info at bbgoal.com
rouyasadr at yahoo.com


Enter Your Email
 





دیگر جایی برای طنزنویسها نیست
February 11, 2009

امروز صبح زنگ زدم به منوچهر احترامی.برای درخواست آغاز یک همکاری،می خواستم بگویم:"بیاییدچراغ طنز را روشن نگه داریم .حیف است که خاموش شود.ولو شده یک گوشۀ سلامت بنشینیم و بنویسیم.الان که نه مجله ای هست و نه صفحه ای.حداقل این یک راه برای تنفس است."چند هفته بود که می خواستم تلفن بزنم.گفته بودم که بگذارم کار راه بیافتد و مطمئن شوم و آنوقت مزاحمش بشوم.مطمئن بودم که دستم را رد نمی کند. نمی خواست کسی را برنجاند.با آدم رو در بایستی نداشت،رک بود ولی قلب رئوف و بینهایت مهربانی داشت.اوایل همین هفته هم تلفن زده بودم.خودش نبود و صدایش بود.ولی امروز صدایش هم نبود.خانم جوانی گوشی را برداشت.تعجب کردم.همیشه یا خودش بود یا صدایش.تنها زندگی می کرد.مجرد بود.گفتم:"منزل آقای احترامی؟!"گفت:"بله.بفرمایید."گفتم:"ایشان تشریف دارند؟"گفت:"نخیر.ایشان فوت کرده اند..." احساس کردم در آخر دنیا دارم نفس می کشم...آن خانم گفت که برادر زاده اش هست...و گفت که لطفاً اینجوری نکنید و ما خودمان هم ناراحتیم...وتازه همین حالا با شنیدن خبر آمده است ایران و نمی داند ماجرا چیست .
من هنوز هم نمی دانم ماجرا چیست ...و هیچوقت هم نخواهم دانست ماجرا چه بوده است...فقط می دانم در یک لحظه ممکن است یک حرف جالب مثل "چراغ طنز"و این چیزها در حد یک طنز تلخ تنزل کند....
به فاصلۀ دو – سه ساعت ،از ایسنا و خبر آنلاین و رادیو و رادیو(این رادیو با آن رادیو فرق می کند) و روزنامۀ اعتماد ملی و آقای فلان بهم تلفن می زنند و مطلب و مصاحبه می خواهند.مدتها بود که تلفنم جز برای این که به تماس یا پیامم جواب بدهند و یا برای مکالمه ای در حد:"چی بخرم و چی نخرم"زنگ نزده بود.از خودم بدم می آید...



نظرات (58)

"دو سال پیش، آقایی نمایشگاه کتاب آمده بود‌، دنبال کتاب «حسنی نگو یه دسته گل» می‌گشت.
از او پرسیدم برای چه می‌خواهی؟ بچه‌ داری؟ گفت نه بچه ندارم، هنوز ازدواج نکردم. گفتم ماشاالله ۲۷ ـ ۲۸ سالت هست، این داستان را برای چه می‌خوانی؟ گفت برای خودم نمی‌خواهم، برای پدرم می‌خواهم."
این سخنان همان مرد سیبیلو و خنده رویی است که خیلی از ما هنوز نفهمیدیم اوست که خالق حسنی است . حسنی که خودش هم از ان محروم بود .
به شما و خودم و همه بچه های ایران تسلیت می گویم .

خدمت شماو همه طنز پردازان تسلیت عرض می کنم. در وبلاگم مطلبی در همین ارتباط نوشتم....

سلام و تسلیت ...
توی ده شلم رود ... آخ که چقدر تنها بود !

دیشب از رادیو شنیدم.. از دیشب تا حالا جشنواره گل آقا و تقدیر از منوچهر احترامی، جلوی چشمم است..
بی نهایت متاسفم.. تسلیت می گم


سلام قلم زيبايي داريد
آپم...ميشه بيايد يه نظري به نوشته هام بدين
يادت نره ...
ممنون

سلام و عرض ادب و تسلیت بسیار
......
قطار می رود و ما مسافران در صف
که کی برای سفر یک بلیط بستانیم
برای ما همه چون سر نوشت یکسانست
چه فایده که بخندیم ، با بخندانیم
77777777777777777777
88888888888888888888
سلام ای آشنا جانت سلامت
تما شایی شده باغ کلامت
میان حافظ و من گفتگوییست
بخوان اما مکن ما را ملامت

دنیا محل طنزپردازان است . با رفتن یکی تمام نمی شود .

خدایش بیامرزاد راحش برای ما هست کماکان

ماندگان، قدر خويش بدانند و رفتار رفتگان را آيينه‌ي آيين خويش سازند. با قلم و قدم خويش در مسير رفتن، دل به‌دست آرند و كسي را نرنجانند و هر فرصتي را براي ارتباط غنيمت شمرند كه صداي قلم نيز صداست؛ صداي انديشه‌اي كه از ذهن سُر خورده و به دست و پس به قلم (و امروزه بر صفحه‌كليد)دويده و بر صفحه‌ي كاغذ(يا مانيتور) جاري شده است و ماندگار مي‌شود.


روحش شاد
و
تسلیت عرض می کنم

آب و جارو كرد عِمران خانه را
تا پذيرايي كند از يار خود
احترامي هم به عشق ديدنش
قيصر به سرعت بار خود بست چون
آتشي چون رفت استقبال او
خير مقدم گفت با اشعار خود
چون گل آقا شد خبر خنديد و گفت
كرد عزراييل آخر كار خود
در بهشت امشب شب طنزي به پاست
هر كسي مي خواند از آثار خود
حوريان محو تماشا مي شوند
آن چنان كه غافل از رفتار خود

جمع اشان جمع است و محفل روبراه
جاي ما خالي است صد افسوس و آه


باور كردنش مشكل است
تسليت

توی ده شلمرود / حسنی نشسته تنها
خیلی دلش گرفته / شده اسیر غم‌ها

توی ده شلمرود / حسنی چشاش می‌باره
تو آسمون نداره / حتی یه تک ستاره

حسنی غریب و خسته / یه گوشه ای نشسته
از وقتی بی تو مونده / خیلی دلش شکسته

ببین ده شلمرود / امروز چه سوت و کوره
خونه‌ها سرد و خالی / کوچه‌ها بی‌عبوره

خیلی متاسفم


خدایا چه سال بدی بود!

arif:

شاید جمله ای که یکی برای مسخره بازی گفته یه روز معنای واقعی خودش رو تو واقعیت پیدا میکنه
چه زود دیر میشود

سلام
حرف ها رو شما زديد استاد
فقط تسليت........................

و هیچوقت هم نخواهم دانست ماجرا چه بوده است...فقط می دانم در یک لحظه ممکن است یک حرف جالب مثل "چراغ طنز"و این چیزها در حد یک طنز تلخ تنزل کند....
.
.
.
..." احساس کردم در آخر دنیا دارم نفس می کشم...
پاينده باشيد.

سلام خانم صدر
مرگ طنز نویس در این دوران بسیار سخت تر از هر زمانی ست به ویژه کسی که کودکی ما با داستان های او گذشته.
گویا امروز مرگ تنها وای فراموشی ماست

سلام خانم صدر عزیز
من هم وقتی مجبور بودم هتوز از بهت خبر در نیومده زنگ بزنم به شما و شهرام شکیبا و آقای زرویی نصرآباد و تو اون شرایط مصاحبه بگیرم خیلی حس خوبی از خودم نداشتم. به هر حال اگه مزاحمتی ایجاد شد متاسفم.
مطلب رو می تونید در این آدرس ببینید:
http://www.khabaronline.ir/news-3765.aspx

نمي دونم چي بگم ... واقعا حيف شد ... تسليت ميگم

بی بی گل عزیز وقتی خبر آسمانی شدن استاد احترامی را خواندم ، جمله ای که به ذهنم آمد این بود :
یک نفر از قبیله ی لبخند کم شد...
یادشان بخیر

راستی که بزرگها می روند و دنیای ما دارد می شود جای ما آدمهای کوچک ... خدایش بیامرزد ...

بد نیست این مطلب را بخوانید


با مهر
میس شانزه لیزه از جزیره در کهکشان
http://aftab.ir/articles/art_culture/festival/c5c1234619959_festival_p1.php

سلام خوشحال میشم نظری به طنز نوشته هام بندازید!

سلام دوست
فقط آمده ام بگویم به روزم با:
...تن تو گیر سه پیچی ست مثل D.N.A
برو ببوس و بغل کن کروموزومها را...
چشم به راهم[گل]

همین چند ساعت پیش داشتم فیلم جشنواره گل آقا رو می دیدم و تقدیر از آقای احترامی، خبر رو نشنیده بودم، وای خدا این زندگی دار هر روز تلخ تر میشه. تسلیت میگمبه جامعه طنز.

با سلام
با صدای «دکتر سید مهدی موسوی»
به روز هستیم
با سفرنامه اش...
در:
http://www.arooz.com/mag2/1387/11/post_250.php
برای دانلود و شنیدن صدایش...

روحش شاد و طنین طنز هایش مدام در خاطره ها باد.

هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق ...
خیلی دلم سوخت، همین چندوقت پیش بود که در مورد کتابهای حسنی و نقض حقوق نویسنده نوشتم.به هر حال اگر هم رفته کلی یادگاری به جاگذاشته است که ماندگارش می کنند.

سلام... استاد احترامی رو واقعا" دوست داشتم... فکر می کردم سالیان سال خواهد بود... باورکردنی نیست...
منم چیزهایی فقط از روی دلتنگی نوشتم...

به شما و خودم و همه بچه های ایران تسلیت می گویم . بد شوکی بود برای همه

سلام. ممنون. شما همیشه لطف دارین...

اگه واقعا استراحت باشه ... بله
نظرتون دذباره نوشته هام چيه ؟برام مهمه كه بگين
ممنون

به وبلاگ بین المللی ما خوش آمدید

چیزی جز غصه چه می تواند باشد!
انگاری غصه خودمان را بیشتر می خوریم تا او را!
...

سلام بر بی بی گل عزیز
ممنوم بابت لینک مطلب . را ستش ذوق زده شدم!

خیلی خیلی تسلیت می گم.واقعا متاثر شدم.تجربه اش را دارم از دست دادن دوست قدیمیم رو خیلی دیر شنیدم اما هم چنان واسه ام تازه است...

من در تعجب هستم که استاد که حسنی رو از تنهائی درآورد چرا خودش تنها بود؟
انشاالئه که یکسره رفته توی بهشت دیگه اون جا تنها نیست.

خیلی وقته مطلب جدیدی ننوشتید چه طور شد سری زدید
امیدوارم شاهد مطالبتون باشم

سلام خانم صدر
باید گفت نه تنها نسل امروز بی خاطره ست بلکه معدود خاطره های بر جا مانده هم رنگ و بوی نوستالژیک گرفته به نظر من نسل ما نسل نوستالژی و نسل حسرت شده

.
.
سلام استاد عزيز
نمي دونم چرا ولي وقتي كامنت پر از مهر شما رو خوندم اشك تو چشم هام جمع شد.
مدتي مامانم مريض بود.
به روي چشم. به زودي به روز مي شم.
سلامت وپاينده باشيد.
.
.

سلام
با دو متن در مورد استاد احترامي به روز هستم.
در ضمن ميلي برايتان فرستادم

باسری دوم آزمون هوش به روز هستم!
درباره تعدد گزینه ها هم باید بگم بیشتر به خاطر تست هوش بودن مسئله هستش!

سلام
آمدیم برای عرض ارادت خدمت بی بی گل عزیزمان!که وجودش مایه ی دلگرمی شاگردانی چون من است!
پاینده باشید بانو

کارهات رو دوست دارم بی بی گل عزیز

سلام ممنون از لطف همیشگی شما.
من هنوز باورم نمیشه که دیگه استاد احترامی نیست...

"صدای زنگولة گردن خرها آمد. یوسف گفت: "برای شهر همسایه بهارنارنج آورده اند. چه بویی در هواست". زری دل نمی کند برود. آنقدر ایستاد تا خرها وارد باغ همسایه شدند و بارهای معطر خود را در خرند وسط باغ روی هم انباشتند.... زری تمام این مدت در نخ حرکات پیرمرد عرق گیر و سه تا پسرش بود. پیرمرد دوزانو رو به روی شکوفه های بهار نارنج نشسته بود و سبدها را می انباشت و پسرها سبدها را روی سرشان می گذاشتند و به خزانه می بردند... و زری می اندیشید که چرا پیرمرد پسرهایش را زن نمی دهد در حالی که موقع زنشان است، و بعد فکر کرد که آدمهایی که با این همه گل سر و کار دارند چه لزومی دارد زن بگیرند؟"

بخشهایی از "سووشون"سیمین دانشور

از شدّت ِ خصومت و نفرت و و پدركشتگي و لجاجتي كه با من بي گناه بي زبان مظلوم معصوم دارين, هنوز كه هنوزه - با وجود تذكرها و يادآورياي فراوون- سر زدن - كه از دو سال و اندي پیش پستمان عوض شده- سر نزدین! خدا ازتون نگذره، تا دويست و اند سالگي مجردتون بذاره بهترترتره! آمّييييييييييييييييييييييييييين يا رب المتأهلين!

حميد رضا:

يك دوست دار گل آقا و حسني وشماو....:
راستش رو بخواهيد ديگه نفس هم نميشه كشيد.تسليت...(هر چند دير)

سلام استاد . اينروزها حس خوبي ندارم . مدام خاطراتش جلوي چشمامه . حس و حال حتي نوشتن يك كلمه برام نمونده . امروز بعد از مدتها سري به نت زدم . دلم گرفته بود . آخه امروز پنجشنبه ست . اومدم اينجا و خوندن مطلبتون دگرگونيم كرد . خوندن مطلبي كه با اخلاص و محبت نوشته شده نه ... بگذريم. در دل كردن با آدمي كه مي دوني اون هم مثل خودت عزاداره آدمو آروم مي كنه . احساس ميكنم تكيه گاه و بزرگترين دوست و دلسوز زندگيم رو از دست دادم . هنوز توي شوكم . هنوز ...

سلام
همه جا نبودنت هست
بخصوص بر لب ها

سلام وعرض ادب وتسلیت به مناسبت درگذشت طنز پرداز توانای کشورمان جناب اقای احترامی و آرزوی طول عمر و سلامتی و بهروزی همه طنز پردازان این سرزمین ادیب پرور

(1)

بهار را

و باران را

خوب می شناسی

تو که آن سوی فصل ها

روییده ای!

اینک

ماییم و خشک سالی عشق!

و دستی که به دامان تو آویخته ایم!

ای دست هایت لبریز طراوت!

کمی هم برای سرزمین دل ما

باران باش!

(2)


تو در تمام خواب هایم

لبخند می زنی

انگار برای دیدن تو

فقط باید خواب ببینم!

(3)

باد عاشق گل شده بود

هر روز تمرین می کرد

که بگوید

دوستش دارد!

آن قدر تمرین کرد

که گل

پرپر شد!...


(4)

وقتی تو می روی

ما نیز می رود

تنها من می مانم

یعنی چیزی نمی ماند!...

(5)

ماه در آسمان

ماهی در آب

و من

که محبوس آه سرد زمینم!

بانوی باستانی!

بیا و

ترانه های گمشده ی مرا

با لبان شعله ورت

زمزمه کن!

سلام، با سومین سری از مجموعه تست های هوش به روز هستم!

سلام
ژورنالیست‌ها در پرشین بلاگرز؛
خبرخوان (تکست و گرافیکی)، لیست و فید ژورنالیست‌ها ارائه شده است.

http://persianbloggers.blogspot.com/2008/11/journalism-p.html

شما را به بازدید و استفاده از 19 خبرخوان تخصصی موجود دعوت می‌کنیم.

سلام . اختصاصی بود خانم صدر ...

به ما هم سر بزنید
بی بی گل
20 سال با طنزتان را خواند جالب بود

I took my first loans when I was not very old and it supported my relatives a lot. Nevertheless, I require the short term loan as well.

نظر خود را بنویسید:

                   

                

       


: