی شیرازی | September 13, 2007 10:58 AM
سلام
من بعید می دونم این جوری باشه که شما میگی :))
Posted by س.ع.ب | September 14, 2007 11:56 AM
گزارشي كه اخيرا" از سوي الهام سخنگوي دولت اعلان رسمي شده و
مورد مخالفت هيئت دولت خصوصا" محمودآقا گرديده آن به شرح ذيل ميباشد:
از سوي دفتر كاهش مخارج سفرهاي استاني هيئت دولت
به:اعضاي محترم هيئت دولت الهي؟آقاي محمودآقا
سلام عليكم:
پيرو بخشنامه ۱/۳۵۶۴۷۸/م/خ/ف/سرٌي مورخه۱/۱/۱۳۸۶ احتراما" باستحضار ميرساند كه بدليل تورم
ببخشيد منظورم عرف عادي افزايش بهاي قيمت هواپيما راه حلهاي پيشنهادي به حضور سروران فاكس
ميگردد كه هر كدام مقبول افتاد اجرايي گردد:
۱ـ با هواپيما نرويم با اتوبوس بريم.(جوابيه :حالشو نداريم ما كه بايستي بالاي ۱۶ ساعت كار مفيد
داشته باشيم با اين اصل مخالف و از نظر اكثر آقايان مطرود است.)
۲ـبا ماشين شخصي برويم(...:بابا بعضي از آقايان كمترين قيمت ماشيناشون ۳۰۰،۰۰۰ هزار دلاره
آبروي دولت الهي در معرض نمايش وخطره ... پس اينم نشد)
۳ـنظر محمد آقا و ختم كلام اينه كه همه با هواپيما ميريم كه اين خطر هارو نداره عوضش نون و پنيري كه ميخورديم ديگه اونم با اين افزايش بها نمخوريم جاش نون خالي ميخوريم(كه با سر وصداي زيادي از طرف هيئت دولت مواجه
گرديد وتصميم نهايي اين شد كه دوربين وخيرنگارا كه از خودمونند اول نون خالي رو فيلم بگيرند ((زن الهام داد زد و گفت:بابا اگه همون دفعه هم مردم مكيفهميدن نون پنير از بوقلمون پلو و آشپز فرانسوي سر در آورده آبرومون ميرفت بابا اين كار رو نكنيد)) اين جا بود كه الهام از سوي محمودآقا چشم قرهاي رفت و اين كار به سرانجام رسيد؟!
يهو محمودآقا به غلامحسين گفت يادت نره از نخبگان هم مثل سري قبل براي برونم رفت (با اين قيافه زد)؟!
از نهمين قطار سياست
Posted by اصغر آقا | September 15, 2007 10:47 PM
سلام
واقعا برای داشتن فکری باز و روشن به شما تبریک میگم. خیلی سایت خوبی دارید.
Posted by سارا | October 23, 2007 10:22 AM
چند فکر نو ( خیر سرم )تو کله ام آمده بود نوشتم
Posted by اردوخانی. شوخی و جدی | November 8, 2007 6:17 PM
فراموش کردم . از زمان قورباغه بودن تا اکنون خیلی مطالب دیگر هم نوشته ام.
Posted by اردوخانی. شوخی و جدی | November 8, 2007 6:34 PM