![]() |
چرا موسوی رهبر مناسبی برای جنبش سبز نیست
تاملات یک درنین نظرخواهی مدیریت کائنات تحلیل علمی - بهداشتی شخصیت افراد نسخه "پی دی اف" طنز دات کام (طنز وبلاگی) جناب خداوند گرامی طنز وبلاگی غیر قابل چاپ اعلام شد طنزهای خواندنی یک پرنده روی سیم مادرم پس از هشت سال بیماری رفت(یادداشتی در باره او) اگه می تونی منو بگیر
امواجِ پرافتخار پارازیتِ جان در آبشخور خشنگ ملنگ
مکتب ایران این حیوانات تربیت شدۀ جنگجو... گاه گاهی زندگی شوخی نیست مثلا سفرنامه استانبول ضمیمه تابستانی طنز سلامت مرغها و آدمها هوس بهاری پرکاس پادرهوایی اپیدمیک
September 2010
August 2010 July 2010 June 2010 May 2010 March 2010 February 2010 January 2010 December 2009 November 2009 October 2009 September 2009 August 2009 July 2009 June 2009 May 2009 April 2009 March 2009 February 2009 January 2009 December 2008 November 2008 October 2008 September 2008 August 2008 July 2008 June 2008 May 2008 April 2008 March 2008 February 2008 January 2008 December 2007 November 2007 October 2007 September 2007 August 2007 July 2007 June 2007 May 2007 April 2007 March 2007 February 2007 January 2007 December 2006 November 2006 October 2006 September 2006 August 2006 April 2006 March 2006 February 2006 January 2006 December 2005 November 2005 October 2005 September 2005 August 2005 July 2005 June 2005 May 2005 April 2005 March 2005 February 2005 January 2005 December 2004 November 2004 October 2004 September 2004 August 2004 July 2004 June 2004 January 2004 December 2003 November 2003 October 2003 September 2003
info at bbgoal.com
rouyasadr at yahoo.com |
|
|
نظرات (21)
احسنت.
Posted by کریم ارغنده پور | January 14, 2007 2:52 PM
واقعا تاسف اوره.... واقعا حست رودرک میکنم ...من که ندیدم و از حرفای تو خوندم اعصابم بهم ریخت !
یعنی طنزای که مهران مدیری درست می کنه هیچه !! واقعا نمی فهمم !! مگه اکبر عبدی چیکار کرده !!! مگه اون مرتیکه با اون سوتهاش غیر از مسخره بازی چیکار میکنه !!به نظرم بهتره همین ادمها دستمال باشن برا قالیباف !!
Posted by گيلاسی | January 14, 2007 6:02 PM
باعث تاسفه واقعا! البته درد اونا هم قابل درکه. عجب روزگاریه طنز نویسی که باید منتقد حاکمیت باشه پاچه خواریشو می کنه و شاید بهتر باشه که بگیم پاچه خوارهاش بهترین معرفی میشن!
Posted by آفساید | January 14, 2007 7:09 PM
متاسفانه بلا و مصيبت است كه دارد بر سر طنز و طنازان ميبارد ، تا به فاجعه تبديل نشده بايد جلويش را گرفت .
Posted by ريتا | January 14, 2007 8:27 PM
سوت بلبلي ... پديده طنز ... از شهردار كار خواستن ... همش سوژه طنزه ... اي كاش پس فردا دو تا امتحان نداشتم ....
Posted by ارژنگ | January 14, 2007 10:29 PM
بی بی عزیز نازنین من
طنز یعنی همین
حالا شما بلد نیستی به سخرش بگیری و شمشیر را از رو بستی حرف دیگریست
از این طنز بهتر نمیشه بخدا پیدا کنی
کاش توضیحاتی با قلم طنز مینوشتی
Posted by کچل | January 15, 2007 10:07 AM
سلام آبجي.
ما را نيز در غم خود شريك بدانيد.
Posted by ابن محمود | January 15, 2007 12:23 PM
از شخصیت دو نفر خیلی بدم میاد یکی عبدی یکی کشاورز .کشوری که اون مسخره سوت سوتی طنازش باشه رو هم باید گند کشید .راستی از عمران حرفی نشد؟؟
Posted by روزبه | January 16, 2007 8:48 AM
بي بي گل بانو! سلام. در مورد افراط و اغراق كساني كه نامبرديد، موافقم. فقط يك نكته مهم: فرق است بين طنز باز و طنزپرداز... آنها كمدي باز، فكاهه باز يا حداكثرطنز بازند (يعني بازيگرند) خلاقيت آنها هرچقدر هم كه خلاق باشند در نمايش خلاصه مي شود اما شما داري براي طنزپرداز (كسي كه قاعدتا خلاقيتش در نوشتن و انديشيدن است) تاسف مي خوري. با اين موافق نيستم. من هم نسبت به اين جشنواره انتقادات متعددي دارم. باشد به موقعش. ضمنا اين پست شما را لينك مي كنم. ضمنا تر(!) زمانه غِلَط مي كند به هيكل طنزپرداز تف كند!!
Posted by رند عالم سوز | January 16, 2007 5:00 PM
سعدي عليه الزحمه(!) در اين باب مي فرمايد:
ما گدايان خيل سلطانيم!!!
البته دور از جان شما!!
Posted by رند عالم سوز | January 16, 2007 5:18 PM
وکالت شما را با نازلترین قیمت برعهده می گیریم!
قابل توجه کسانی که در جشنواره ها حقّشان خورده می شود و یک آب هم روش.
حق شما را از حلقوم و سایر اعضای حق خورها و مرده خورها بیرون می کشیم!
ای که احساس می کنی حقّت
توی این هیر و ویر خورده شده
یا گمان می کنی که ناحق است
نام آن عده ای که برده شده
...
مي تواني ادامه ي اين را ... توي وبلاگ من بخوانی ها!
Posted by رند عالم سوز | January 17, 2007 8:29 AM
دوست عزیزم جناب سرکار خانم صدر
من بعد ا ز تقلب فاحشی که در جشنواره طنز مکتوب شد دیگر دل خوشی از جشنواره ها ندارم که این به خودم مربوط است اما یک نکته است و آن اینکه شما و دوستانتان در هر دو جشنواره جزو هیئت داوران نهایی بود!
به قول معروف برای هرکی آب نداشت برای شما که نان داشت پس خواهش می کنم با لگد نازنینتان کوزه شیر خودتان را چپه نفرمایید! اصلاً به ما چه که شما جنشواره ای که داورش بودهای را قبول نداری! عجب حکایتی است؟!
شادزی
Posted by مهدی کفاش | January 19, 2007 2:10 AM
شاهدش بودم! واقعا باعث تاسف بود و هست! و باز تکرار خواهد شد! نمونههایش را بسیار دیدهایم، غیر از این است؟!
Posted by رامین مولایی | January 19, 2007 3:17 PM
از گوسفنده مي پرسن سيستم مدفوع كردن شما چه جوريه؟ ميگه: سبک گروه آريان .......... دونه دونه دونه ، دونه دونه
Posted by محمد | January 20, 2007 2:00 PM
به سياق خودتان: جالب بود؟! به من هم سر بزن!!!!
Posted by رند عالم سوز | January 20, 2007 3:36 PM
سلام من نفهمیدم این وسط قالیباف بدبخت چی کار کنه؟ طنازا رو بیاره فحش میخوره که پاچه خواری بود نیاره میگن بی خرد و لمپن!
داور جشنواره که آدمترو انتخاب کرده.خودش منتقده/فکر نمی کنید که اشکال از این ور نه از اونور!
Posted by مداح قدرت! | January 21, 2007 11:16 AM
تصویرسازی و تصویربازی ادبی!
Posted by رند عالم سوز | January 21, 2007 2:04 PM
نگرانی شما کاملا قابل فهمه
ولی بدون اون عزیزی که شعر دلقک رو سرود همه ی اینها رو قبلا تو تموم دنیا دیده بود .
واسه نونه . . . واسه نونه تا تو به کارش بخندی
که اگه اینو بدونی . . . . . . . . . . . . . . . . .
موفق باشید
یاحق
Posted by متخلص به کیمیا | January 21, 2007 11:56 PM
من یه پاسخ ساده دارم و اون این که معنی طنز و تفاوت اون با لودگی برای بعضی از "بزرگان" ما هنوز معلوم نیست. اگر بیشتر بخوام بگم باید گفت یا طنز مصرف نداشته یا معرفی نشده.
یادمه که متن مصاحبه فروغ فرخزاد رو با برتولوچی می خوندم - همون زمان ها که پوپولاریزم بین روشن فکرهای ما مد بود- فروغ گفت پنجاه درصد هم از مشکل روشنفکرا به علت مردمیه که مخاطبشونن.
شاید دست ما رو از تفریحات کوتاه کردن می خواهیم از هر فرصتی برای تفریح استفاده کنیم.....
به هر حال این چیزا دامن رویا صدر رو نمی گیره ما با نوع کار شما آشناییم
Posted by خسرو احسنی قهرمان | January 22, 2007 1:50 AM
be har hal bayad ghabool kard ke bakhshe azimi az jamaate honarmand tahte feshare shadide mali hastan& hame ona ham mese shoma sabooro bordbar nistan.az arzeshe hich kodom baraye man kaste nashod!!!!!!!!
Posted by mahnoosh | January 25, 2007 5:12 AM
ببين اگر جاي قاليباف بودي ومجبور بودي همه ي اينها را تحمل كني چه حالي پيدا ميكردي
تو ميتواني به همه بگويي
او به كي بگويد كه اين جشنواره براي خنده بوده نه براي التماس و آه وناله
Posted by م.ح | February 4, 2007 1:25 PM