* یک نویسنده ذهنش را به حراج گذاشت.یک سیاستمدار آن را خرید.یک مامور آب و فاضلاب هشدار داد که چاه پر شده است...
* یک نویسنده ذهنش را به اجاره گذاشت.یک زوج سوداگر در آن ساکن شدند.یک نشریه زرد در آن به دنیا آمد.
* یک نویسنده ذهنش را آزاد گذاشت.به جرم مبارزه با امنیت اجتماعی و تشویش اذهان عمومی بازداشت شد.
* یک نویسنده ورود زنان بدحجاب را به ذهنش ممنوع کرد.به او جواز کسب و کار دادند.
* یک نویسندهُ عفیف دور ذهنش پرده کشید.آن وقت نشست فکر کرد!...
* یک نویسنده ذهنش را محدود کرد.از عالم سیاست سردرآورد.
* یک نویسنده ذهنش لکنت زبان گرفت.فیلمنامه برای سریال تلویزیونی نوشت.
* یک نویسنده ذهنش خسته شد.برای سوژه هایش مرخصی استعلاجی نوشت.
* یک نویسنده ذهنش خالی شد.افتاد توی کار خرید و فروش حرفهای کهنه.......
نظرات (20)
سلام... اینم بهشون اضافه کن: یک نویسنده نمیمرد گفتند:نویسنده خوب نویسنده مرده است!
حسابی شرمنده کردی ... حالا من چه جوری طلافی کنم؟فعلا لینکتون کردم ولی فکر نکنم افاقه بده!!!
Posted by hashim | November 13, 2007 5:11 PM
سلام و خسته نباشید. من بعضی از یادداشتاتونه تو روزنامه ها خوندم ..اما وبتونو اولینباره میام و میبینم ..جالب و خوندنیه ..بازم میام ..موفق باشید
Posted by فرشاد | November 13, 2007 10:42 PM
Hi miss sadr
thanks for your vizit
and your kind
sorry my windous was out of my order and have to put you englis coment. if I had your adress I had sent you my books
have a
good time
Posted by alizeza mojabi | November 13, 2007 11:09 PM
سلام خسته نباشید . جالب بود مثل همیشه مخصوصن این قسمت :یک نویسنده ورود زنان بدحجاب را به ذهنش ممنوع کرد.به او جواز کسب و کار دادند.
درضمن منم ترک نیستم یک اصفهانیم
Posted by امیر توکلی | November 14, 2007 1:52 AM
يک نويسنده ذهنش قفل کرد ، داد کليد ساز براش يه کليد بسازه! حالا کليد سازش کيه، بماند!
Posted by طاها | November 14, 2007 11:02 AM
يك نويسنده خوش ذوق پستي نوشت كه لذت برديم
Posted by نسيم عرب اميري | November 14, 2007 2:14 PM
شاعري خم مي شد
منشي قبل عالم مي شد !
( زيبا بود .)
Posted by فاضل تركمن | November 14, 2007 5:10 PM
سلام
ممنون
لینک دادم
Posted by گلنسا | November 14, 2007 11:17 PM
یک نویسنده ذهنش درگیر شد. به جرم برهم زدن نظم عمومی بازداشتش کردند...
یک نویسنده ایده ی نویی به ذهنش رسید. قبل از آنکه فرصت بیانش راپیدا کند کله اش رفت زیر آب...
یک نویسنده ذهنش معطوف حقایق شد.به خود والیوم خوراند...
یک نویسنده ذهنش را از هر آنچه غیر اوست خالی کرد. فنا شد...
یک نویسنده به ذهنش نرسید که چه باید کرد.کم کم تفکر مرد...
یک نویسنده ذهن وبلاگش را نتوانست به بازی بگیرد. بازی با وبلاگ دوستی چون بی بی گل را ترجیح داد...!!!
شاد باشید و خوش
Posted by امیر کریمی | November 15, 2007 6:07 PM
يک نويسنده ذهنش مشغول شد، ديد طنز مي خواند. فورا ً
پيام گذاشت.
Posted by کاکه تيغون | November 15, 2007 11:49 PM
یک نویسنده کفکیرش به ته دیگ خورد مطلب غیر قابل هضم نوشت.
Posted by منشی | November 16, 2007 4:16 AM
وبلاگ قبلی ما با تمام مخلفاتش توسط هکران گمنام هک و در کمال تعجب به درجه حذف نائل گردید .
بدین وسیله مراتب هکیدن خویش را به اطلاع دوستان وآشنایان می رسانیم .
بیت :
باز وبلاگ زنم ، تا به ابد ، در ره طنز
من نه آنم که زبونی کشم از بازی هک !
با طنزهای جدید خدمت همه دوستان می رسیم ....مرسیکم الله !
Posted by زهرا دری | November 17, 2007 11:58 AM
سلام...
از این به بعد میخونم...
موفق باشید...
Posted by مهدی رنجبر | November 17, 2007 6:09 PM
مثل هميشه خوندنی بود! ممنون.
Posted by پانتهآ | November 18, 2007 3:01 AM
سلام. به ذهن نویسنده ذهن یک نویسنده خسته نباشید عرض می کنم.
Posted by کلپاسه | November 18, 2007 10:52 AM
بیچاره ذهن نویسنده چه بر سرش آمد! اووووخی! این دیگه وقتی سرمایه های مملکت همین جوری فرت و فرت ریخته باشه رو زمین این میشه!راه حل:نویسندگان لطفا یک مدت اعتصاب نمایید شاید جواب داد و از تعدیل مطالب و ...جان سالم به در بردید!
Posted by بهار | November 18, 2007 4:43 PM
سلام
با آغاز دور دوم سفرهای مولانا شیخ محمود احمدی نژاد، سفرنامه ایشان نیز به قلم خودشان نوشته شد و ما در وبمان به نمایش گذاشتیم.
لازم به ذکر است که این مطلب یک مطلب سیاسی نیست و فقط یک مطلب صیاصی یا ثیاثی ست.
Posted by ابن الوقت | November 19, 2007 10:56 AM
سلام
Posted by امیر توکلی | November 20, 2007 12:26 AM
سلام استاد....به روزم. خوشحال می شوم تشریف بیاورید.
Posted by کلپاسه | November 20, 2007 8:27 AM
موفق باشی
زیستن زیر آتشفشان
سری بزنید و نظری میهمانم کنید.
و شاید لینکی....
Posted by جواد شفيعي ثابت از رشت-گيلان | November 27, 2007 6:04 PM