November 2020
October 2020
September 2020
August 2020
July 2020
June 2020
May 2020
April 2020
March 2020
January 2020
December 2019
November 2019
September 2019
August 2019
April 2019
March 2019
February 2019
January 2019
December 2018
October 2018
September 2018
August 2018
July 2018
June 2018
April 2018
March 2018
January 2018
December 2017
October 2017
September 2017
August 2017
July 2017
May 2017
April 2017
March 2017
February 2017
January 2017
December 2016
November 2016
October 2016
September 2016
July 2016
June 2016
May 2016
April 2016
March 2016
February 2016
January 2016
December 2015
September 2015
July 2015
June 2015
May 2015
April 2015
March 2015
January 2015
December 2014
October 2014
September 2014
August 2014
June 2014
May 2014
April 2014
February 2014
December 2013
November 2013
October 2013
September 2013
August 2013
July 2013
May 2013
April 2013
March 2013
February 2013
January 2013
December 2012
November 2012
October 2012
September 2012
August 2012
June 2012
May 2012
March 2012
January 2012
December 2011
July 2011
June 2011
May 2011
April 2011
March 2011
February 2011
January 2011
December 2010
October 2010
September 2010
August 2010
July 2010
June 2010
May 2010
March 2010
February 2010
January 2010
December 2009
November 2009
October 2009
September 2009
August 2009
July 2009
June 2009
May 2009
April 2009
March 2009
February 2009
January 2009
December 2008
November 2008
October 2008
September 2008
August 2008
July 2008
June 2008
May 2008
April 2008
March 2008
February 2008
January 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
April 2006
March 2006
February 2006
January 2006
December 2005
November 2005
October 2005
September 2005
August 2005
July 2005
June 2005
May 2005
April 2005
March 2005
February 2005
January 2005
December 2004
November 2004
October 2004
September 2004
August 2004
July 2004
June 2004
January 2004
December 2003
November 2003
October 2003
September 2003
                
info at bbgoal.com
rouyasadr at yahoo.com


Enter Your Email
 





سیر و سفر در وادی طنز
November 16, 2020

%D8%B3%DB%8C%D8%B1%DB%8C%20%D8%AF%D8%B1.jpg


از انتشار نشریه شاهسون که اولین آثار طنز مطبوعاتی زبان فارسی را در خود داشت بیش از یک قرن می‌گذرد، طنزی که بعدها به‌تناسب شرایط اجتماعی و سیاسی پیش رفت و به یک جریان در مطبوعات معاصر کشورمان تبدیل شد. کتاب «سیری در داستان‌های کوتاه از نشریات طنز و فکاهی» که به کوشش زنده‌یاد محمد رفیع ضیایی و غلامرضا کیانی رشید فراهم آمده و اخیراً از سوی انتشارات مروارید منتشرشده راوی حرکت این جریان از طنز از سال 1286 تا امروز است.
کتاب در سه فصل سامان‌یافته است. فصل اول به بررسی تحلیلی سیر تحول نشریات طنز و فکاهی اختصاص دارد. این بررسی در بستر رخدادهای سیاسی و اجتماعی ایران معاصر دنبال شده است و نشان می‌دهد که نه‌تنها محتوا، مضمون و قالب طنز مطبوعاتی معاصر از شرایط سیاسی و اجتماعی تأثیر پذیرفته بلکه اصولاً حیات و سرنوشت نشریات طنز معاصر نیز با سیاست گره‌خورده است. برای مثال در کتاب حاضر می‌بینیم که چگونه در دوره پهلوی اول نشریات سیاسی انتقادی چون ناهید جای خود را به نشریات فکاهی صرف می‌دهند تا اینکه از شهریور 20 تا 1332 زمینه برای حضور دوباره نشریات فکاهی سیاسی فراهم می‌شود.
این فصل با فهرست کاملی از نشریات طنز و فکاهی 1286 تا امروز همراه است. این فهرست به تفکیک مقاطع مهم تاریخ سیاسی ایران معاصر طبقه‌بندی شده که برای پژوهشگران طنز بسیار راهگشاست و کامل‌ترین فهرستی است که تاکنون از نشریات طنز معاصر تدوین شده است. نویسندگان کتاب خود از چهره‌های طنز و کاریکاتور معاصرند و این امر، زمینه‌ساز ارائه نگاهی از درون به روند طنز مطبوعاتی معاصر و انتقال دریافتی واقع بینانه از افت‌وخیزهای آن است.
فصل دوم کتاب به معرفی برخی نشریات اثرگذار طنز و فکاهی تاریخ معاصر اختصاص دارد. این نشریات عبارت‌اند از: صوراسرافیل، ناهید، چلنگر، توفیق، کاریکاتور، توفیقیون (فکاهیون)، خورجین، گل‌آقا و طنزوکاریکاتور. مشخص نیست که ملاک نویسندگان کتاب برای اثرگذار بودن یک نشریه چیست. برای مثال نشریاتی چون باباشمل و حاجی‌بابا انتشاریافته در پیش از انقلاب و نامه‌آهنگر انتشاریافته در پس از انقلاب در قیاس با برخی نشریاتی که در کتاب آمده است (مثل توفیقیون) اگر اثرگذارتر هم نباشند قطعاً اثرگذاری کمتری ندارند. البته ازآنجاکه حتی همکاری منوچهر احترامی با نشریه نامه‌آهنگر نیز در بیوگرافی او در کتاب نیامده است، شاید این کمبود و نقصان خارج از اراده گردآورندگان کتاب باشد!... یکی از نشریاتی که در کتاب حاضر به‌صورت مفصل موردبررسی قرار گرفته ناهید (1300 - 1309) است. ناهید از نشریات مهم و اثرگذار تاریخ معاصر است که در طی انتشار خود با فرازوفرودهای بسیاری روبرو بوده است و تاکنون در پژوهش‌های طنز به آن پرداخته نشده است. معرفی این نشریه در این کتاب (که با نمونه‌هایی از آثار آن نیز همراه شده) بی‌شک برای پژوهشگران راهگشاست و تسلط نویسنده (محمد رفیع ضیایی) روی مباحث مربوط به طنز ترسیمی، تصویری دقیق و کارشناسانه را از این نشریه در دست می‌دهد که حتی در مقایسه لوگوی ناهید با صوراسرافیل نیز متجلی است (هردو لوگو فرشته آزادی را به تصویر کشیده‌اند که از مشرق بال گشوده و آمده و جلو اهریمن استبداد ایستاده است.)همچنین در بخشهای مربوط به نشریات توفیق و کاریکاتور نیز این نگاه کارشناسانه به کاریکاتور مشهود است. از این‌رو اگرچه کتاب حاضر به بررسی آثار داستانی نشریات اختصاص دارد ولی تسلط ضیایی بر کاریکاتور و پیشینه آن، باعث شده که در آن بررسی فرمی و محتوایی طنز ترسیمی نشریات فکاهی همپای طنز مکتوب (و گاه بیش از آن) موردنظر قرار گیرد.
فصل سوم که بخش مهم و عمده کتاب است، به 55 داستان کوتاه از نویسندگان نشریات فکاهی و طنز اختصاص دارد و به علت محدودیت تعداد صفحات کتاب، بیشتر تمرکز بر نویسندگان قدیمی‌تر قرارگرفته است. از رهگذر مطالعه این داستان‌ها می‌توان با فضای آثار مطبوعات فکاهی و طنز معاصر آشنا شد و به روند حرکت داستان‌های این نشریات دست‌یافت. همچنین این داستان‌ها به‌مثابه اسناد تاریخی، مخاطب را با سبک زندگی و مسائل مردم دوره‌های مختلف بازه زمانی موردبررسی آشنا می‌کنند. در میان آثار گردآمده، داستان‌های خواندنی کم نیست؛ از آن جمله می‌توان از داستان «اندازه گرفتند دیدند دو زرع و نیم است» نوشته پولادور به نقل از هفته‌نامه توفیق و «سفر اسرارآمیز» نوشته منوچهر پازوکی به نقل از مجله خورجین اشاره کرد. داستان «بزرگداشت آقای ملنگدوست» نوشته منوچهر احترامی به نقل از ماهنامه گل‌آقا نیز جای خود دارد که نقل یک اثر از احترامی، قادر است عیار یک مجموعه طنز را تا حد قابل‌توجهی بالا ببرد! البته برخی از آثار کتاب نیز ممکن است با سلیقه مخاطب امروزی فاصله داشته باشد ولی این مجموعه به‌عنوان یک اثر پژوهشی فراتر از نگاه و یا دریافت مخاطب امروزی فراهم آمده و درصدد انعکاس روند دگرگونی ژانر داستان در نشریات فکاهی است و ازاین‌رو در ارزش‌گذاری این آثار باید تأثیری را که بر شرایط اجتماعی و سیاسی زمانه خود گذاشته‌اند و نقشی که در ارتقای فرمی و تکنیکی این بخش از هنر نوشتاری معاصر ایفا کرده‌اند در نظر گرفت و آن‌ها را در ظرف زمانی خودشان سنجید.
یکی از مشکلاتی که در بررسی‌های این‌چنینی پیش روی پژوهشگران ما قرار دارد در دسترس نبودن تمام نشریات بازه زمانی موردنظر است. بااین‌حال به نظر می‌رسد کتاب حاضر در انعکاس تصویری از روند داستان کوتاه طنز و ارائه آثار نویسندگان این ژانر موفق عمل کرده است، چراکه بیشتر نویسندگان داستان‌های طنز، در نشریات مختلف قلم زده‌اند و در صورت دسترسی نداشتن به نشریه‌ای، می‌شود آثارشان را در نشریات قابل‌دسترس دیگر جست.
داستان‌ها به ترتیب حروف الفبایی نام نویسندگان ترتیب یافته است. شاید اگر آثار به‌تناسب زمان انتشار نشریات نظم می‌یافت مخاطب می‌توانست به درک واقعی‌تری از روند رشد و حرکت شکلی و محتوایی داستان‌های طنز در طی زمان برسد، اگرچه نظم الفبایی برای دستیابی به نام نویسندگان موردنظر کاربرد بیشتری داشته باشد.
داستان‌های کتاب با زندگینامه نویسندگان و نیز منبع آثار آمده است. البته زندگینامه‌ها ازنظر حجم و محتوا یکدست نیست. برای مثال بیوگرافی علی‌اکبر دهخدا شامل بررسی تحلیلی سیر حرکت او در طنزپردازی و طنزنویسی و تأثیر او بر جریان طنز معاصر است درحالی‌که این بررسی تحلیلی در مورد دیگر نویسندگان بکار نرفته است. گاهی نیز منبع اثر مشخص نیست و یا فاقد زندگینامه نویسنده است که احتمالاً این امر پیامد دردسترس قرارنداشتن آرشیو تمام مطبوعات طنز عصر حاضر است.
کتاب در بررسی نشریات معاصر اطلاعاتی جالب به مخاطب امروزی ارائه می‌دهد. برای مثال او را با تصویر جدیدی از چهره بزرگ علوی داستان‌نویس معاصر، بمثابه نویسنده داستان‌های فکاهی در نشریه چلنگر روبرو می‌‌کند. همچنین ردپای برخی از آثار داستانی معروف و ماندگار معاصر را می‌توانیم در چلنگر ببینیم، از «قصه عینکم» نوشته رسول پرویزی (که برگرفته از داستان «نوردیده» در چلنگر است) گرفته تا «ماهی سیاه کوچولو» نوشته صمد بهرنگی (که بسط یافته داستان «ماهی قرمز شجاع» این نشریه است). همچنین در کتاب، داستانی خواندنی با عنوان ماهی گلی از پرویز شاپور آمده که حاصل ذهن خلاق و شاعرانه اوست؛ داستانی که حسین توفیق در پرورش آن نقش داشته و حیف بود که در بایگانی مطبوعات طنز بماند و خاک بخورد!
در کتاب حاضربرخی اشتباهات چاپی و یا تایپی نیز بچشم می‌‌خورد که امید می‌رود در چاپ‌های بعدی تصحیح شود. برای مثال در صفحه 35، نام نشریه خوش‌خنده، خوش خند چاپ‌شده است. در صفحه 52، نام محمدامین محمدی، محمدامین محمد چاپ‌شده است. در صفحه 212، ترجیح بندآمده که ترجیع‌بند به‌عنوان یکی از قالب‌های شعری صحیح است. در صفحه 63، نام نشریه مش حسن به‌اشتباه، مشد حسن آمده است.
نکته آخر آنکه مناسب بود اگر نویسندگان عنوان کوتاه‌تری را برای کتاب برمی‌گزیدند و از :«سیری در...» به عنوان نام فرعی کتاب استفاده می‌کردند.
درمجموع به نظر می‌رسد در شرایط کمبود منابع نظری طنز، کتاب حاضر می‌تواند دریچه‌هایی را برای تحقیق پیش روی پژوهشگران بگشاید و مطالعه داستان‌های آن مخاطب کرونا زده امروز را کمک کند که ذهنش کمی بیاساید و نفس بکشد، گرچه این حسرت نیز با مخاطب همراه است که کاش زنده‌یاد ضیایی در بین ما بود و با دیدن ثمره زحماتی که برای تدوین این مجموعه ارزشمند همراه دیگر نویسنده کتاب (غلامرضا کیانی رشید) متحمل شده، در این حس خوب با مخاطب شریک می‌شد...



نظر خود را بنویسید:

(If you haven't left a comment here before, you may need to be approved by the site owner before your comment will appear. Until then, it won't appear on the entry. Thanks for waiting.)

                   

                

       


: