وقتی ما بچه بودیم مجله ای در قم چاپ می شد به نام"مکتب اسلام".خیلی از چهره های معروف حوزه در آن مقاله داشتند و بیشتر به بحثهای تئوریک می پرداختند.حالا که به میمنت و مبارکی بحث"مکتب ایران"مطرح شده،ما هم نشستیم و فکر کردیم چه خوب است اگر نشریه ای به نام "مکتب ایران" چاپ شود و به تشریح مواضع مشخص و اصولی و روشن و با پایه و اساس واضعان این تئوری بزرگ بشری(که قادر است ارکان کره ارض را مقادیر معتنابهی بلرزاند)بپردازد.برای مثال شماره ای از این نشریه می تواند این بخشها را داشته باشد:
سرمقاله:
درک عالمانۀ اوج حضیض چنبره آمیز جوهر اندیشۀ ایرانی در درازنای باتلاق زورگوهای نظم هردمبیل خاک بر سر جهانی و زرت و زورتهای متعالی عرفانی و روحانی انسان و بشریت در درازا و پهنای نفس امٌاره و محل تلاقی اندیشه های درون و بیرون در خلیج مکزیک .
گزارش ویژه :
من ،خود،شاهد آب خوردن علی کریمی بودم.
حقایق دهشتناک و ناگفته ای از صحنه های تکان دهندۀ آب خوردن علی کریمی
یکی از شاهدان عینی : یک لحظه دیدم کریمی به طرز مذبوحانه ای بطری آب را به دهانش نزدیک کرد و دیگر چیزی نفهمیدم...
یک استراتژیست مکتب ایران و سایر نقاط جهان : ما وظیفه داریم مواضعمان را سفت و سخت بچسبیم و مسالۀ آقای کریمی هم فقط آّب خوردن است و هر کس چیز دیگری بگوید علی لاطلاق و از نظر اصول،بر اساس جوهر عرفانی و متعالی بشری و ایرانی،یک مشت دروغ و مزخرف و اراجیف است...
یک دروازه بان : آب کنار زمین نبود.من ندیدم.
یک بازیکن : آب کنار زمین بود.من به چشم خودم دیدم که چند تا بطری آب کنار زمین بود.منتها فقط اجازه داشتیم آب را به دستمان بزنیم،و به جاهای دیگر مجاز نبود .حالا این که آقای کریمی چطوری استفاده کرده،آن هم در ملاء عام و جلوی چشم بازیکنان، من نمی دانم.کمیتۀ انضباطی باید تشخیص بدهد...
اخلاق :
جایگاه ممه و لولو،در فراخنای اخلاق سیویلیزه شدۀ مکتب ایران ، در عمق درازنای اندام جوامع بشری ،و ریختن استراتژیک آب بر اونجایی که می سوزه،در پهنای تاریخ ارزشهای ایران بزرگ.
آشپزی و خانه داری :
طرز درست کردن انرژی هسته ای در آشپزخانۀ منازل،بهترین شیوۀ گذران اوقات فراغت برای فرزندان دلبند شما در راستای ایران بزرگ و سربلند و سرفراز.
موفقیت :
نوح،مملکت داری بلد نبود،ما بلدیم:ضعفهای مدیریتی نوح در رابطه با زمان بندی حرکت کشتی با رویکرد پروبلماتیک به جذر و مد دریا، بررسی مکانیزم صدور کارت معاینۀ فنی کشتی با توجه به تحریم های اقتصادی زن و پسر نوح و سایر دشمان قسم خوردۀ داخلی و خارجی، شیوه های ناکارآمد جذب حیوانات نخبه به دستگاه حکومتی،و هزار و یک ایراد دیگر به مملکت داری نوح با نگاه هردمبیلیستی مدیریتی فراز نوین در ایران پرغرور.
هنر :
- گفتگوی ویژه با هنرمند و فیلمساز بزرگ معاصر ایران بزرگ و جهان کوچک،و سازنده پر فروش ترین فیلم تاریخ سینمای ایران سربلند، در راستای عضویت در هیات مدیره دانشگاه هنر:حاجیت مخلص هر چی دانشجوی هنر با سوات و با فهم و کمالاته به مولا.به گفتۀ شاعر شیرین سخن:"عقشت منو کشته"...
- چگونه در مسیر پر فراز و نشیب هنر،قیقاج برویم:دل و قلوه نوشته ای از هنرمند و هنر شناس و فیلسوف گیسو فرو هشتۀ معاصر : خوب کردم زنمو زدم،شوما غلط می کنی حرف می زنی.
- برنامۀ کلاسهای جدید فرهنگستان هنر با مدیریت جدید ،شامل:اصول و قواعد مدیحه سرائی آّبشخور خشنسار نوین(با نون اضافه)،ابزار و اسرار گرفتن صله در شب مرقس پولس خاک بر سر و ایران بزرگ
داستان مستند
گفتگو با مرد پنج میلیارد دلاری:
یک میلیاردش را که خود ملک عبدالله شمرد و گذاشت توی جیبم.گفت:
-داداش،این هم یک میلیاردی که شخص آقای اوباما به بنده داده و گفته علی الحساب بدم خدمتت.قربون دستت،بشمر ببین کم و کسری،چیزی نداشته باشه،شرمنده شیم.
- نه،حتماً صحیح است عالیجناب...ولی اینها توی جیب بنده با هیچ تساهل و تسامحی هم جا می شود.امکان دارد پولهایش را قدری درشت تر مرحمت فرمایید؟ممنون می شوم.
- شرمنده.این تن بمیره،درشت تر از صد دلاری ندارم تقدیمت کنم. ولی ما فکر اینجاش را هم کردیم.دم در یک تریلی هیجده چرخ هست تا شوما و پولها را برسونه خیابانهای مرکزی تهران،بخصوص به ناحیۀ ونک به بالا،که پخش کنید بین سران و تهان فتنه...فقط قربونت این رسیدو امضا کن...(بقیه این داستان مخوف و جنایی را در شماره های آینده می خوانید.)
...و هزاران مطلب خواندنی دیگر...
نظرات (17)
بسی زیبا بود
[گل]
Posted by افشوالله | August 20, 2010 4:46 PM
وای نمیدونید چقدر خوشحال شدم که مطلبم رو خوندید!مرسی
چون اینجا نظر خصوصی نمیشه گذاشت من براتون ایمیل میزنم.بازم مرسی که نظرتون رو درباره مطلبم گفتین
شما عالی مینویسین
Posted by سعیده | August 20, 2010 4:52 PM
عالی بود
ایشالا ادامه داشته باشه
Posted by سینا | August 20, 2010 7:10 PM
چه مجلهی خوبی؟ از همهی ایسمهای اورژینال خاک بر سر لذت بردیم.
Posted by محمدعلی مومنی | August 20, 2010 10:16 PM
واقعا عالی بود این کار از عهده هر کسی برنمی آمد
تمام بخشها عالی بودند ممنون که مارا روایت درمانی کردید!!
Posted by سنا | August 21, 2010 2:38 AM
خانم صدر سلام
مکتب ایران بسیار خواندنی بود و بند بند آن قابل توجه و تعمق ، از گزارش ویژه اش گرفته تا اخلاق و آشپزی و موفقیت و هنر و... همه و همه عالی بودند ، بعضب عبرت انگیز و بعضی نشاط آور و مهیج ، دست مریزاد ، عالی بود ، پاینده و شادمان باشید.
مخلص شما حسین ناژفر
Posted by حسین ناژفر | August 21, 2010 9:19 AM
خانم صدر عزیز سلام
خیلی خوشحال شدم که فرمودید تحصیل کرده ی خوارزمی هستید ، شما خیلی خوب می دانید ریاضت کشیده های خوارزمی چه سخت تحصیل کرده اند و چقدر ارزش درس را می دانند، من احساس خیلی خوبی از دوران تحصیلم دارم و قطعا شما نیز چنین عقیده ای را دارید ، دقیق و حساس مثل ساعت و به همه چیز نگاهی دقیق داریم ، دوست دارم در اولین فرصتی که استاد گل هاشم به تهران می آیند بتوانم از نزدیک در خدمت شما باشیم.
مخلص شما حسین ناژفر
Posted by حسین ناژفر | August 21, 2010 9:31 AM
سلام بي بي گل
يكي از كارهاي بسيار جالب شما بود مخصوصاً اون كلهر و ده نمكي رو خوب اومديد
Posted by محمد جاويد | August 22, 2010 1:27 AM
کلاسهای آموزشی فرهنگستان رو خوب اومدین. دلمون خنک شد، فلذا لینک دادیم!
Posted by فاضل ترکمن | August 22, 2010 12:41 PM
مکتب حیرانی
بیا که شهر فرنـگ است، "مکتب ایـرانی"
قبول کـن نه جـفنگ اسـت "مکتب ایرانی"
کـلام فـاخـر و نـطـق متـیـن و بامـعنا
مجو در او،که دَبَنـگ است، "مکتب ایرانی"
چو زرت و زورتهای فراوان درآن چپانیدند
دخوی خُل، وَ مـشنگ اسـت، "مکتب ایرانی"
"لولو،ممـه وَ سخـنـهای Under و Up ناف"
چـه ویـترین قشـنگ اسـت، "مکتب ایرانی"
زمُلـک جـم ، نتـراویـدهاسـت مایـه ننگ
ولیـک مـایه نـنگ اسـت، "مکتب ایرانی"
...
افاضات الاضافات:
اولاً: لطفاً هنگام خوانش شعر، در مصرع دوم بیت اول، یک فروند ویرگول ناقابل را پس از"نه" تعبیه فرمایید و نه قبل از آن، که جنس شعر را ناجور کرده و مصرع مذکور را اساساً با اساس مکتب فخیمه "مکتب ایرانی"، در تناقض آشکارقرار می دهد.
بعدنشم: جلوه های دیگری از "چهره مشعشع تابان"؟! مکتب ایرانی را می توانید در سرای حقیرانه طنز ما "آرزو" کنید و شاید هم به تماشا بنشینید.
Posted by طنزآفرین | August 24, 2010 2:43 PM
پارازیت !
Posted by پسرک مزخرف | August 25, 2010 12:41 AM
سلام
وبلاگ طنز سیاسی دارم
خواستید تبادل لینک کنیم
Posted by shahinparavarzar | August 25, 2010 11:11 AM
واقعا تاثیر چشم گیر درس های اخلاقی نوین رو در آحاد ملت می توان دید :D:D
Posted by یعقوب | August 26, 2010 3:11 PM
سلام رویا خانم. طاعات قبول. طنز بسیار زیبایی بود خدا آخر و عاقبتمون رو ختم به خیر کند. به قدرت نویسندگی و خیال پردازی تون واقعا تبریک میگم، فوق العاده است. به همه سلام برسونین.
Posted by زهرا صمیمی | August 27, 2010 5:48 PM
اصلن بفهمیم یا نفهمیم، چه به دردمان می خورد؟ اصلن مگر همه چیز را باید فهمید؟ اتفاقن خیلی چیزها اساسن برای خاطر همین طراحی می شوند که فهمیده نشوند یا اگر هم دست بر قضا فهمیده شدند، بلافاصله تکذیب شوند. حالا ما خیر سرمان این همه فهمیدیم کجا را گرفتیم؟ یک بار هم نفهمیم. اصلن نفهمیدن را عشق است. این روزها هم که جهان به دو بخش قبل از افطار و بعد از افطار تقسیم شده، با نفهمیدن خیلی راحت تر می شود از پس گرسنگی و تشنگی برآمد. باور ندارید، خب نداشته باشید...
(متن کامل در وبلاگ مربای تلخ)
Posted by ... | August 28, 2010 4:42 PM
سلام
اولندش : این حرف ها خوبع , ولی چیزی از قیمت گوشت و روغن و مسکن دست گیرم نشد
دومندش: خیلی جاهاش زیر نویس نداشت یا از این علامت ستاره ها که برویم پا سطر ببینیم معنیش چی هست به قول این جوانان دهی نو گفتیم : وللش
سوم : با این عنوان بندی و جمع بندی الان کلی نشریه ی مکتب ایران داریم حالا با نام دیگر چه کاریه ....
سه + یکمندش : یعنی همین ماه رمضونی .... علی کریمی .. آب .... نچ نچ نچ باور نکردنیه
دو + سومندش : حالا رییس جمهور یه جایی , راجب یه جایی , یه جایی , یه چیزی گفت دیگه ... مسئله رو پیتزایی نکنیم (کش دار)
یه سه دیگه + اون سه اولی : با این سرعت پیشرفت هیچ بعید نیست
چهار + یه سه غیر از اون سه تا سه اولی : من کلآ تو آب دریا زده می شم , این بخشو همون وللش یا مثلآ بی خیالش
چهار + هر چهاری دوست داشتی انگلیسی , لاتینش , یونانیش و از این دست : هنرمندان از این قبیل یه سفر اخراجی ها بروند
چهار + جدید نو تازه یه پنج اومده به بازار بیا ببر : عجب ... یعنی از چیزی به عنوان کارت عابر بانک خبر نداشتن .. که نقدی پرداخت کردن ... کسی که پولارو بار می زنه چه حالی می کنه ... من بودم تا یه سال نمی رفتم دوش بگیرم بوی پول بدم و اونی که پولارو می بره خونه چه حال حالی می کنه من بودم یه دوش پول می گرفتم
ساده می گم ده مگه چیه!: دهم که شماره سوباسا اوزارا و کاکرو یوگا و علی دایی و .... ( من بیشتر چوبین می دیدم دقیقآ یادم نیست چند بود ریاضیمم خوب نیست اشتباه شدش خودتون به خوبی خودتون ببخشید )
بی حرف یازده: خیلی جالب نوشتید و جذاب , شوخی ها و پر گوییمو ببخشید
موفق باشید
Posted by ئه له ند | September 2, 2010 4:01 PM
سلام بی بی گل
من دانشجوی یکی از دانشگاهای این زندانم ما خواستیم یه نشریه دانشجویی ارائه بدیم و وقتی مسئولین فهمیدن میخوام از نماد فروهر (نماد دوره هخامنش)استفاده کنم مخالفت کردن و گفتن هیج جای این نشزیه حق استفاده از فروهر رو ندارید . می خواستم در مورد این موضوع مطلبی بنویسید تا من بتونم با کمک شما از تاریخ ایرانزمین که داره به گور میره دفاع کنم.
البته مطالب دیگری هم هست ...
Javad.JNF@Gmail.Com
Posted by JNF | September 7, 2010 11:14 AM