info at bbgoal.com
rouyasadr at yahoo.com


Enter Your Email
 





شما یک میانسال شده اید اگر
February 26, 2008

این روزها کمی تا قسمتی گرفتارم و کاری را تا آخر سال باید تحویل دهم و کمتر می آیم اینترنت.به دوستانی هم که لطف کردند و پیام گذاشتند شرمنده که نتوانستم سر بزنم .الآن درست در گیر و دار کار و زندگی و غیره،یک سوژه بی ربط به ذهنم رسید که می نویسمش .به با ربطی خودتان ببخشید.

شما یک میانسال شده اید اگر:
* وقتی یک ماجرای شیرین دوره کودکی یا نوجوانی را به یاد بیاورید و آن را برای بچه هایتان تعریف کنید،و آنها هم متقابلا یادشان بیاید که بارها و بارها این ماجرا را از شما شنیده اند.
* وقتی لازم بدانید نام یک خواننده،یک گروه موزیک،یک کارگردان و... را بارها و بارها با فرزند تان با عبارت تازگیها آشنای:"اون اسمش چی بود"چک کنید.
*وقتی اسمها و مارکها را جابجا بگویید و دنیا و مافیها را متهم کنید که حواس برای آدم باقی نمی گذارند.
* وقتی حوصله و وقت (واقعا؟!)سر و کله زدن با تکنولوژی مزخرف فوق مدرن را نداشته باشید و با بکار گیری عبارت:"دستم بنده،تا من فلان کارو می کنم،تو هم این فیلمو برام دانلود کن"و یا:"دهه،این که خرابه،چه جوری بود؟!"،کار را به فرزندتان بسپارید.
*وقتی فیلم"دونده"امیر نادری را(که فیلم محبوب سالهای جوانیتان بود) بعد از 15-16 سال ببینید و توی دلتان بگویید:"حوصله ام سر رفت!چقدر ورجه-ورجه می کند!"
* وقتی در روابط اجتماعی، جنسیت طرف،برایتان مهم نباشد.
*وقتی شدیدا هنگام حضور در کوچه و خیابان،احساس امنیت اجتماعی کنید!
* وقتی که سوار تاکسی شده اید و به خیال خودتان خیلی هم ترگل – ورگل تشریف داریدو از راننده تاکسی می پرسید:"چقدر تقدیم کنم؟"، مرتیکه که به جای پدر بزرگت است،بگوید:"قابل شوما رو نداره مادر..."یا وقتی رفته اید تعمیرگاه آینه بغل ماشینتان را عوض کنید و تعمیرکار که برای خودش مرد گنده ای است،خجالت نکشد و بگوید:"شومام مثه مادر من،سالمه.نمی خواد عوضش کنی."
*وقتی به شیوه تصاعدی در برابر هر مسئله ای (که پیش از این قابلیت منفجر کردنتان با قدرت تخریب صد در صد را داشت)عبارت آشنای:"ولش کن...زندگی ارزشش را ندارد..." به کار ببرید.
* وقتی عبارات شیرین: "ای روزگااااار..." (یا آه خالی!)را کشف کنید.
*وقتی توی یک جمع بروید و ببینید همه دارند بهتان احترام می گذارند و روی سرشان حلوا – حلوایتان می کنند!

جمله شاعرانه:آه!چقدر میانسالی خوب است!!
تبصره:البته من میانسال نیستم،ولی میانسالها را دوست دارم.آن راننده تاکسی و آن مکانیک هم غلط کردند به بنده گفتند مادر!



نظرات (32)

خب پس حالا حالا ها ما جا داریم. آخر سال را دوست ندارم چون یاد عهد های مزخرفی می افتم که اول سال با خودم می بندم و باید بشینم سیر گریه کنم... راستی ولش کنید زندگی ارزشش رو نداره این همه می دواید!

جواني کجايي که يادت به خير!

یک آدم کم اهمیت:

در حاشیه زندانی شدن یادعلی.از قوه قضائیه و احمدی نژاد نترسید از آنهایی بترسید که به اسم نویسنده و منتقد و وبلاگگردان اصلاح طلب فعالیت می کنند و لی در اصل به بخش فرهنگی وزارت اطلاعات وابسته اند. من بیشتر از احمد غلامی و حسن محمودی و مهدی یزدانی خرم و یاسر نوروزی و بلقیس سلیمانی و رضا شکراللهی و حسن شهسواری و محمد ولی زاده و علی شروقی و محسن حکیم معانی و مصطفی مستور و سجاد صاحبان زند و سایر محمدی و علی بهزادی و علی اصغر سیدآبادی و رضا آشفته و هاشمی نژاد صاحب نشر افق و محسن سلیمانی و مهدی حجوانی و یوسف علیخانی و سمیه نوروزی و علی موذنی و علی اصغر محمدخانی می ترسم. آینده
ثابت می کند که ترس من به جا بوده یا الکی . حالا خود دانید.

با مزه بود، مادر!

چه شاعري عجيب و غريبي ! همه شاعران از پيري شكايت مي كنند آنوقت ايشان مي گويد : آه ! چه قدر پيري خوب است !رودكي در وصف ريختن دندان هايش در پيري مي گويد : مرا بسود و فرو ريخت هرچه دندان بود / نبود دندان ، لابل چراغ تابان بود !!!_موق باشيد _

سلام
فی الواقع به جرگه ی پیش کسوتان پیوستید گویا . لطفن فوتبال را در عرصه ی مربی گری هم ادامه دهید !

*وقتی بخواهی اسم پسرت را که علی است صدا بزنی و به جایش اسم تمام پسرهای فامیل را بگویی تا به اسم او برسی.دل باید جوون باشه. یا علی***لوتی

یک نویسنده نوقلم:

آیا این وبلاگ نمی خواهد درباره حق کشی در جایزه شهر کتاب چیزی بنویسد؟ شما حتمن داستان های برنده را خواندید . به نظر شما در چه حدی بودند . از داستان خودم که بی ارزش است چیزی نمی گویم . من کسانی را می شناسم که داستان های شان عالی بود ولی اسم شان توی 61 داستان هم نیامد. اگر شما و دیگران از حق نویسندگان نوقلم که سایت و ویلاگ ندارند و هیچ روزنامه و مجله ای به حرف شان گوش نمی دهد دفاع نکنید کی بکند ؟ خدا را گواه می گیرم که برای سکه حرص و جوش نمی خورم برای باندبازی و حق کشی ناراحتم .

سلام استاد

موسم گشت و گذر هست بیا تا برویم.... تا که بنزین سفر هست بیا تا برویم
چون که از جانب اقوام در این تعطیلات.... باز امکان خطر هست بیا تا برویم
باز امسال برای جُل و آوار شدن .... خانه ها تحت نظر هست بیا تا برویم

ادامه اش خودتون بیایید بخونید

السلام علی ام الورده
ما چه کنیم که تمام آنچه گفتید بر ما مصداق دارندی جز آنکه هیچ مکانیک و راننده تاکسی ای مارا مادر خطاب نمی کنندندی !
ما را که شیخی کهنسالیم و یک پای تا زانو در گور داریم مشخص کنید که میانسالیم یا نه ؟!!!

شما هم جای مادر ما هستی مادر خودت رو ناراحت نکن بخاطر راننده تاکسی و مکانیک...

به هر حال دستشون درد نکنه که یه سوژه خوب به شما دادن ما رو هم از انتظار درآوردن!

جلال - ت:

با سلام . من و هفت - هشت نفر از دوستان دوست داریم نظر شما را بدون دوربایستی درباره داستان های برنده در شهر کتاب بدانیم . حاشیه های این جایزه دارد به تنهایی از تمام حواشی جوایز دیگر بیشتر می شود. علتش این است که ظاهرن بیشتر برندگان از دوستان یا شاگردان آقایان مستور و شکراللهی و شهسواریو نجومیان و خانم محب علی هستند . سایت خوابگرد طبق معمول در دفاع از این قضیه سنگ تمام گذاشته و در سانسور کامنت ها بیداد می کند . به موازات این قضیه زندانی شدن یادعلی را پیش می کشد . البته همه در این مورد این یکی مشکو ک اند. خوابگرد که سایت این جایزه شده دارد از زندانی شدن یادعلی دکان درست می کند. طرف توی این جور چیزها استاد است . خوب می ماند عده ای بی طرف که در باره این داستان ها نظر بدهند. ما به چند منتقد سرشناس تلفن کردیم و ایمیل زدیم اما هیچ کدام جواب ندادند. بیشترشان می گویند این سایت و دار و دسته مشکوک اند و با جاهایی سر و سری دارند و نمی شود با آنها درافتاد. تکلیف چیه ؟ آیا هیچ کس حاضر نیست روی این داستان ها نظرش را بگوید ؟ ادبیات ما تا این حد ترسو شده که از مسولان یک جایزه و یک سایت می ترسند؟ آن هم به خاطر روابط مشکوک شان؟

سلام
استاد مثل هميشه لذت بديم

من تو 24 سالگی به اینا رسیدم!
من که مو لا درز هوشم نمیرفت یه قضیه رو چندبار تعریف می کنم
3 سال پیش که 21 سالم بود تو مناطق محروم معلم بودم البته با مبلغی ریش. شاگردم به من می گفت چندتا بچه داری!
.........
از اینکه مطالب منو مطالعه کردید شوکه شدم. چون اون مطلب خروس و حاج ذبیح مال اوایل وبلاگم بود که کسی سر نمی زد.
تعطیلی وبلاگم بنا به دلایلی بود که مجبور به تغییر آدرس شدم و در آدرس جدید فعالم. البته نه مثل قبل
مطالب قبلی هم پر از اشکال است چون همه اونها به غیر از دستگیری در بقیع رو بدون پاکنویس و آن لاین پشت کامپیوتر نوشتم بدون هیچگونه اصلاحی. آن متن هم یکی از همانهاست.
متن کنسرو شجریان هم بدون هیچگونه تفکری و در عرض یک ربع پشت کامپیوتر نوشتم.
الان این داستان رو می ذارم تو وبلاگ جدیدم. اگه پستای قبلی رو هم خواستین براتون میل می کنم
می تونم پستای وبلاگ قبلی رو براتون میل کنم.

تو وبلاگ جدیدم پست اول رو در مورد بازنشستگی بخونید جالبه

سلام سركار بي بي گل ميانسلال!
عجب است حداقل با يك موضوع به قول خودتان بي ربط به روز شديد! البته اين كه تماما مربوط بود نمي دانيم چرا ربطش را ناديده مي گيريد...! خلاصه كه زياد غم دنيا را نخوريد مادرجان... اين نيز بگذرد!!
خوش باشيد و شادزي

ساجدی:

جای بسی تاسف است که استادانی مثل شما و دیگران در برابر جوایز ادبی مخصوصا جایزه بدنام شهر کتاب که گویا به انواع کثافت کاری ها آلوده بوده ساکت بنشینید. من به معترضین حق می دهم : شهامت در اهل ادب مرده است و دوره دوره گماشتگان امنیتی مستقر در روزنامه اعتماد و اعنماد ملی و کارگزاران و سایت های خوابگرد و هفتان و صفحه سیزده و هنوز و تادانه و ....شده نه شیرهایی مثل خسرو گل سرخی .

آپ ويژه: دست دوم يك ساله شد!

به همراه ناگفته هايي از بهمن مهران...

سلام
از ابراز لطف شما ممنونم
پست مورد نظر شما رو در وبلاگ جدیدم گذاشتم
البته بدون اصلاح. شما هر جور که خودتون می دونید اصلاح کنید. ما هم در وبلاگ اعمال می کنیم که تفاوت بین مرجع و مکتوب نباشد.
موفق و سربلند باشید

وقتی دوساعت و نیم انتظار کشیدی بچه بوچه ها خوابا خواب بروند،دستی به تشک خوشخواب قدیمی برسانی و بر اثر امواج غرولند دریافتی.... تا طلوع صبح بد خواب شوی!

شما ميانسال شده ايد اگر:
این روزها کمی تا قسمتی گرفتار شده ايد
و کاری را تا آخر سال باید تحویل دهيد
و کمتر می آیيداینترنت.به دوستانی هم که لطف کردند و پیام گذاشتند شرمنده ايد که نميتوانيد سر بزنيد .

آقا گلچین:

با سلام و احترام فراوان خدمت سرکار خانم صدر اینجانب در زمینه طنز با نشریات محلی و سراسری همکاری دارم آیا اگر مزاحم شوم و برخی آثار خود را خدمتتان ارسال نمایم برمن منت می گذارید آنها را نقد نمایید ؟
با تشکر فراوان

سلام خانم صدر گرامی.
روز جهانی زن مبارک!
با کافه طنز3(هیبت زنانه)بروزم.

خاله مهربون اگر برای آینده خود نگرانی به مهندس چاچول رای بده :
جهت کسب اطلاعات بیشتر به chachul.blogfa.com مراجعه کن

روز جهانی زن مبارک!

سلام
و بعد از مدتي نسبتا طولاني(!) شما ميانسال شده ايد اگر:
اگر ديگر وقتي براي سر زدن به ارادتمندانتان صرف نمي كنيد! اگر بر چشم طنزنويسان جوان قدم نمي گذاريد! اگر روزي كسي به مشا گفت: مادر جان سري هم به وبلاگ ما بزن!
پس: مادر جان سري هم به وبلاگ ما بزن... البته لطفا!
خوش باشيد و شادزي سركار

مرتضا:

فارغ از درد و غصه مالی
کسل و بی هواس و بی حالی
اصلا این برهه خوش نمی گذرد
آخ از این حالت میان سالی

پروین پورجوادی:

سلام عالی و باز هم عالی بی مبالغه که عادتم نیست !
کمی حس فمنیستی آدم(حوا)راغلقلک می دهد. مناسبتی که باروز جهانی زن نداشت ؟داشت؟! از جمله میانسالانم ووبلاگم همین نزدیکی هاست خوشحالم می کنید اگر سری بزنید
www.poorjavadi blogfa.com

prvin poorjavadi:

یادم رفت آمدن بهار راشادباش بگویم .

همسایه قدیمی:

سلام:انشالله همیشه 14 ساله بمانید...

اين هفته، عجب شور و نوايي برپاست!
بدپيله زمين خورده ي اين حال و هواست!
گوييد كه "ما خرابه، آباد كنيم؟!"
لعنت به كسي كه منكر فضل شماست!
[ماچ][قلب][گل][تعجب][شیطان]

سلام جيگر طلای بدپیله! ناز قلمت نازدونه! قبلنا که در دیار کفر بودیم یه گوشه ی چشمی به ما داشتی و یواشکی یا گرمب گرمب سراغی از ما می گرفتی ها!... حالا که خیلی وقته برگشتیم دیگه سری به ما نمی زنی! عن قریب است که از ما اثری باقی نیست! هیچ کس مثل تو ای دوست به این چاقی نیست!
[شیطان][چشمک][نیشخند][خنده]

با طنز انتخاباتی "ايران عزيز، از اسفند 1386 تا اسفند 1390!..."
نصفه شبي به روزم. خوش حال مي شم دوباره ببينمتون.
[ماچ][قلب][گل][تعجب][شیطان][خداحافظ]

Post a comment