June 2018
April 2018
March 2018
January 2018
December 2017
October 2017
September 2017
August 2017
July 2017
May 2017
April 2017
March 2017
February 2017
January 2017
December 2016
November 2016
October 2016
September 2016
July 2016
June 2016
May 2016
April 2016
March 2016
February 2016
January 2016
December 2015
September 2015
July 2015
June 2015
May 2015
April 2015
March 2015
January 2015
December 2014
October 2014
September 2014
August 2014
June 2014
May 2014
April 2014
February 2014
December 2013
November 2013
October 2013
September 2013
August 2013
July 2013
May 2013
April 2013
March 2013
February 2013
January 2013
December 2012
November 2012
October 2012
September 2012
August 2012
June 2012
May 2012
March 2012
January 2012
December 2011
July 2011
June 2011
May 2011
April 2011
March 2011
February 2011
January 2011
December 2010
October 2010
September 2010
August 2010
July 2010
June 2010
May 2010
March 2010
February 2010
January 2010
December 2009
November 2009
October 2009
September 2009
August 2009
July 2009
June 2009
May 2009
April 2009
March 2009
February 2009
January 2009
December 2008
November 2008
October 2008
September 2008
August 2008
July 2008
June 2008
May 2008
April 2008
March 2008
February 2008
January 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
April 2006
March 2006
February 2006
January 2006
December 2005
November 2005
October 2005
September 2005
August 2005
July 2005
June 2005
May 2005
April 2005
March 2005
February 2005
January 2005
December 2004
November 2004
October 2004
September 2004
August 2004
July 2004
June 2004
January 2004
December 2003
November 2003
October 2003
September 2003
                
info at bbgoal.com
rouyasadr at yahoo.com


Enter Your Email
 





هنر خیابانی- مترویی
October 19, 2013

یکی از وجوه مهم ادبی- هنری جامعه شهری امروز ما، همانا تابلوها و تراکت‌های تبلیغاتی- ارشادی- اخلاقی بزرگراه‌ها و واگن‌های مترو است که از جهات زیبایی‌شناسی، نشانه‌شناسی، سبک‌‌‌شناسی، دشمن‌شناسی، وظیفه‌شناسی و بقیه‌شناسی‌های عالم وجود از اهمیت بسزایی برخوردار است. اگر اواخر دهه 50، دیوارها محل تعیین‌تکلیف برای مرگ و زندگی عالم و آدم بود، به مرور دیوارها و تیرهای چراغ برق کارکرد ارشادی- تربیتی نیز یافت و همراستا با سایر دستگاه‌ها و رسانه‌های حکومتی، در اختیار تربیت شهروندان عزیز و صغیر و ناآگاه و بی‌فرهنگ قرار گرفت. به مرور بار ادبی- هنری پیدا کرد و با به‌کارگیری انواع و اقسام صنایع ادبی و بدیعی اعم از ایهام، ابهام و تشبیه به مروارید، صدف، میخ، درخت، دریا و امثالهم، کاربردهای نشانه‌شناسی یافت. از نشانه‌شناسی ندادن بلیت گرفته تا نشانه‌شناسی بی‌غیرتی شوهر... . امروزه عادت کرده‌ایم که در کوچه و خیابان و روی تیرهای چراغ برق، با پیام‌های ادبی- هنری دارای بار ارشادی- تبلیغی- اخلاقی روبه‌رو شویم که در نقش دانای کل و همه‌چیزدان، وظیفه خود می‌داند مخاطب ناآگاه را با توپ و تشر یا با قربان صدقه، به راه راست هدایت کند. این روزها درو دیوار واگن‌های مترو، پر است از بیان داستان پرآب چشم همنشینی چای و صابون و دعوت همگان برای عبرت گرفتن از سرنوشت غم‌انگیز چای و انتخاب نکردن همنشین بدبو و ناجور! ... تا مدت‌ها پیش این جمله روی بیلبوردهای شهرداری خودنمایی می‌کرد: «آیا تا به حال فکر کرده‌اید که یک سقوط می‌تواند زیبا و با شکوه باشد؟» تا مخاطب ناآگاه، بفهمد که هر سقوطی، سقوط آشنای ارزش ریال یا هواپیمای از رده خارج یا اتوبوس اسکانیا نیست بلکه سقوط مذکور، می‌تواند سقوط آبشار نیاگارا باشد که بس دیدنی و باشکوه است! این روزها بیلبورد عوض شده و به هدایت شهروندان در راستای مذموم بودن تکدی‌گری پرداخته تا جماعت بفهمند که گدایی خیابانی بد است. آدم نداند، فکر می‌کند شورایی متشکل از آناتول فرانس و ابوسعید ابوالخیر و لقمان حکیم فکرشان را روی هم گذاشته‌اند و متن ادبی- هنری برای تابلوهای تبلیغاتی- ارشادی سطح شهر نوشته‌اند. واقعا دست‌شان درد نکند. اگر احیانا راننده محترم هم حواسش پرت شود و کار دست خودش و اتومبیل‌های اطرافش بدهد، باکی نیست. مهم این است که از جهل درآمده و دیگر آن شهروند صغیر بی‌فکر بی‌فرهنگ سابق نیست، بنابراین بدین وسیله از آکادمی نوبل خواهشمندیم حالا که نوبل ادبیات برای اولین‌بار با دادن جایزه به خانم آلیس مونرو به عرصه داستان کوتاه هم کشیده شده، فکری نیز برای اعطای نوبل به ادیبان و هنرمندان نویسنده تابلوهای تبلیغاتی تهران کنند؛ جای دوری نمی‌رود. لااقل مردم عزیزمان که بیداری و آگاهی و هوشیاری‌شان را مدیون آنهایند، از خجالت‌شان درمی‌آیند!

(انتشار یافته در روزنامۀ بهار)



نظرات (3)

يكي از نوشته هايي كه اخيرا در مترو تهران خواندم چنين بود:
زماني كه فرعون در درياي مواج در حال غرق شدن بود و فرياد نجات سر داده بود و حضرت موسي او را نجات نمي داد از سوي خداوند ندا آمد كه اگر تو او را خلق كرده بود امروز نجاتش مي دادي.
انتخاب اين قضيه اصلا با موضوع تجديد نظر درباره شعار مرگ بر كدوم قاره و كدوم كشور ربطي ندارد

سلام
قربان قلمت بانو ... اندکي از حرصي که از ديدن اين تابلوها و بلبوردها مي خوردم خالي شد
يکي در مسير هر روزه ام هست که خيلي آزار دهنده است که گفته حجاب براي زن مثل چتر است

سلام عرض شد
عید شما مبارک

نظر خود را بنویسید:

(If you haven't left a comment here before, you may need to be approved by the site owner before your comment will appear. Until then, it won't appear on the entry. Thanks for waiting.)

                   

                

       


: