info at bbgoal.com
rouyasadr at yahoo.com


Enter Your Email
 





قصۀ امیر احمد و مراکز مخوف
October 18, 2009

توضیح ضروری:این داستان و نقل قول ها واقعی است.به گیرنده های خود دست نزنید.
عروس حجله نشین خورشید، لنگ لنگان از پس پردۀ افق بیرون آمد و بر اورنگ تق و لق آبنوس قرار گرفت.امیر احمد نامدار،هنوزچاشت نخورده،در چنگال سهمگین خواب قیلوله گرفتار شد.دید که سوار بر اسبی راهواراست.رفت و رفت تا برج و بارویی دید ناشناخته.لشکریان گفتند:"ای امیر احمد!چه نشسته ای که این همان مرکز ناشناخته است."امیر احمد گفت:"الساعه دودشان کرده و به هوا می فرستیمشان،به حول و قوۀ برادران زحمتکش."همین که امیراحمد در را باز کرد،دید ای دل غافل!یک عده مهره دست استکبارگوش تا گوش عینهو اسباب بازی و آلت دست نشسته اند تنگ بغل یک عدۀ ناشناخته ای ودارند دل می دهند و قلوه می گیرند و می خواهند ماهیت صهیونیستی خودشان را هم نشان بدهند و اگر" رو" داشته باشند،درود بر آمریکا و درود بر صهیونیسم درسنۀ نحس سیزدهم آبان بگویند:
میان روی من تا روی محمود / تو رو می بینی و من پیچش رو
هیچی،امیر احمد نامدار،داخل شد وهمینطور سرش را انداخت پایین ورفت و دید تا چشم کار می کند،برنامه های پیچیده و گسترده است که همینطور روی هم ریخته و تا عرش اعلی رفته بالا که البته مرتباًخنثی می شود.فهمید که مساله بالاتر از آن چیزی است که در ظاهر نشان می دهد :
درخت گردکان به این بزرگی/ درخت خربزه الله اکبر
حالا بشنوید از همان مهره های استکبار در مراکز ناشناخته که همچنان داشتند جنایتهایشان را ادامه می دادند و نقشه های براندازی می کشیدند و همینطور روی هم انبار می کردند تا برود تا عرش اعلی. در همین حال یکی از آنها، ناغافل سرش را بالا کرد وتا چشمش به میراحمد افتاد، به او گفت:"هین سیاهی کیستی و به کجا می روی؟"جواب شنید:"من امیراحمدم و به نماز جمعه می روم.تو کیستی؟"گفت:" من کسی هستم که بدترین دشمنی ها را دارم و هنوز هم دست از جنایت های خود برنداشته و این هم سواد جنایات من که در خیابانها کرده ام. ."امیراحمد نگاه کرد و دید جنایت است که کنار هم ردیف شده و روی شمس و قمر وزیر را هم سفید کرده است:
*تقاضای بی شرمانۀ دوباره شماری آرا و تشکیک جنایتکارانه در نتیجۀ انتخابات
* تجاوز به افکاربیگناه عمومی از طریق نمایش عکس ها و پوسترهایی که مایه ناراحتی علاقمندان به نظام در سراسر جهان و وحشت حسن نصر الله می شود.
* زدن جنایتکارانۀ بوق به دفعات
* ایجاد فضای رعب و وحشت در خیابانها با استفاده از پارچه های رعب آمیز سبز در سرها و دستها همراه با دیگر جنایتکاران
* زدن جنایتکارانۀ فریاد موقع خوردن باتوم و خوردنیهای دیگر
*شلیک ناجوانمردانه و خودسرانۀ شعارهای مسموم در سطح خیابانها و شهرها به سمت عابران بیگناه
*ضرب و شتم ناجوانمردانۀ آسفالتهای بی دفاع خیابانها زیرپاها همراه میلیونها جفت پای مشئوم و انگشت شمار دیگر
*...و جنایات متعدد دیگر...
امیر احمد صیحه ای کشید وشمشیر و زره و خفتان را به گوشه ای انداخت و قرار از کف داد و بریان و گریان و غمین و دلگیر،اشک حسرت از دیده سرازیر نمود:
اشک من خودتو نگه دار/ نیا پایین منو رسوا می کنی
زمین و زمان چنان تیره شد که هیچ تنابنده ای جرات عرض اندام نداشت.خشم امیراحمد تنوره کشید.شمشیر زبان از نیام حلق برکشید و آبا و اجدادِ همه را ردیف کردو زمین و زمان را قسم داد که مراکز ناشناخته را در نماز جمعه افشا کندتا این کشف به نام خودش در دل تاریخ ثبت گردد.
این بود قصۀامیراحمد و مراکز مخوف و اهریمنی ناشناخته که تن هر تنابنده ای را با قدرت 10 درجه ریشتر لرزاند،و مو را بر اندام کلیۀ مستمعان سیخ نمودو برگی زرین دیگری در تاریخ کشف مراکز ناشناخته در تاریخ بشریت گشود.



نظرات (26)

عالی بود.مثل همیشه

پاینده باشی بانو

سلام..
زيبا مي‌نويسي. موفق باشي. سايت شما رو يكي از دوستانم (خبرنگار غرغرو) معرفي كرد.با اجازه لينكتون مي‌كنم. موفق باشي بانو (به قول داداشي خبرنگار)

سلام خانم صدر
الحق و الانصاف که شنیدن داستان امیر احمد ما را به یاد هیچ چیزی نینداخت و ...
قلمتان رشک بر انگیز است همیشه موفق باشید و ممنون از بابت توضیحی که دادید

دست مریزاد. خیلی خوبه.

یک قسمتش که گفت: (هین سیاهی) فوق العاده واقعی بود! داستان آموزنده و روشن فکرانه ای بود! ممنون خانم صدر.

ووواااااییییی، باورم نمی‌شه شما قابل دونستین و به بلاگم تشریف آوردین. ممنونم. باز هم بهم سر بزنين. خوشحال مي‌شم...

سلام

وبتون رو با اجازه در پیوند هام گذاشتم

خوشحال میشم به سر سبز بو علی سر بزنید

منتظرم

سلام
داستاني كاملن خنك
اما با مزه بود
زنده باشيد
بانو

سلام برسرکارخانم صدر
فوق العاده
آفرین

یه سلام یعد چند ما یا یک سال بازم به زور به روز شدم مشتاق دیدار شیرینی و گل یادتون نره....روشنگری، خروج آدمی است از نابالغیِ به تفسیرِ خویشتن خود. و نابالغی، ناتوانی در به کار گرفتن فهم خویشتن است بدون هدایت دیگری دیشب یکی این حرفا بهم زد بعد گفت اگه جایی این حرفا بزنی یا بشنوم که زدی گوشات رو میگیرم بعد با تی پا میندازمت جایی که عرب نتونست نی بندازه بعد بهش گفتم آقاببخشید شما کوررنگی داری این پیراهنی که من پوشیدم آبی نفتیه سبز که نیست

با سلام
در تمام سالهای تحصیلات مقدماتی چیزی که تو ذهنم هک شده بود نقش استعمار گیر پیر در تمامی جریانات مربوط به اداره کشور بود.
رد پایی که همیشه موجب آزارم بوده و هست همین دخالتهای انگلیس در مسائل جاری کشورم بوده است. از روزی که آنها پایشان به ایران باز شده سعی کرده اند با تمام نقشه ها ی که در سر داشته اند تامین منافع خوده بوده هست و آنچنان از موقعیت خود سوءاستفاده می کردنند که جای هیچ شکی برای هیچ کس باقی نمی ماند. آنها در بدو ورود خود نقشه های بسیاری را بررسی کرده بودنند که چگونه می شود در ایران ماندگار باشند.آنها رو آورده بودنند که با اعتقادات مذهبی ایران بازی کنند. در هر جایی که گوری بود و یا گورستانی در صدد بودنند آن را به عنوان امام زاده به مردم معرفی کنند. امام زاده هایی که در جای جای ایران به وجود آوردنند که همیشه ذهن و روح و روان مردم را سرگرم نمایند و از این کشور دارای سرمایه های طبیعی بسیار استفاده های تام را ببرند.
و تا می توانستند طوایف موجود در ایران به جان هم اندازند و این نیز به تمام کشورهای همسایه ایران سرایت گردید و تنها حکام ایران با چنین فرقه های فقط در قلمرو خود گریبانگیر نبوده اند بلکه هر روزه با همسایگانش درگیر بوده اند به نوعی که هر دو طرف مدعی بودنند طرف دیگر در اداره کشور دخالت می نمایند.
قصه ای که همیشه باعث عقب ماندگی سرزمینمان ایران بوده است. آنها تا می توانستند با استفاده از خرافه گوییها و باورهای مذهبی دروغین جامعه هیچ وقت نگذارند مردم در آرامش به سر ببرند.

سخنی با هواداران ...
سلام. هواداران سرمایه های ورزش یا فوتبال هستند . بر هیچ کسی پشیده نیست که هوادار چقدر می تواند در نتیجه یا کیفیت یک بازی موثر باشد . پس مدیر عامل کانون هواداران را تشکیل می دهد و آن را رهبری می کند و با کانون هواداران ارتباط و تعامل تنگا تنگی دارد . و نکته های لازم را به کانون هواداران اطلاع می دهد . کانون هم توصیه ها و انتظارات هوادارن را به اطلاع مدیر عامل یا هیئت مدیره می رساند . کانون هوادارن هم هزاران هوادار را رهبری می کنند و سعی می کند اتحاد . نظم و همدلی بین هواداران باشد . فقط تیم محبوب خود را تشویق یا حمایت کنند و به تیم مقابل یا دیگران توهین نکنند و به آنها احترام بگذارد . شخصیت کسی را زیر سوال نبرند و اخلاق جوانمردانه داشته باشند . و مخصوصا هوادارانی حرفه ایی باشند . هوادار حرفه ایی می داند که چگونه و چه موقع باید تشویق یا اعتراض کند . آنها می دانند که برد و باخت جزئی از فوتبال و از زیبایی آن است . اما همیشه از تیم محبوب خود پیروزی و بازی با کیفیت و هجومی می خواهند . آنها می دانند که در فوتبال تا لحظه آخر بازی چیزی قابل پیش بینی نیست و هر لحظه ممکن است نتیجه برگردد پس همیشه تشویق و حمایت می کنند . مخصوصا وقتی که تیم به پیروزی نیاز دارد . یعنی زمانی که تیم گل خورده یا شکست خورده است . شعار خوب است . اما سروود هم لازم است یک اثر انقلابی و تاثیر گذار که باعث شور و انرژی و تحرک بیشتر بازیکنان شود و آنها را به بازی هجومی و با کیفیت و پیروزی تحریک کند . هواداران یا کانون هواداران را دست کم نگیرید همه می دانید که هواداران چقدر در نتیجه یا کیفیت بازی تاثیر گذار هستند . پس کانون هواداران از کارشناسان یا متخصصان انتخاب می شود و کلا مدیر عامل یا هیئت مدیره باشگاه بسیار با هواداران در ارتباط است و از توصیه ها و نظرات آنها آگاه است و انجام می دهد . هواداران برای تاثیر گذاری بیشتر در بازی تیم محبوب خود و هرچه بهتر شدن آن از روش های به روز . علمی و نوین برای تشویق یا حمایت خود از آن تیم محبوب استفاده می کنند و همیشه اخلاق جوانمردانه را رعایت می کنند . منتظرم !

خوبید بی بی ؟ سر نمیزنید ....این جا رو میخونم همیشه ....کامنت نذاشتم از ترسم . اومدم واسه سر سلامتی.


میس شانزه لیزه

این حکایت مارا با قدرت ده ریشتر لرزاند.

آفرین. آفرین. آفرین. عجب داستانی. حال نمو دیم.

سلام بی بی گل جان !
خیلی عالی بود .همیشه لذت می برم از قلم بی پرواتون .
همیشه سبز باشید.

یاسمن:

سلام خانم صدرمدتی است که مشغول خواندن آرشیو مجله گل آقا هستم قلمتان معرکه بوده و هست همیشه سبز باشید

سلام خانم رویا صدر

خوشحالم با اینجا آشنا شدم
وبلاگ جالب و البته طنز آلودی دارید
بازهم گذرمانه به این حوالی خواهد افتاد

سری میزنیم و فیضی را شکار خواهیم فرمود
خوش و خرم و شادان باشید

به ما نیز سرکی بکشید باعث خرسندیمان است

راستش ذوق زده میشویم وقتی یک خانوم طنز نویس را رویت میکنیم

منتظریم ....

من طنز نمینوسم ام طنز پردازان را دوست دارم
لطفا بمن هم سری بزنید

سلام خام صدر عزیزم
امیدوارم همیشه زتدگیتان رو به پیشرفت باشد.
خواندن آثار زیبایتان مثل همیشه برایم لذتبخش است

سلام و دست مريزاد خانم صدر

امیر حسین:

سلام سرکار خانم صدر
من تازه با کارهای زیباتون آشنا شدم .
لذت بردم
و این تک بیت از سروده هامو بابت سپاسگذاری تقدیم می کنم به شما
"پدرم گفت که دریوزگی عشق خطاست
دیده اکنون به تماشای کلام پدرست "
شاد و برقرار باشید
امیر حسین

.
.
سلام استاد
خیلی جالب بود. اعتراف می کنم همیشه از نوشته هاتون الهام می گیرم البته در کنار اینکه از طنز ماجرا لذت وافر می برم.
پاینده باشید.
.
.

زیبا بود از آشنایی با وبت خوشحالم

All people deserve good life time and loans or just small business loan would make it much better. Because freedom is grounded on money.

نظر خود را بنویسید:

                   

                

       


: