![]() |
چرا موسوی رهبر مناسبی برای جنبش سبز نیست
تاملات یک درنین نظرخواهی مدیریت کائنات تحلیل علمی - بهداشتی شخصیت افراد نسخه "پی دی اف" طنز دات کام (طنز وبلاگی) جناب خداوند گرامی طنز وبلاگی غیر قابل چاپ اعلام شد طنزهای خواندنی یک پرنده روی سیم مادرم پس از هشت سال بیماری رفت(یادداشتی در باره او) اگه می تونی منو بگیر
امواجِ پرافتخار پارازیتِ جان در آبشخور خشنگ ملنگ
مکتب ایران این حیوانات تربیت شدۀ جنگجو... گاه گاهی زندگی شوخی نیست مثلا سفرنامه استانبول ضمیمه تابستانی طنز سلامت مرغها و آدمها هوس بهاری پرکاس پادرهوایی اپیدمیک
September 2010
August 2010 July 2010 June 2010 May 2010 March 2010 February 2010 January 2010 December 2009 November 2009 October 2009 September 2009 August 2009 July 2009 June 2009 May 2009 April 2009 March 2009 February 2009 January 2009 December 2008 November 2008 October 2008 September 2008 August 2008 July 2008 June 2008 May 2008 April 2008 March 2008 February 2008 January 2008 December 2007 November 2007 October 2007 September 2007 August 2007 July 2007 June 2007 May 2007 April 2007 March 2007 February 2007 January 2007 December 2006 November 2006 October 2006 September 2006 August 2006 April 2006 March 2006 February 2006 January 2006 December 2005 November 2005 October 2005 September 2005 August 2005 July 2005 June 2005 May 2005 April 2005 March 2005 February 2005 January 2005 December 2004 November 2004 October 2004 September 2004 August 2004 July 2004 June 2004 January 2004 December 2003 November 2003 October 2003 September 2003
info at bbgoal.com
rouyasadr at yahoo.com |
|
|
نظرات (58)
"دو سال پیش، آقایی نمایشگاه کتاب آمده بود، دنبال کتاب «حسنی نگو یه دسته گل» میگشت.
از او پرسیدم برای چه میخواهی؟ بچه داری؟ گفت نه بچه ندارم، هنوز ازدواج نکردم. گفتم ماشاالله ۲۷ ـ ۲۸ سالت هست، این داستان را برای چه میخوانی؟ گفت برای خودم نمیخواهم، برای پدرم میخواهم."
این سخنان همان مرد سیبیلو و خنده رویی است که خیلی از ما هنوز نفهمیدیم اوست که خالق حسنی است . حسنی که خودش هم از ان محروم بود .
به شما و خودم و همه بچه های ایران تسلیت می گویم .
Posted by رضا سیدی پور | February 11, 2009 5:14 PM
خدمت شماو همه طنز پردازان تسلیت عرض می کنم. در وبلاگم مطلبی در همین ارتباط نوشتم....
Posted by مهرداد صدقی | February 11, 2009 9:11 PM
سلام و تسلیت ...
توی ده شلم رود ... آخ که چقدر تنها بود !
Posted by مجتبا آقابابایی | February 11, 2009 10:13 PM
دیشب از رادیو شنیدم.. از دیشب تا حالا جشنواره گل آقا و تقدیر از منوچهر احترامی، جلوی چشمم است..
بی نهایت متاسفم.. تسلیت می گم
Posted by نون اوّل نامه.. | February 12, 2009 1:00 PM
سلام قلم زيبايي داريد
آپم...ميشه بيايد يه نظري به نوشته هام بدين
يادت نره ...
ممنون
Posted by نازگل | February 12, 2009 3:11 PM
سلام و عرض ادب و تسلیت بسیار
......
قطار می رود و ما مسافران در صف
که کی برای سفر یک بلیط بستانیم
برای ما همه چون سر نوشت یکسانست
چه فایده که بخندیم ، با بخندانیم
77777777777777777777
88888888888888888888
سلام ای آشنا جانت سلامت
تما شایی شده باغ کلامت
میان حافظ و من گفتگوییست
بخوان اما مکن ما را ملامت
Posted by محمد روحانی ( نجوا کاشانی ) | February 12, 2009 4:04 PM
دنیا محل طنزپردازان است . با رفتن یکی تمام نمی شود .
خدایش بیامرزاد راحش برای ما هست کماکان
Posted by مهران | February 12, 2009 4:50 PM
ماندگان، قدر خويش بدانند و رفتار رفتگان را آيينهي آيين خويش سازند. با قلم و قدم خويش در مسير رفتن، دل بهدست آرند و كسي را نرنجانند و هر فرصتي را براي ارتباط غنيمت شمرند كه صداي قلم نيز صداست؛ صداي انديشهاي كه از ذهن سُر خورده و به دست و پس به قلم (و امروزه بر صفحهكليد)دويده و بر صفحهي كاغذ(يا مانيتور) جاري شده است و ماندگار ميشود.
Posted by من خودم | February 12, 2009 5:08 PM
روحش شاد
و
تسلیت عرض می کنم
Posted by سمنو | February 12, 2009 9:48 PM
تسلیت عرض می کنم.
Posted by نسیم عرب امیری | February 12, 2009 10:06 PM
آب و جارو كرد عِمران خانه را
تا پذيرايي كند از يار خود
احترامي هم به عشق ديدنش
قيصر به سرعت بار خود بست چون
آتشي چون رفت استقبال او
خير مقدم گفت با اشعار خود
چون گل آقا شد خبر خنديد و گفت
كرد عزراييل آخر كار خود
در بهشت امشب شب طنزي به پاست
هر كسي مي خواند از آثار خود
حوريان محو تماشا مي شوند
آن چنان كه غافل از رفتار خود
جمع اشان جمع است و محفل روبراه
جاي ما خالي است صد افسوس و آه
باور كردنش مشكل است
تسليت
Posted by محمد جاويد | February 13, 2009 1:12 AM
توی ده شلمرود / حسنی نشسته تنها
خیلی دلش گرفته / شده اسیر غمها
توی ده شلمرود / حسنی چشاش میباره
تو آسمون نداره / حتی یه تک ستاره
حسنی غریب و خسته / یه گوشه ای نشسته
از وقتی بی تو مونده / خیلی دلش شکسته
ببین ده شلمرود / امروز چه سوت و کوره
خونهها سرد و خالی / کوچهها بیعبوره
Posted by nader | February 13, 2009 2:01 AM
خیلی متاسفم
خدایا چه سال بدی بود!
Posted by میس شانزه لیزه | February 14, 2009 12:38 AM
شاید جمله ای که یکی برای مسخره بازی گفته یه روز معنای واقعی خودش رو تو واقعیت پیدا میکنه
چه زود دیر میشود
Posted by arif | February 14, 2009 1:22 AM
سلام
حرف ها رو شما زديد استاد
فقط تسليت........................
و هیچوقت هم نخواهم دانست ماجرا چه بوده است...فقط می دانم در یک لحظه ممکن است یک حرف جالب مثل "چراغ طنز"و این چیزها در حد یک طنز تلخ تنزل کند....
.
.
.
..." احساس کردم در آخر دنیا دارم نفس می کشم...
پاينده باشيد.
Posted by فرزانه مصيبي(آدم) | February 14, 2009 7:26 PM
سلام خانم صدر
مرگ طنز نویس در این دوران بسیار سخت تر از هر زمانی ست به ویژه کسی که کودکی ما با داستان های او گذشته.
گویا امروز مرگ تنها وای فراموشی ماست
Posted by آرش شعبانی | February 14, 2009 8:16 PM
سلام خانم صدر عزیز
من هم وقتی مجبور بودم هتوز از بهت خبر در نیومده زنگ بزنم به شما و شهرام شکیبا و آقای زرویی نصرآباد و تو اون شرایط مصاحبه بگیرم خیلی حس خوبی از خودم نداشتم. به هر حال اگه مزاحمتی ایجاد شد متاسفم.
مطلب رو می تونید در این آدرس ببینید:
http://www.khabaronline.ir/news-3765.aspx
Posted by چوپانکاره | February 14, 2009 10:18 PM
نمي دونم چي بگم ... واقعا حيف شد ... تسليت ميگم
Posted by ارژنگ حاتمي | February 14, 2009 10:32 PM
بی بی گل عزیز وقتی خبر آسمانی شدن استاد احترامی را خواندم ، جمله ای که به ذهنم آمد این بود :
یک نفر از قبیله ی لبخند کم شد...
یادشان بخیر
Posted by یکارمندانشجو | February 15, 2009 12:17 AM
راستی که بزرگها می روند و دنیای ما دارد می شود جای ما آدمهای کوچک ... خدایش بیامرزد ...
Posted by موسیو گلابی | February 15, 2009 12:50 AM
بد نیست این مطلب را بخوانید
با مهر
میس شانزه لیزه از جزیره در کهکشان
http://aftab.ir/articles/art_culture/festival/c5c1234619959_festival_p1.php
Posted by میس شانزه لیزه | February 15, 2009 12:41 PM
سلام خوشحال میشم نظری به طنز نوشته هام بندازید!
Posted by فرهنگ | February 16, 2009 12:28 AM
سلام دوست
فقط آمده ام بگویم به روزم با:
...تن تو گیر سه پیچی ست مثل D.N.A
برو ببوس و بغل کن کروموزومها را...
چشم به راهم[گل]
Posted by محمدقائدی | February 16, 2009 1:51 PM
همین چند ساعت پیش داشتم فیلم جشنواره گل آقا رو می دیدم و تقدیر از آقای احترامی، خبر رو نشنیده بودم، وای خدا این زندگی دار هر روز تلخ تر میشه. تسلیت میگمبه جامعه طنز.
Posted by علیرضا | February 17, 2009 12:16 AM
با سلام
با صدای «دکتر سید مهدی موسوی»
به روز هستیم
با سفرنامه اش...
در:
http://www.arooz.com/mag2/1387/11/post_250.php
برای دانلود و شنیدن صدایش...
Posted by سایت عروض | February 17, 2009 12:22 AM
روحش شاد و طنین طنز هایش مدام در خاطره ها باد.
Posted by کاکه تیغون | February 17, 2009 2:27 AM
هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق ...
خیلی دلم سوخت، همین چندوقت پیش بود که در مورد کتابهای حسنی و نقض حقوق نویسنده نوشتم.به هر حال اگر هم رفته کلی یادگاری به جاگذاشته است که ماندگارش می کنند.
Posted by وكيل بانو | February 17, 2009 10:17 AM
سلام... استاد احترامی رو واقعا" دوست داشتم... فکر می کردم سالیان سال خواهد بود... باورکردنی نیست...
منم چیزهایی فقط از روی دلتنگی نوشتم...
Posted by فرزام | February 17, 2009 11:49 PM
به شما و خودم و همه بچه های ایران تسلیت می گویم . بد شوکی بود برای همه
Posted by خبرنگار غرغرو | February 18, 2009 1:28 PM
Heyf az Ehterami...
Posted by شیخ ابو امیر | February 18, 2009 4:13 PM
سلام. ممنون. شما همیشه لطف دارین...
Posted by فرزام | February 18, 2009 8:35 PM
اگه واقعا استراحت باشه ... بله
نظرتون دذباره نوشته هام چيه ؟برام مهمه كه بگين
ممنون
Posted by نازگل | February 18, 2009 10:25 PM
به وبلاگ بین المللی ما خوش آمدید
Posted by طنز کوتاه! | February 19, 2009 1:01 AM
چیزی جز غصه چه می تواند باشد!
انگاری غصه خودمان را بیشتر می خوریم تا او را!
...
Posted by عباس حسین نژاد | February 19, 2009 10:15 AM
سلام بر بی بی گل عزیز
ممنوم بابت لینک مطلب . را ستش ذوق زده شدم!
Posted by یکارمندانشجو | February 19, 2009 4:54 PM
خیلی خیلی تسلیت می گم.واقعا متاثر شدم.تجربه اش را دارم از دست دادن دوست قدیمیم رو خیلی دیر شنیدم اما هم چنان واسه ام تازه است...
Posted by نارسیس | February 19, 2009 5:34 PM
من در تعجب هستم که استاد که حسنی رو از تنهائی درآورد چرا خودش تنها بود؟
انشاالئه که یکسره رفته توی بهشت دیگه اون جا تنها نیست.
Posted by سام | February 19, 2009 6:13 PM
خیلی وقته مطلب جدیدی ننوشتید چه طور شد سری زدید
امیدوارم شاهد مطالبتون باشم
Posted by عارف | February 19, 2009 11:08 PM
سلام خانم صدر
باید گفت نه تنها نسل امروز بی خاطره ست بلکه معدود خاطره های بر جا مانده هم رنگ و بوی نوستالژیک گرفته به نظر من نسل ما نسل نوستالژی و نسل حسرت شده
Posted by محمد امینی | February 20, 2009 11:26 AM
.
.
سلام استاد عزيز
نمي دونم چرا ولي وقتي كامنت پر از مهر شما رو خوندم اشك تو چشم هام جمع شد.
مدتي مامانم مريض بود.
به روي چشم. به زودي به روز مي شم.
سلامت وپاينده باشيد.
.
.
Posted by فرزانه مصيبي | February 20, 2009 12:27 PM
سلام
با دو متن در مورد استاد احترامي به روز هستم.
در ضمن ميلي برايتان فرستادم
Posted by ارژنگ | February 21, 2009 6:27 PM
باسری دوم آزمون هوش به روز هستم!
درباره تعدد گزینه ها هم باید بگم بیشتر به خاطر تست هوش بودن مسئله هستش!
Posted by فرهنگ | February 21, 2009 7:09 PM
سلام
آمدیم برای عرض ارادت خدمت بی بی گل عزیزمان!که وجودش مایه ی دلگرمی شاگردانی چون من است!
پاینده باشید بانو
Posted by یکارمندانشجو | February 23, 2009 2:44 PM
کارهات رو دوست دارم بی بی گل عزیز
Posted by طنز کوتاه! | February 23, 2009 10:50 PM
روحش شاد...
Posted by بهار(يك خرده پا) | February 24, 2009 12:31 AM
سلام ممنون از لطف همیشگی شما.
من هنوز باورم نمیشه که دیگه استاد احترامی نیست...
Posted by طاها | February 24, 2009 1:46 PM
"صدای زنگولة گردن خرها آمد. یوسف گفت: "برای شهر همسایه بهارنارنج آورده اند. چه بویی در هواست". زری دل نمی کند برود. آنقدر ایستاد تا خرها وارد باغ همسایه شدند و بارهای معطر خود را در خرند وسط باغ روی هم انباشتند.... زری تمام این مدت در نخ حرکات پیرمرد عرق گیر و سه تا پسرش بود. پیرمرد دوزانو رو به روی شکوفه های بهار نارنج نشسته بود و سبدها را می انباشت و پسرها سبدها را روی سرشان می گذاشتند و به خزانه می بردند... و زری می اندیشید که چرا پیرمرد پسرهایش را زن نمی دهد در حالی که موقع زنشان است، و بعد فکر کرد که آدمهایی که با این همه گل سر و کار دارند چه لزومی دارد زن بگیرند؟"
بخشهایی از "سووشون"سیمین دانشور
Posted by طنز کوتاه! | February 24, 2009 6:29 PM
از شدّت ِ خصومت و نفرت و و پدركشتگي و لجاجتي كه با من بي گناه بي زبان مظلوم معصوم دارين, هنوز كه هنوزه - با وجود تذكرها و يادآورياي فراوون- سر زدن - كه از دو سال و اندي پیش پستمان عوض شده- سر نزدین! خدا ازتون نگذره، تا دويست و اند سالگي مجردتون بذاره بهترترتره! آمّييييييييييييييييييييييييييين يا رب المتأهلين!
Posted by طنز کوتاه! | February 25, 2009 10:53 PM
يك دوست دار گل آقا و حسني وشماو....:
راستش رو بخواهيد ديگه نفس هم نميشه كشيد.تسليت...(هر چند دير)
Posted by حميد رضا | February 25, 2009 11:21 PM
سلام استاد . اينروزها حس خوبي ندارم . مدام خاطراتش جلوي چشمامه . حس و حال حتي نوشتن يك كلمه برام نمونده . امروز بعد از مدتها سري به نت زدم . دلم گرفته بود . آخه امروز پنجشنبه ست . اومدم اينجا و خوندن مطلبتون دگرگونيم كرد . خوندن مطلبي كه با اخلاص و محبت نوشته شده نه ... بگذريم. در دل كردن با آدمي كه مي دوني اون هم مثل خودت عزاداره آدمو آروم مي كنه . احساس ميكنم تكيه گاه و بزرگترين دوست و دلسوز زندگيم رو از دست دادم . هنوز توي شوكم . هنوز ...
Posted by ناهيد نوري | February 26, 2009 10:51 AM
سلام
همه جا نبودنت هست
بخصوص بر لب ها
Posted by ساده | February 28, 2009 12:29 PM
سلام وعرض ادب وتسلیت به مناسبت درگذشت طنز پرداز توانای کشورمان جناب اقای احترامی و آرزوی طول عمر و سلامتی و بهروزی همه طنز پردازان این سرزمین ادیب پرور
Posted by آقا گلچین | March 1, 2009 2:43 AM
(1)
بهار را
و باران را
خوب می شناسی
تو که آن سوی فصل ها
روییده ای!
اینک
ماییم و خشک سالی عشق!
و دستی که به دامان تو آویخته ایم!
ای دست هایت لبریز طراوت!
کمی هم برای سرزمین دل ما
باران باش!
(2)
تو در تمام خواب هایم
لبخند می زنی
انگار برای دیدن تو
فقط باید خواب ببینم!
(3)
باد عاشق گل شده بود
هر روز تمرین می کرد
که بگوید
دوستش دارد!
آن قدر تمرین کرد
که گل
پرپر شد!...
(4)
وقتی تو می روی
ما نیز می رود
تنها من می مانم
یعنی چیزی نمی ماند!...
(5)
ماه در آسمان
ماهی در آب
و من
که محبوس آه سرد زمینم!
بانوی باستانی!
بیا و
ترانه های گمشده ی مرا
با لبان شعله ورت
زمزمه کن!
Posted by طنز کوتاه! | March 1, 2009 11:22 AM
سلام، با سومین سری از مجموعه تست های هوش به روز هستم!
Posted by فرهنگ | March 1, 2009 7:25 PM
سلام
ژورنالیستها در پرشین بلاگرز؛
خبرخوان (تکست و گرافیکی)، لیست و فید ژورنالیستها ارائه شده است.
http://persianbloggers.blogspot.com/2008/11/journalism-p.html
شما را به بازدید و استفاده از 19 خبرخوان تخصصی موجود دعوت میکنیم.
Posted by کورش اسلام زاده | March 2, 2009 9:20 AM
سلام . اختصاصی بود خانم صدر ...
Posted by مقدمی | March 6, 2009 7:56 PM
به ما هم سر بزنید
بی بی گل
20 سال با طنزتان را خواند جالب بود
Posted by هادی | March 7, 2009 6:33 PM
I took my first loans when I was not very old and it supported my relatives a lot. Nevertheless, I require the short term loan as well.
Posted by TONIDodson27 | May 19, 2010 7:50 AM