![]() |
مجلۀ چنته و نوبت پروندۀ عاشقی
بازشناسی زنان طنز معرفی"شکرستان"در سایت گل آقا به قلم اسماعیل امینی گفت و گوی ایسنا با بی بی گل کتابی در ستایش بی شعوری! رهی معیری به سعی فاضل ترکمن خاطرات یک فیل سوپ درنگی بر مجموعۀ داستان رضا ساکی از زخم جنگ تا زخم دهه هشتاد نسخه "پی دی اف" طنز دات کام (طنز وبلاگی)
افتضاحاتی از قبیل تعریف و تمجید از فیلمهای ایرانی
آره! واقعا اسب حیوان نجیبی است! معضلات پیش پا افتادۀ بشریت! در حاشیۀ یک نامه دیگه چه خبر؟ پوشش زننده در استخر نقد "شکرستان"در شهر کتاب ضمیمۀ تابستانی طنز سلامت یک سرودۀ طنز آمیز چگونه داستان طنز بنویسیم
January 2012
December 2011 July 2011 June 2011 May 2011 April 2011 March 2011 February 2011 January 2011 December 2010 October 2010 September 2010 August 2010 July 2010 June 2010 May 2010 March 2010 February 2010 January 2010 December 2009 November 2009 October 2009 September 2009 August 2009 July 2009 June 2009 May 2009 April 2009 March 2009 February 2009 January 2009 December 2008 November 2008 October 2008 September 2008 August 2008 July 2008 June 2008 May 2008 April 2008 March 2008 February 2008 January 2008 December 2007 November 2007 October 2007 September 2007 August 2007 July 2007 June 2007 May 2007 April 2007 March 2007 February 2007 January 2007 December 2006 November 2006 October 2006 September 2006 August 2006 April 2006 March 2006 February 2006 January 2006 December 2005 November 2005 October 2005 September 2005 August 2005 July 2005 June 2005 May 2005 April 2005 March 2005 February 2005 January 2005 December 2004 November 2004 October 2004 September 2004 August 2004 July 2004 June 2004 January 2004 December 2003 November 2003 October 2003 September 2003
info at bbgoal.com
rouyasadr at yahoo.com |
|
|
نظرات (40)
سلام. آدرس وبلاگ تازهام: http://sagewebgard.blogsky.com/
Posted by فاضل ترکمن | September 9, 2009 4:37 PM
بی بی دیگه منو دوس نداره
:(
Posted by جزيره در کهکشان | September 9, 2009 6:25 PM
ولي من فكر كنم چاوز يه دختر دم بخت داره ميخواد بندازه به ما....البته اين دختره صرفا نبايد آدم باشه...و باز هم البته شايد چاوز پسر دم بخت داره كه چشمش ايران خانموم رو گرفته شديد
Posted by توهمات يك آميب 45 كروموزومي | September 10, 2009 7:08 PM
:)) این روح معنویتی که در ایران موج میزنه فکر کنم جسم اقای چاوز رو تسخیر کرده!
Posted by خران دو عالم | September 10, 2009 8:05 PM
شاید جملات بالا برای من و خیلی ها خنده دار و طنز باشد ولی باور کنید امثال احمدی نژاد به آنها اعتقاد راسخ دارد .
Posted by Anonymous | September 11, 2009 1:17 AM
سلام خانم صدر
این مقاله شما فوق العاده بود دست روی جایی گذاشتید که کمتر بهش توجه شده
در ضمن انتشار ویژه نامه سلامت هم دیگه تبریک داره!قضیه ای که همین الان فهمیدم :)
ایام به کام
Posted by سهند | September 11, 2009 12:11 PM
ببینین من باید واضحتر توضیح بدم مثه اینکه. انگار نمیشه به این اعتراضات گسترده، با شوخی جواب داد. در این شعر، شاعر عاشقپیشهٔ بدبخت با معشوقهٔ خوشبختش دعواش شده و از اونجا که اصولاً در دعواها حلوا قسمت نمیکنن، بهش میگه: چون زنی، نمیفهمی! دیدین زن و مرد دعواشون که میشه چهقدر به جنسیت هم گیر میدن؟! اینم به همین خاطره. باور کنین اونم وقتی با من دعواش میشه، میگه: چون نیستی یک زن و هستی مرد، احمق و یک دنده و خود خواه و غیرهای! به جون خودم دعوای زناشوییه! یه بار دیگه اعتراف میکنم که قصد هیچ توهینی رو به خانما نداشتم. در مورد نام وبم هم به نظرم در دنیای فانتزی و کارتون این چیزها قاب توجیه است جسارتاً.
Posted by فاضل ترکمن | September 11, 2009 4:59 PM
سلام بيبي گل قلمتان استوار .وجودتان پايدار
منظومه اي در اين رابطه قلمي كرده ايم در آي طنز به خواندنش مي ارزد
http://www.itanz.net/2009/09/post_81.php
Posted by محمد جاويد | September 11, 2009 6:35 PM
به قول یکی : دیانتمون سیاسی شده و سیاستمون دیانتی
دیگه دیانتمون عیت سیاستمون نیست.
Posted by مهندس پنگول جونی | September 12, 2009 12:55 AM
بامزه بود هرچند كه خود خبر و حرفهاي چاوس به خودي خود بامزه هست.
معلوم نيست بر سر اين طفل معصوم چي آوردند كه از حجتيهايهاي خودمون هم كاتوليك تر شده.
البته به اين مي گن حركت دو رييس جمهور عدل گستر و منتظرالظهور در راستاي منافع ملي كشور ونزوئلا.
خوشحالم كه امروز غير از طنز نبوي يك طنز قوي ديگه هم خوندم. چرا بيشتر نمي نويسيد؟ مثلا هرروز؟
Posted by نصيري | September 12, 2009 1:52 PM
خدا وند نگاهدارشان...باد!
راستی مراتب قدرردانی و تشکر ما بابت مطلب ملانصرالدین به دستتان رسید رسید دیگر؟
به هر حال باز هم ممنون ، سایه تان بر سر طنز.
Posted by نیما دهقانی | September 12, 2009 3:52 PM
از یک مقام آگاه ناآگاه هم شنیده شده چاوز بعداز افطار احمدی رو به لامبادا دعوت کرده!گفته میشود لامبادا از مراسم آیینی ونزوئلاییها بشمار میرود!!
سلام بی بی گل خوبی؟ مرسی خیلی خندیدم:)))))
Posted by alireza | September 13, 2009 8:46 AM
آیا می شود میس ورلد ونزوئلایی اخیر هم میس ورلد بیایند و محبوبه خانم باز گردند؟
Posted by مایکرافت | September 13, 2009 10:54 AM
چاوز به طور ذاتی طنزه!حکمت وجودیش هیچ نیست جز حمایت غیرمستقیم از جامعه طنزنویسان در راستای داشتن سوژه حتی در فصول قحطی و جنگ زدگی!
زوج مکمل ایشون هم که............................
کاتب بی تقصیر مباشد.سانسور از گیرنده است!
خدا به طنازیتان برکت دهاد خانم صدر...
Posted by نابغه نامکشوف | September 13, 2009 1:21 PM
بی بی گل عزیز میدونم که کار شما نیست...کسی با آدرس و اسم بلاگ شما برای من کامنت ج.ن.30 گذاشته....پاکش کردم البته .باید مواظب باشیم.
Posted by جزيره در کهکشان | September 13, 2009 1:33 PM
سلام
استفاده ماهرانه تان از خبرهای خبرگزاریها برای طنز نویسی خیلی جالب است
این روزها طنز زیادی در نوشته ها و گفته های رسمی وجود دارد من دیروز هم اینجا نظرم را نوشته بودم
Posted by فرزانه پارسایی | September 13, 2009 3:18 PM
شاید دفعه دیگه چاوز مسلمان شد . خدا رو جی دیدی؟
Posted by sina | September 13, 2009 9:28 PM
سلام .وبلاگ جالبی داری.وقت کردی به وبلاگ منم یه سر بزن.خوشحال میشم نظر دوستای خوبمو درباره نوشته هام بدونم.اگه خواستی لینک میکنیم
Posted by nima | September 13, 2009 10:11 PM
برادر چاوز از رفقای گرمابه و گلستان می باشند!
Posted by غرغرو | September 13, 2009 10:36 PM
با سلام از اینکه قدم رنجه کردید و به وبلاگم امدید و مطلبم را خواندید بی نهایت سپاس گزارم و منتظر حضور مجدد شما هستم .
اصولا اقای احمدی نژاد در تولید و تکثیر برادران متعهد و مومن که افراد غیر منتظره ای هستند ید توانایی دارند که شاید این روند کن فیکون به سارکوزی هم بیانجامد ...! همیشه ایشان علاقه ی وافری به کن فیکون کردن دارند....
Posted by هاجر | September 14, 2009 3:29 AM
با سلام
اگر قدم بر چشمان ما بنهيد و سري بما بزنيد شاد ميشم
Posted by احد بزازي | September 14, 2009 8:06 PM
سلام بر استاد همه ما دست مریزاد جذاب و خواندنی بود
Posted by آقا گلچین | September 14, 2009 11:39 PM
سلام. امیدواریم که همه دوستانو در روز قدس(27شهریور) ببینیم و با هم از این استبداد خلاص شویم.
با ندا برای ایران
با ندا در ارتباط باشید تا شماره های جدید را دریافت کنید
Posted by ندا | September 15, 2009 5:59 PM
با سلام مجدد و جویای احوال شدن مجدد . مطلب جدید و کوتاهی رو نوشتم .با عنوان " در فاصله ای دور ". در اولین فرصت تشریف بیاورید شادمانم می کنید . با سپاس و خسته نباشید .
Posted by هاجر | September 16, 2009 2:26 AM
حالا يه جا هم هست هي مياد و ميره و به ما حسابي حال ميده. ببينم مي تونين اينم بپرونين. تازه من امروز شنيدم 47 دانشگاه مربوطه هم تاييديه وزارت علوم ما رو گرفتن. تصميم گرفتم برم اونجا ادامه تحصيل بدم! آخه فكر نمي كنم توي كشور خودمون 47 دانشگاه تاييديه داشته باشند! تازه با اون عكسايي كه از اين بابا توي خونه خودشون ديديم آب و هواشون از مال ما خيلي هم بهتره...
Posted by فرزام | September 16, 2009 4:52 PM
حالا يه جا هم هست هي مياد و ميره و به ما حسابي حال ميده. ببينم مي تونين اينم بپرونين. تازه من امروز شنيدم 47 دانشگاه مربوطه هم تاييديه وزارت علوم ما رو گرفتن. تصميم گرفتم برم اونجا ادامه تحصيل بدم! آخه فكر نمي كنم توي كشور خودمون 47 دانشگاه تاييديه داشته باشند! تازه با اون عكسايي كه از اين بابا توي خونه خودشون ديديم آب و هواشون از مال ما خيلي هم بهتره...
Posted by فرزام | September 16, 2009 4:53 PM
مشدی چاوز آدم خوبیه. انقدر اذیتش نکنین!اومده بود پول تو جیبیشو بگیره بره. اگه اون نگیره یکی دیگه می گیره. مگه از این دوستای جون جونی کم داره ایران؟! در هر صورت به ما چیزی نمی رسه!
مقاله ی شما در مورد طنز نوشتن رو تو مجله ای خوندم و خیلی خوشم اومد. متشکر. قبلا این وبلاگ اومده بودم ولی نمی دونستم مال شما هست. موفق باشید و شاد.
Posted by محمد سفری | September 16, 2009 6:43 PM
سلام
غرض عرض ادبی بودو بس.
Posted by ابن محمود | September 17, 2009 2:44 PM
سلام و عرض ارادت:چند وقتی است قلم به دست گرفته و به تعبیر استادم مرکب را بر پوسته ی کاغذ حرام میکنم تکیگاهم در نوشتن کسی بود که جوانی پخته بود ولی تاب قلم زدن در ایران اباد! را نداشت و رفت وشاگرد را در خرابه های ایران اباد!تنها گذاشت اوایل امید وار بودم که خود را از پست ترین نقطه های این خرابه ها به بالاترین(سایت موردخشم دولت محتتترررممم نهم و دهم)نقطه ی ان میرسانم ولی چه کنم که مصداق مثل زهی خیال با طل شدم نه دوست میتواند بپزیردم نه دشمن یاد شعری افتادم که میگوید یا رب این چه شهریست که صد یوسف دل به کلافی بفروشیم و خریدار نبود حال تقاضای دارم مرا به عنوان شاگردی درمانده قبول کنید تا بیش از این کودک درونم ضربه ندیده است قبلا از عنایت سرکار کمال تشکر را دارم. حقیر را از جوابتان مطلع کنید ایمیل اینجانبm_nazi20@yahoo.com )m.m.kh)
Posted by غریبه ای اشنا | September 21, 2009 12:26 AM
خدا رو شكر كه سيستم هدايت گري محمودجون تا اقصي نقاط بلاد كفر اثر گذار بوده...قيافه چاوز را متصور شويد وقتي ميگويد: الحمدالله الذي هدانا... و اينا!
Posted by طاها | September 23, 2009 10:28 AM
سلام و عرض ادب:ترانه مرغ سحر شنیدید الان میخوام این ترانرو به یه سبک دیگه براتون بخونم چون اگه بگیم مرغ سحر ناله سر کن این چاوز احمق (شرمنده نتونستم جلوی خودم مگیرم)خوشحال میشه در نتیجه این جوری میگم و این تقدیم میکنم به ندا وسهراب عزیزو باقرخان و ستارخان و تمام شهدایی که برای این مرز و بومجنگیدند و در راه ازادی ایران و ایرانی شهید شدند.
مرغ سحر ناله سر مکن/دید گان خسته تر مکن/ما ز اه و ناله خسته ایم/ما غمین و دل شکسته ایم/گوشمان ز ناله کر مکن/ناله سر مکن /ناله سر مکن/نغمه های شادمان خوان/صد سروود جاودان خوان/با نوای عاشقانه خوان/عمره مانده را چنین هدر مکن/ظلم ظالمان همیشه هست/جرم مجرمان همیشه هست/مکر روبهان همیشه هست/از گناهشان گذر مکن/ناله سر مکن /ناله سر مکن/صورت ار به سیلی چو خون کنم/به که راز خود ز دل برون کنم/پیش دشمنان پست چهره غم مکن/ دشمنان خویش را ز راز دل با خبر مکن/همرهانمان را چون ندا وسهراب/به خصم دشمن گرفتار مکن/مرغ سحر ناله سرمکن
Posted by غریبه ای اشنا | September 24, 2009 11:12 PM
از این زانتیا نگرانم !!!!!
Posted by فرید صلواتی | September 25, 2009 11:04 PM
سلام و عرض ارادت
.......
گفت در مشهد که بنزین هرچه می خواهی به چشم
قیمت آن بیست تا سی درصدی بالاتر است
ما به او گفتیم ما در بند قیمت نیستیم
در مقام دوستی بنزین چاوز بهتر است
Posted by محمد روحانی ( نجوا کاشانی ) | September 26, 2009 6:07 PM
سلام و عرض ارادت
.......
گفت در مشهد که بنزین هرچه می خواهی به چشم
قیمت آن بیست تا سی درصدی بالاتر است
ما به او گفتیم ما در بند قیمت نیستیم
در مقام دوستی بنزین چاوز بهتر است
Posted by محمد روحانی ( نجوا کاشانی ) | September 26, 2009 6:11 PM
سلام برخاتون الطنازان عزیز . به محضر مستطاب عالی عارضم ما _که همان میرزا جلیل باشیم _ از سفر ییلاقات اوین ودرکه مراجعت فرموده ایم.اتفاقا خیلی هم متحول و اینا شده ایم...بحمدالله کلی عارف شده ایم و الحال در صحیفه ی وبیه ی ملانصرالدین چله نشین شده ایم...وچشم در راه دوستان و ایضا دشمنان که به سلامی یا حکم...بنوازندمان.
Posted by Anonymous | September 27, 2009 8:59 AM
ببخشیدنام ونشان خود را نگذاشته بودم.پیری است وهزار درد...
سرمحرر صحیفه ی وبیه ی ملانصرالدین
میرزا جلیل ثانی
Posted by میرزا جلیل معلوم الحال | September 27, 2009 9:02 AM
با سلام
بیا با من خاطرات کودکی را مرور کنیم
بیا برای یک لحظه پشت سر را ببینیم
ای دبستانی ترین احساس من
بازگرد این مشقها را خط بزن
آریان
Posted by آریان | September 30, 2009 1:06 PM
سلام خوبی مرسی از وبلاگ قشنگت به وب منم سر بزن
راستی تو که این همه وقت می زاری این همه مطلب میزاری چرا نمی خوای از وبت پول در بیاری منم عین تو بودم الان ماهی 200 تومان درامد دارم بخدا قسم میخورم که واقعیه دروغ نمیگم دیدم این همه زحمت کشیدی گفتم بهت بگم که بری این سایت ثبت نام کنی بعد تبلیغاتشو بگیری تو وبت بزاری که توضیحاتش اونجا هستهم آمارت میره بالا هم پیج رنکت هم پول در میاری برو تو این سایت حالشو ببر دوست خوبم
وب ماهم سر بزنیاااااااااااااااا
http://oxinads.com/?i=40756
Posted by mohammad | October 1, 2009 6:24 PM
بعد از مدتی کلی خندیدم و لذت بردم.
Posted by علیرضا | October 6, 2009 4:40 PM
اين معنويت شامل خانم كمپل هم ميشه؟!
Posted by اتي | October 13, 2009 2:12 PM