![]() |
استعدادهایی که درک نشده،نقد شد
ای داگ هاوس و ناگهان ، بمباران میکروبی ذهن یادداشتی برای گلنسا و همۀ گل آقایی ها داستانهای کودک درون شماره جدید ستون آزاد دعای شب جمعه سبد فرهنگی کیلو چند چسب زخمهای فراموش شده پلیس دیجیتال و کاربران اینترنت
چهره به چهره با یلدا
نشریۀ طنز و عصر دایناسورها به کاشفان همیشه فروتن دوربین با کاروان شعر و موسیقی و هنر و چیزهای دیگر... سربازان گمنام دل صاب مردۀ مرغ باغ ملکوت! دولت ، قبرستان زنانه می سازد حکمت شادان فهرست کتابهای تحقیقی طنز قانون های گذر از"بزنگاه"
December 2008
November 2008 October 2008 September 2008 August 2008 July 2008 June 2008 May 2008 April 2008 March 2008 February 2008 January 2008 December 2007 November 2007 October 2007 September 2007 August 2007 July 2007 June 2007 May 2007 April 2007 March 2007 February 2007 January 2007 December 2006 November 2006 October 2006 September 2006 August 2006 April 2006 March 2006 February 2006 January 2006 December 2005 November 2005 October 2005 September 2005 August 2005 July 2005 June 2005 May 2005 April 2005 March 2005 February 2005 January 2005 December 2004 November 2004 October 2004 September 2004 August 2004 July 2004 June 2004 January 2004 December 2003 November 2003 October 2003 September 2003
info at bbgoal.com
rouyasadr at yahoo.com |
|
|
نظرات (12)
1- با تشکر از لئوناردو سالواتوره ماتادونا کوهن و این شعر زیبایش..
2- با تشکر از مترجم گرامی این شعر که بسیار به بعضی مترجمان فیلم ها و مجموعه های خارجی شبیه می باشد که متن شعر را مطابق روحیات پر از گل و بلبل ترجمه نمودند..
3- با تشکر از گل و بلبل
Posted by عطیه آل حسینی | November 16, 2008 9:32 PM
باران را دوست دارم
ولی از خیس شدن می ترسم!
(با اجازه ی مرحوم پناهی)
Posted by سام | November 16, 2008 10:03 PM
سلام بي بي واقعا گل
اينبار هم گل كاشتيد
Posted by محمد جاويد | November 17, 2008 1:01 AM
من شنیدم این آقای لئوناردو از مریدان شیخ بوده ... این شعر که بیانگر احساسات پاک یه دختر جوان هست که دیروز نسبت یه پسر هیچ حسی نداشته اما الان که داره بارون میاد واسش سر و دست می شکونه از شیخ هست که احتمالا بعدها زمینه ای شده برای اشعار لئوناردو !
چرا با من نماندی زیر باران
چرا تنها گذاشتیم جان ِجانان
اگر دیروز بهت من پا ندادم
سوار میشم من امشب ، حتی پیکان
Posted by شیخ عیسی ابوزید | November 17, 2008 1:11 AM
سلام بر بی بی گل نازنین !
خیلی خوب نوشتید مانند همیشه :مخصوصا رقص کنان بر فرازنای سر من ببار جان عمه ات !!
Posted by فاطمه | November 17, 2008 10:29 AM
خواهش می کنم. انجام وظیفه بوده.
فعلا بگذار یه کم ریسه برم به این ترجمه تا بعد
Posted by شوهر تازه تاسیس | November 17, 2008 11:42 AM
مرسي بي بي گل! زيبا بود.
اما طنزهايي كه توش به مسئولين! گير ميدي رو بيشتر دوست دارم.
Posted by عليرضا | November 17, 2008 6:45 PM
سلام
طنز زیبایی بود، خیلی عالی
آفرین بر شما
Posted by سهراب گل هاشم | November 18, 2008 2:02 PM
سلام بی بی گل!
trousers اسم جمعه.قبلش a نمیاد :*)))))
مثل همیشه جالب بود.
ضمنا از تشریف فرمایی به وبلاگ حقیر ممنونم
Posted by تکین | November 19, 2008 1:31 PM
یه روزی یه لئوناردو به دنیا میاد...
اگه دنبالش گفتی؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
این مطلبتون جالب بود ولی طنازیهای شما چیز دیگریست!
راستی:
ممنون که سر زده بودین و مارو مثبت خطا کرده بودین بعد از مادرم شما اولین کسی هستین که در مورد من مثبت اندیشی میکنین . بهتون تبریک می گم.
Posted by morakab baz | November 20, 2008 6:23 PM
سلام . در همتبار منتظرتان بودیم . نیامدید . خواهید آمد به یقین . رای بر این شده که قسمتی داشته باشیم در همتبار با عنوان طنز نوشته های رویا صدر . بیائید لطفا. همین
Posted by کیانمهر | December 4, 2008 7:11 PM
سخن چون از دل برابد ...
Posted by رضا | December 19, 2008 1:16 AM