info at bbgoal.com
rouyasadr at yahoo.com


Enter Your Email
 





به بهانۀ نمایشگاه کتاب:کتاب ها و آدم ها
May 7, 2008

کتاب ها و آدم ها


یک سخنران الهی-عرفانی : بله.کتاب،انصافاً چیز خوبی است و حافظ در بارۀ کتاب یک شعری دارد که می دانیم در اشعار گوته ،شاعر آلمانی هم رد پای آثار او به چشم می خورد و در همین انگلستان که نزدیک آلمان است،یک شاعری به نام شکسپیر می گوید:"بودن یا نبودن؟مساله این است."و این، یعنی به قول فرنگی ها کریتیک و ما، در اینجا ترجمه اش کرده ایم: برخورد انتقادی در عرفان ناب سرچشمۀ هستی.
پس در مجموع،از نقطه نظر نگاه عرفانی،کتاب چیز مهمی است و ابن عربی کتابی دارد با عنوان:فصوص الحکم که در شعر عرفا،از کتاب به عنوان یار دانا و خوش بیان و مهربان(معادل همان کایند انگلیسی خودمان)یاد شده است،آن جا که می گوید:"من یار مهربانم، دانا و خوش بیانم."

یک فیلمساز معترض : الیوم استعمال و تکثیر و چاپ و خرید و فروش هر گونه کتاب بدون اجازۀ نویسنده و مترجم و ناشر و حروفچین و موزع و بدون اجرای قانون کپی رایت،بأی نحو کان حرام بوده،حکم محاربه با تاریخ حیات اندیشۀ بشری را داشته،بر نویسنده واجب است شماره حسابی برای امور خیریه دائر نماید تا علاقمندان،در صورت استفاده از کتاب مذکور،بتوانند به نیازمندان کمک کنند.

یک تئوریسین جنس دومی : یک نمایشگاه،نمایشگاه ساخته نمی شود. زور مسئولین مربوطه از آن نمایشگاه می سازد.اینجاست که کتاب به"اُبژه"تبدیل می شود و در حاشیه و در رابطۀ نامتوازن با نمایشگاه قرار می گیرد.کتاب،همان"دیگری"است که نمایشگاه بر آن سلطه پیدا می کند.هنگامی که یک کتاب سعی می کند خودش را تعریف کند،با عبارت:"من متأسفانه،با عرض معذرت،بی ادبی می شود،رویم به دیوار...یک کتاب هستم"،شروع می کندوهیچ شیئ دیگری اینطوری با شرمساری خودش را تعریف نمی کند.در نمایشگاه،کتاب دست و بال خودش را جمع می کند و به حاشیه ای می خزد .نکند مشمول جمع آوری و عدم توزیع قرار گیرد و یا نویسنده و ناشر و حروفچین ،نقره داغ شوند.

یک نویسندۀ رمانهای پرفروش و پر طرفدار : آه ای کتاب!غروب عشق غم انگیز تو،هم نوا با آهنگ چکش قلب محزونم،یادآور آن روز پاییزی بی کتاب است که نصرالله و جمیله ،مانع دیدار من با تو شدند و با آن ماشین گوجه ای بسیار شیک،به خانه ام آمدند و تو را داخل قلب وجود کتابخانه ام گذاشتم و به امید واخوردۀ آشپزخانه رفتم تا مسمای بادمجان درست کنم و از ته دهلیزهای چپ و راست دلم،سرشکهای بزرگ غم را سرازیر ساختم و حس کردم ته حلقم چیز بسیار گُنده ای قلمبه،بیرون زده است.ای کتاب،دوستت دارم...

یک نیروی انتظامی : ما، با کتابهای متبرّج که جلدهای تنگ و چسبان داشته باشند یا از رنگهای تحریک کننده برای روی جلدشان استفاده کنند ، حتماً برخورد می کنیم.

یک فیلمساز جهانی و شارح آثار حافظ و سعدی و حنظلۀ بادغیسی : هر کتابی ممکن است خوب باشد ولی همانطور که رُمبو هم به این گفتۀ من اشاره می کند،باید مطلقاً مدرن بود و قرائت مدرن از کتاب داشت و با رویکرد جدید به آن نگاه کرد و من دارم به شیوه جدیدی از چاپ کتابهای بزرگان ادبیات کشورمان فکر می کنم که خواننده مجبور شود با رویکرد جدیدی کتاب را بخواند وبرای خواندن حروف آن طی یک پروسۀ پیچیده،بالانس بزند و پاهایش را با زاویۀ 65 درجه از سطح زمین نگاه دارد ،تا آیا بتواند از خوانش جدید چیزی سر در بیاورد،یا نتواند؟!

یک نویسندۀ صاحب سبک : چنین می نماید که کتاب،در نمایشگاه که ریختی است آمیغ گونه از نمایش + گاه،از سوی جویندگان و پویندگان، فراچنگ می آید تا هر سالیانه سال،در آن جا،سازی نو فراپیش آید و در مایۀ ابوعطا نواخته شود و آب سربالا رود و غوک خواند و خریدار و ناشر را بجنباند با حرکات موزون،همساز و دمساز،جنباندنی:ایدون باد!

یک مسئول امور شهری : کتاب علی الاصول چیز خوبی است و احساس من این است که شهرداری باید حوزۀ کاربردی اش را کار کرده،حوزۀ محتوایی اش را هم فراهم کند و باید برای گسترش و توسعۀ فرهنگی و فرهنگ سازی،به سمتی حرکت کنیم که بتوانیم هر پروژۀ فرهنگی را چند بار افتتاح کنیم و ظرفیت افراد اهل قلم را فراهم کنیم و آن را بالا ببریم و رییس جمهور که شدیم،بیشتر بالا می بریم و به آسمان هفتم می رسانیم...

یک مقام خیلی مسئول نمایشگاه : به همت دانشمندان و مخترعان جوان،ما نمایشگاه کتاب را افتتاح کردیم و بر اساس تحقیقاتی که انجام داده ایم،سرانۀ مطالعۀ جامعۀ ما،مرتباً ثانیه به ثانیه دارد بالا می رود و ما،برای مطالعۀ کتاب همۀ مردم دنیا برنامه داریم و نمایشگاه امسال،قابل قیاس با نمایشگاه های قبلی و سایر نمایشگاه های کهکشان راه شیری نیست و هیچ مویی نمی تواند در درز آن داخل شود و از منجلابهای لوله های تهاجم فرهنگی به داخل بیاید.بنا بر خواست واراده و همت همین جوانان،مکان فرهنگی ،جای چسباندن پوستر و فروش بعضی کتابها نیست،بلکه جای کندن پوستر و جمع کردن کتابهای مذکور است...

یک کارشناس فرا- پسا – مدرن : به زبان بسیار ساده،کتاب،تحول منحصر به سکون در قالب یک گفتمان هژمونیک را به یک رابطه ی بین گفتمانی آنتی کنسرواتیستی در پروسۀ آنتومورفیک پُشتانی سنجه ی معنایی ،معنا می بخشد ولی با تأسف سرانۀ مطالعۀ و سطح نظام اندیشگی مردم،بسیار پایین(=cheap)است و این قرائتهای فرامدرن رانمی فهمند...

(این مطلب،با جرح و تعدیل هایی،در روزنامۀ اعتماد چهارشنبه 18 اردیبهشت،چاپ شده است).



نظرات (17)

بين خودمون مي مونه به خدا ! شما اين سوژه هاي ناب رو از كجا مي آرين ؟!
در ضمن خوشحالم كه اولين نفرم ...

بي بي گل عزيز
سلام
ممنون كه سر زدين و راهنماييم كردين
در رابطه با قسمت نظرات هم راستش بايد درست كنم و لي چون اسم رنگهارو نميدونم هنوز اين كار رو نكردم
اينشاالله اين كار رو انجام ميدم
مطلبتون رو هم خوندم و مثل هميشه جالب بود
يا علي

شما چند مورد رو در نظر نگرفتين اول اين كه به دليل گراني گوچه ديگر فصل پيكان گوجه اي سر آمد(پيكان كاهويي مد)دوم اين كه معيار در انتخاب كتاب خلاف عوض شده هر كتابي كه جلد گشاد بي رنگ داشته باشه گير(آخه نه كه مردم چشمشون فقط دنبال محتواست) چها ر و پنجم داره ولي ما قبل از هر برخوردي خودمون تعديلش كرديم... راستي اي كاش نمايشگاه بيش از 10 روز بود... هنوز نرفتيم جمعه ميريم واسه سرك.

ولي سركار خانم بي بي گل، امروزه:
كتاب عشق در تاق/طاق/تاغ/طا‎غ بلند است و جيب ما خالي
در انتظار سر و نظرم

سلام

مسئول سازمان بازیافت: من فدای هرچه کتاب قطوره برم امیدوارم روزی برسد که هر ایرانی در کتابخانه اش چندین جلد از مثنوی معنوی ، شاهنامه فردوسی ، هفت پیکر و خمسه و کلیله و دمنه و.....داشته باشد و چون می دانم که با این گرفتاری هایی که مردم دارند کو فرصت کتاب خوانی بنابراین کتابها را در طبق اخلاص گذاشته و به سازمان بازیافت هدیه می نمایند تا برایشان شانه تخم مرغ درست کرده و قدمی هرچند ناچیز در جهت اعتلای امر کتابداری ( نه کتاب خوانی ) برداریم

................
بی بی گل عزیز ما را هم که فقط معر می گوییم به سر ذوق آوردی تا چند سطری قلمی نماییم

سلام خانوم صدر
والا من از پارسال تا حالا یه کتاب گرفتم هنوز وقت نکردم چند صفحه ش رو بخونم. کوو دل و دماغ کتاب خوندن.
بیشتر سعی می کنیم مجله هایی مثل دنیای هنر ، خانواده سبز و ماشین و اینجور چیزا رو ورق بزنیم .
من هم بروزم و منتظر حضورتون هستم

چون حرف بر سر يک مفهوم پست مدرن ـ کتاب ـ است لازم بود ذيل نوشته يک عکس از کتاب هم مي گذاشتيد تا گپ واضح مي شد!
تلخ ـ شيرين بود.

«الیوم» خیلی باحال بود!

خدا وکیلی معرکه بود ... یعنی هر چی بگم کم گفتم ... مخصوصا قسمت نیرو انتظامیش شاهکار بود ... خلاصه کلی حال کردم

در ضمن بعد از یک ماه آپ شدم البته فکر کنم تا قبل از اینکه سر بزنید فیلترش کرده باشن ...

از کامنت فوق العاده تون هم متشکر ... واقعا به زندگی امیدوار شدم ...

مرسی ... موفق باشید

سلام من کلا با نوشته های شما مشکل دارم!واين هم به خاطر استفاده از کلمات قلمبه سلمبه ای است که در نوشته های شما وجود دارد و به سطح سواد ما نمی خورد اما اين يکی انصافا خوب بود!!

قالب خيلي خوبي داشت و مي شد از نگاه هاي افراد خاص و مختلفي به كتاب نگاه كرد كه باعث ايجاد موقيعت طنز شود.
من با نيروي انتظاميه خيلي حال كردم.

احسنت! فتبارك اله احسن الطنازين!!!

یک لیدر : نمایشگاه بدون نمایش، گاه ی بیش نیست! (خودمونیش: اصل، نمایشه که همه جورش 24ساعته تو ایران در حال برگزاریه)

خانم اجازه ؟ فرمودید کتاب ؟!کتاب چیه ؟همان که به خاطرش نمایش میدهند!ما انواع نمایش ، نمایش دهنده و نمایش شونده را میشناسیم ولی کتاب !!خانم اجازه ؟ راستی کتاب همانی نیست که عده ای به خاطر آن کباب میشوند؟!واین همان نمایشگاه کباب نیست که کتاب معرفی شده است ؟!خانم اجازه ؟خانم لطفا نزنید تا از اول بگوئیم کباب گفتیم دهنمان آب افتاد
حراج حراج :بشتابید انواع کتاب های کبابی و کباب های کتابی موجود است ،سوختمان از شما بقیه از ما !!

اون جنس دومیه خیلی خوب بود.

سلام بی بی گل گل

آگهی تبلیغاتی:
جوابیۀ ملموس نامه به علیا مخدره ناهید نوری بشتابید که فردا دیر است[گل]

dar in khar 2 khare azadie matbuat ke sedeye rafsenjani ro ham dar avorde,in matlab bayad ham jorh o tadil dashte bashe :)

نظر خود را بنویسید:

                   

                

       


: