سرمقاله شماره شهریور ماهنامه گل آقا که خبر چاپ نشدن ماهنامه شماره بعد را با اشاره تلویحی به مشکلات اعلام کرد،از نظر من،غیر منتظره نبود.ولی با خواندن آن چه دو دوست طنز نویس،جلال سمیعی و محمود فرجامی در وبلاگهایشان در این باره نوشتند،فکر کردم به عنوان همکار موسسه گل آقا از سال71 و به عنوان کسی که در تغییر کیفی ماهنامه در سال 75نقش مستقیم داشتم،چیزهایی را که به نظرم می آید(تا آنجا که با مسایل شخصی ارتباط پیدا نکند)اینجا بنویسم:
یکی از موارد مهمی که دوستان در مطالب و کامنتهایشان ذکر کرده اند،به سراشیبی افتادن ماهنامه گل آقا پس از آقای صابری است.ولی در جهت اثبات این مدعا، به شواهدی اشاره کرده اند که در ماهنامه(و بلکه هفته نامه)از ابتدای شکل گیری وجود داشته و مربوط یه دوره اخیر نیست.مواردی از قبیل مصاحبه های ضعیف (از نظر تکنیکی)یا استفاده مستقیم از اینترنت بدون اعمال هیچ ذوقی و یا عکسهای استفاده شده .به نظرم،این امر،بیش و پیش از این که در ماهنامه سالیان اخیر رخ داده باشد،قدمتی به دیر پایی انتشار نشریات طنزکشورمان دارد.چرا که نشریات طنز،از نظر ژورنالیستی،کمتر "تخصصی"پا گرفته اند و اداره شده اند.عمدتا با محوریت یک یا چند چهره شاخص طنز شروع به کار کرده اند و اقبال عمومی به آنها،نگذاشته است که نبود نگاه تخصصی ژورنالیستی در اداره این نشریات برجسته شود.این نقص،در مواردی که اثر ارائه شده،مستقیما با تکنیکهای ژورنالیستی ارتباط پیدا می کند،خودش را بیشتر نشان داده است:مثل مصاحبه ها.کافی است نگاهی به مصاحبه های سال71و70ماهنامه گل آقا به سردبیری آقای زروئی بیاندازید.در هر مصاحبه، طرف گفتگو در حالی که مجله گل آقا در دست داشت و لبخند می زد،به این سوال جواب می داد که:"نظر شما در باره گل آقا چیست؟"همینطور است نگاه غیرحرفه ای به عکس و تصویر وصفحه آرایی و همینطور ستونهای:"منبع:نشریات خارجی" در ماهنامه و هفته نامه گل آقاکه اکنون،جای آن را ستون:"منبع،اینترنت"گرفته است.این نقص،در سایه وزن آقای صابری در طنز معاصرو نقش مهم گل آقا در جریان طنز و سیاست،گم یا قابل اغماض بود،ولی اکنون بیشتر به چشم می آید.
مورد مهم دیگری که ما را وامی دارد تا علل ضعف ماهنامه را در عامل دیگری ورای نبود آقای صابری جستجوکنیم،این واقعیت است که:آقای صابری،بخصوص در سالهای78 به بعد،کار ماهنامه را به جوانترها سپردند و دخالتی در اداره آن نداشتند،حتی اگر کار به آزمونها و آزمایشگری های عجیب و گاه فجیع(!)بزرگمهر حسین پور در صفحه آرایی نشریه بکشد!پس مشکل کار در کجاست؟
سخن دوستان را می پذیرم،آن جا که به تفاوت سطح مطالب،تفاوت طیف مخاطب،آشفتگی در اتخاذ یک سیاست گذاری واحد در نوع ،قالب و محتوای مطالب و در یک کلام،روشن نبودن خط مشی نشریه تاکید دارند.ولی بر خلاف برخی دوستان،این امر،بیش و پیش از آن که حاصل سردرگمی مسئولین ماهنامه باشد،نمودی از سردرگمی،آشفتگی و نابسامانی شرایط طنز جامعه ماست که طنز نویس یا دست اندرکار طنز،تکلیفش را در آن نمی داند:در چند دهه اخیر،در هیچ دوره ای،حاکمیت اینچنین با طنز ممزوج نبوده است(!)و طنز سیاسی،هیچگاه این گونه از نظر موضوع و سوژه،غنی نبوده است.ولی در عین حال،با جامعه ای از طنز نویسان مواجهیم که نسل قدیم آن ،جز یکی-دواستثنا،وجود خارجی ندارد و نسل جدید،سیاسی نیست و سیاسی نمی اندیشد.از این رو سیاسی نویس نیست و این امر،طنز سیاسی ما را آسیب پذیر ساخته است(چنانچه در گلنا متجلی است.)دغدغه ذهنی مخاطب و جامعه،مسائل روز است و ماهنامه گل آقا،به عنوان تنها نشریه طنزی که می تواند و انتظار می رود به این نیاز پاسخ دهد،توان پاسخگویی درست و درمان به آن را ندارد.طنزنویس امروز،پایین بودن آستانه تحمل مسئولین و غیر مسئولین(!)را مثل شمشیر داموکلس بالای سر خود حس می کند و نمی تواند آزاد و رها فکر کند و بنویسد:(عاملی که طنزنویس توانایی مثل عمران صلاحی را واداشت در سالهای پایانی حیات خود،در ماهنامه گل آقا به معرفی طنز پیشینیان اکتفا کند.)این است که می بینیم طنز نویس خوب جامعه ما،در نشریه جدی هم که می خواهد قلم بزند،یا پای منقل می نشیند و سراغ ژولیت بینوش و ترانه های بندتنبانی و لس آنجلسی می رودویا به سوژه های بی خطر روی می آورد و از دوره اوج خود در نشریه ای(بگیرید گل آقا)فاصله می گیرد،یا قلم را غلاف می کند و هیچ نمی نویسد،چرا که تکلیف او با مخاطب هم روشن نیست.بخشی ازمخاطب سیاست زده خسته از سیاست ما،خیل عظیم مستمع و مخاطب شب شعر طنزاست که به شوق شنیدن دغدغه های بهجت اثر اروتیک شاعر طناز،زحمت سفر درون شهری و نشستن روی پله ها و گوش دادن ایستاده را بر خود هموار می سازد!در چنین فضای جامعه خسته از سیاست تشنه به سیاست(!)طنز نویس و دست اندرکار یک نشریه سراسری طنز،تکلیف خودش را نمی داند:
آیا باید سیاسی نوشت؟آیا با توجه به فضای تابوشکن و صریح اینترنت و دیگر امکانات مشابه،جامعه حوصله مطالب پیچیده و سنگین و ایهام آمیز را دارد؟آن هم وقتی اینقدر بعد طنزآمیز رخدادها و گفته ها و اعمال،رو و واضح است و همه چپز،خودش،طنز است؟بسیاری ازآثارهمین نیروهای جوان تازه کار در ماهنامه،نشان از ذهن شوخ طبع و نکته سنج و سیال آنها دارد(مثل مهرداد صدقی)ولی چه کند جریان طنز امروزکه خود سردرگم است و توان هدایت این قلمها را ندارد!
اشکال شیوه های مدیریتی ماهنامه و موسسه ،رفتن برخی نیروهای کیفی از آن،عدم جذب چهره های شاخص یا صاحب سبک طنز (که پیش از این در سایه حضورمدیریتی آقای صابری یا در نشریات گل آقا می نوشتند یا امکان جذبشان بود) و دلایلی از این دست به جای خود،ولی نباید فراموش کرد که طنز امروز ما،پادرهواست وماهنامه گل آقا،بازتابی از این واقعیت است.
نظرات (18)
1- سلام
2- اولين باري که من اينجا اول شدم!!!
3-در مورد مطالبي که شما گفتين من نمي تونم نظري بدم چرا که هم شما بهتر به اوضاع طنز واقفيد هم با اين نشريه سالها همکاري داشتيد و داريد وهم تخصصي تر در مورد سطح کيفي مطالب و مسائل فني مجله ميتونيد اظهار نظر کنيد ، ولي سوال من اينه که در اين شرايط باتعطيلي يه مجله با جايگاه و قدمت گل آقا، اگر همبن نور کم سويي هم که وجود داره براي مدتي نا معلوم و يا شايد هميشه خاموش بشه، چه اتفاقي ميافته ؟و در روزگاري که هر خزعبلاتي رو به اسم طنز و به بهانه ي سياست زدگي به مردم قالب ميکنن،و نمونه اش را خود شما در شبهاي شعر طنز ديده ايد،ديگر چه جايگاهي براي ارائه آثار طنز پردازان حقيقي وجود خواهد داشت؟ شايد مشکلات و شرايط و ... تواني براي اذناب گل آقايي باقي نگذاشته باشه ولي خاموشي براي هميشه قابل قبول نيست. اميد که اين اتفاق تلخ نيافتد و باز هم اميد که گل آقا به همان روزهاي اوج برگردد.
Posted by طاها | September 11, 2007 2:19 PM
جديدترين اس ام اس :قديما شبا احمدي نژاد واسه هاشمي رفسنجاني خواب ميديد ولي حالا....
آيا اين درسته كه اس ام اس شده كه:
قديما شبا احمدي نژاد واسه هاشمي رفسنجاني خواب ميديد
و هاشمي از ترس محمودآقا خوابنما ميشد؟!
ولي حالا
آقاي رفسنجاني واسه همه خواب ميبينه ولي
هيچ كس بنا به خبر گزاري ايسته كن دات كام
نمرده و خوابنما نشده اند!
اما بنا به خبرگزاري تشك دات شستشو دات پيت
همه مسولين بي ادب كه قبلا" خواب ديده بوند
شب ادراري گرفته اند .؟!ببم جان
به قول شاعر اديب دوست افغاني
گر دوروز زيندگي بر مرادت رفتن نكردي
عاقيبت ميثل ايشان برگشته خواهي كرد
خاه از اين پيرحرفيها ملال گير خواه نصيحت كنده كردي
خيدت خووويب ميدانيي
مگه نه محمودآقا؟!
جواب: آخه ميدوني
نه بابا ولش كن.
ازوبسايت نهمين قطار سياست
Posted by اصغرآقا | September 11, 2007 3:17 PM
جديدترين اس ام اس :قديما شبا احمدي نژاد واسه هاشمي رفسنجاني خواب ميديد ولي حالا....
آيا اين درسته كه اس ام اس شده كه:
قديما شبا احمدي نژاد واسه هاشمي رفسنجاني خواب ميديد
و هاشمي از ترس محمودآقا خوابنما ميشد؟!
ولي حالا
آقاي رفسنجاني واسه همه خواب ميبينه ولي
هيچ كس بنا به خبر گزاري ايسته كن دات كام
نمرده و خوابنما نشده اند!
اما بنا به خبرگزاري تشك دات شستشو دات پيت
همه مسولين بي ادب كه قبلا" خواب ديده بوند
شب ادراري گرفته اند .؟!ببم جان
به قول شاعر اديب دوست افغاني
گر دوروز زيندگي بر مرادت رفتن نكردي
عاقيبت ميثل ايشان برگشته خواهي كرد
خاه از اين پيرحرفيها ملال گير خواه نصيحت كنده كردي
خيدت خووويب ميدانيي
مگه نه محمودآقا؟!
جواب: آخه ميدوني
نه بابا ولش كن.
ازوبسايت نهمين قطار سياست
Posted by اصغرآقا | September 11, 2007 3:18 PM
سلام خانم صدر!
انصاف بدهید که چیز خاصی از طنز باقی نمانده این روزها!
منظورم طنز جریان ساز و تاثیرگذار است!
یعنی من به عنوان مخاطب همیشگی ِ طنز، هر چه نگاه می کنم اثری از شیرینی طنز در جریان ادبیات و به ویژه در مطبوعات نمی بینم!
حالا این چراغ نیمه روشن در طنز ایران یعنی گل آقا،نیز دچار ضعف مخاطب نیز هست! مخاطبان دیگر اعصاب طنزخواندن ندارند و ایراداتی نیز به سیستم سیاست و اجتماع وارد است که به قول شاعر: به من چه!
در هر حال طنز باید جایگاه خود را پیدا کند که بنا بر پیشگوییهای نوستراداموس یا یک یاروی دیگر، پیدا نمی کند که!
Posted by عباسحسیننژاد | September 11, 2007 7:00 PM
با سلام خدمت خانوم صدر!
به نظرم بدبینانه است کل طنز رو در کشورمون رو به افول بدونیم. شاید استقبال کم از نشریات طنز زیر مجموعه ای باشه از مطالعه کم میون مردم که یک امر ریشه دار و یک معضل قدیمی کشور ماست. با همه این احوال امیدوارم گل آقا به عنوان راهبر طنز در کشورمون همیشه رو دکه ها حضور داشته باشه
ایام به کام!
Posted by الف ـ سهند(آفساید سابق!!!) | September 11, 2007 7:27 PM
از ولوله های غم نسوزیم
با مطلب ویژه ای به روزیم
ای دوست بیا ،بخوان ،که عمریسیت
ما منتظر شما هنوزیم !
Posted by زهرا دری | September 12, 2007 7:45 PM
سلام . یک پیشنهاد : یک یا چند جلسه در ماه رمضان درباره نقد عملکرد ماهنامه بعد از فوت مرحوم گل آقا _ قب !_
Posted by ufعبداله مقدمی | September 13, 2007 12:57 AM
به به سیاست های قلط رو بکوبید با طنز که نتونن سرشونو بالا کنن
Posted by عبدالله سیاست مدار کوچک | September 13, 2007 1:20 PM
سلام
من فکر میکنم گسترش اینترنت و طنز وبلاگی هم در کم اقبال شدن افراد به مجلات کم تاثیر نباشد.اگر من اینگونه فکر کنم که : " گل اقا سه تا مطلب بامزه داره اونهم توی لینکدونی ها هست " بعید است که دنبال خرید مجله بروم. البته این را یک دلیل عمده نمیدانم.فقط خواستم به یک علت جانبی هم اشاره کنم.
Posted by صادق | September 13, 2007 1:53 PM
توقف انتشار گل آقا چه با کیفیت نازل چه بالا، چه در اوج و چه در فرود، چه خودش خودش را ببندد چه ببندندش هر چه که باشد واقعیت تلخی است. واقعیتی که شخضا" آن را هنوز باور نکرده ام... جز این چیزی نمی توانم بگویم.
راستی تغییرات اندک جدید در چهره سایت مبارک!
Posted by فرزام | September 14, 2007 12:30 AM
سلام خانم صدر
مشكلات نشريات طنز از جنبه ي تخصصي بيشتر مورد توجه و اقبال شماست و به مسئله ي نويسندگان جوان طنز نويس اشاره اي نمي كنيد...! به چيزي كه كم و بيش سقلمه اي زديد و رهايش كرديد، به جوان امروزي وادي طنز كه به مسائل و دغدغه هاي زندگي از ديد جوان و نو پاي خود مي نگرد. شايد به همين دليل است كه انگ كم بار بودن و بدون درون مايه بودن و غيره را به نوشته هاي جوانان مي زنند و هماهنگي با سبك هاي جديد نوشتاري را برنمي تابند. اشخاص زبده ي امروز كه در وادي طنز ريش سفيد كرده اند و چروك بر جبين نشانده اند، مگر از ابتدا شيخ و مراد بوده اند؟ كساني مثل استاد احترامي زماني كه با توفيق همكاري داشتند مگر چند ساله بودند( گرچه فكر كنم آن زمان هم به همين شمايل بوده اند، من 10-12 ساليست كه همين تصوير را از ايشان در ذهن دارم!!!) يا مرحوم عمران صلاحي و مرحوم صابري و جلال رفيع حاضر و ابوالفضل زروئي و ... . مگر همه با همين شهرت و با همين سياق امروز و از همين سن و سال آغاز كرده اند؟ شايد از بحث گل آقا و مشكلات حول آن جدا شدم ولي به هر حال حرف من اينست كه عمده ي اين مشكلات امروز عالم طنز و طنزنويس، حاصل بي تفاوتي بعضي به قول معروف "خرشان از پل گذشته است" جماعتي كه كمال طنز ايران را در قلم خود مي بينند و بهترين دوران طنز را دوران كار خودشان مي پندارند. به همين حد سير و سلوك در عالم طنز راضي اند و به چيزي فرا و وراي آن نمي انديشند. كساني كه تصور مي كنند هرچه در اين مسير" طنز پردازي" هست حاصل زحمات بي شائبه ي آنان است و بس. نه كه نباشد ولي اين همه ي ماجرا نيست... ببينيد در اين سالهاي اخير چند نويسنده ي جوان با سطح قلم بالا و متفاوت دعوت به همكاري با گل آقا شده اند. يكي ؟ دوتا؟ ده تا؟ يعني در اين كشور 70 ميليوني كه پتانسيل رسيدن به جمعيت 120 ميليون را هم داراست(!) فقط همين تعداد طنز پرداز زبده ي دست به قلم فهميده وجود دارد؟!! مضحك نيست؟ بعضي اوقات در همين سطوح معمول شهري و دانشگاهي با قلم هايي برخورد مي كنم كه مرا به فكر مي اندازند، كه آيا اگر اين مطلب را با نام احترامي و زروئي و كه و كه در جائي بخوانند آيا مي فهمند كه كار آنهاست يا نه؟ و يا حتي بهتر از آنها؟ عمده ي نويسندگان امروز گل آقا، اول همكار گل آقا بوده اند و بعد شدند وبلاگ نويس. چرا كه فضاي باز و مخاطب بي پرده در عالم اينترنت آنها را جذب خود كرده. چند نفر بوده اند كه اول وبلاگ نويس بوده باشند و بعد نويسنده ي گل آقا شده باشند؟ خيلي از نويسندگان به خاطر دلايلي كه عنوان كرديد مثلا امنيت و بحث سانسور و غيره گرايش به وبلاگ نويسي دارند و حتي بسياري هم به خاطر نبود امكانات راه اندازي يك نشريه ي مستقل و يا دعوت به همكاري نشدن از طرف نشريات موجود، دست به تاسيس وبلاگ مي زنند. بايد بپذيريد كه عيار قلم بسياري از همين وبلاگ نويسان جوان نوپاي گم نام كه مورد توجه هيچ كدام از آن آقايان و خانمهاي معروف عرصه ي طنز نيستند، بالاتر از همان كساني است كه اينها را اصلا به حساب نمي آورند. حالا هر كدامشان به فرمي و به دليلي از نوشتن در گل آقا كه فعلا تنها نشريه ي تمام طنز كشوري است باز مانده اند. برخي به خاطر دور بودن از تهران! برخي به خاطر نداشتن آشنائي كه معرف آنها به دست اندر كاران باشد! برخي به خاطر سن و سال كمشان!
هركسي به شكلي دور مانده و چيزي كه محسوس است، مسئولان گل آقا و ديگر ستونهاي طنز ديگرنشريات، تلاشي من باب معرفي آنها به عالم طنز و نويسندگي و اذهان مردم به خرج نمي دهند. نمي دانم از بابت هزينه مي ترسند؟ كه اگر اينگونه با شد اشتباه مي كنند چرا كه خيلي از اينها نوشتن در جايي اينچنين را افتخار مي دانند حتي اگر پشيزي مايه پيله نداشته باشد. يا مي ترسند از معرفي چهره هاي گم نام و نام نا آشنا(!) بله خانم صدر شما از ديد خودتان آنگونه مي بينيد و درست هم مي بينيد. من هم از ديد خودم اينگونه مي بينم و باز هم احتمالا درست مي بينم...! حاصل برهم نهي و توجه در عرض همه ي اين مسائل بي شك به بهبود وضعيت طنز خواهد انجاميد...
ممنون و با آرزوي شادي براي شما
Posted by شيخ ابو امير(امير كريمي) | September 14, 2007 3:46 PM
اين بار نوبت دانشجوهاي جديدالوروده كه سوژه ي " شيخ ابو امير" قرار گرفتن و با پستي به نام "توهمات فانتزي" در وبلاگ "وب خند" به اونا پرداخته شده. حتما سري بزنيد... مطالعه كنيد... وقتي كه لذت برديد... كامنت فراموش نشه...!
Posted by شيخ ابو امير(امير كريمي) | September 14, 2007 3:49 PM
سلام.من زدم به شوخي.چون...
Posted by رضا ساكي | September 14, 2007 6:30 PM
ما که زیاد سواد طنز نداریم ولی از نظر من حقیر این که دیگر مخاطب خسته از کنایه و استعارات شده درست نیست آن چه ذهن انسان رو به اوج لذت میرساند همین کنایات است.سخن از سیاست و طنز کردید بهتر است بگوییم دیگر نیازی نیست به مجلات طنز نویس برای خواندن طنز سیاسی مراجعه کنیم!هر روز صبح روی دکه های روزنامه فروشی جمعی از طنز های بیجا و به جا را در همین روزنامه های جدیمان میبینیم!
Posted by بهار | September 16, 2007 12:50 PM
سلام خانم صدر
فقدان آقای صابری نمیشه بی تاثیر باشه امامهم اینه که راه ایشون هموار و ادامه دادنی باشه.
از مطلب فکرها و آدم های شما هم خیلی لذت بردم.
پیروز باشین
Posted by darshana | September 16, 2007 1:27 PM
فيلترينگ، پارادوکسي از بيانات رهبري
http://persianreform.persianblog.ir
Posted by ali | September 16, 2007 4:38 PM
سلام
درست مي فرماييد فقر طنز !ولي توقع ما از گل آقا فراتر از اين هاست من به شخصه از هيچ ستون و شخصي به اندازه گل آقا انتظار ندارم ولي چرا انقدر ما فقير شديم!جوان ها از مبارزه مي ترسند چون حمايت نمي شوند باور كنيد در اين جامعه از كارهاي اروتيك بيشتر حمايت مي شود!من با اينكه زمان زيادي نمي شه كه وارد اين عرصه شدم ولي در همين مدت به شدت مطالعه كردم و بدون هيچ معلمي الفباي طنز رو از كارهاي گذشتگان آموختم و سال ها بعد از اين نيز بايد بياموزم و معتقدم اين كار بسيار سخته در اين مسير شلم شوربا اين به اصطلاح بزرگتر ها به جاي حمايت طنز نويس جوان را مجبور و محكوم به سطحي نوشتن و سطحي فكري كردن مي كنند و مردم طنز ناشناس هم هزل و هجو را از طنز نمي توانند تشخيص دهند چون اين طور ياد گرفتند با بي تعهد نوشتن بيشتر مي توان پيشرفت كرد متاسفانه مشكل ما نسل قبل از نسل جوان است وعده اي كه بر عرصه طنز حكومت مي كنند (نه آموزگاري و نه شاگردي!)حكومت مطلق! آيا مامعلمي به اسم مرتضي فرجيان داريم تا ثمره آن ابوالفضل زرويي باشد؟!ببخشيد اگر زياد حرف زدم دل ما پر است و شكر خدا اينجا آزادي بيان!و يك سوال ديگه من نوعي اگر هيچ حمايتي از بزرگترهاي اين عرصه نبينم ممكن نيست به سمت هزل گفتن گرايش پيدا كنم تا نظر عامه مردم را جلب كنم!شما كه ديديد مردم چه طور براي فكاهه كف مي زنند!بايد خيلي قوي بود در آخر شما را به وبلاگم دعوت مي كنم تا آخرين شعر طنز يك جوان را بعد از 9 ماه فقط و فقط تلاش خودش بخونيد
خدا شما را حفظ كند و پاينده
Posted by نسيم عرب اميري | September 20, 2007 10:03 PM
پيشنهاد مقدمي ، فكر خوبي بود ولي منصفانه !
Posted by فاضل تركمن | September 30, 2007 4:45 PM